45
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

اسلامي پس از قتل عثمان، خليفة سوم (در سال ۳۵ هجري)، يکي از اسباب بسيار مهم در پيدايش اِسناد بوده است.۱
آنهايي که به شکل‏گيري اِسناد در دورة تابعين اعتقاد دارند، چنين استدلال مي‏کنند که با درگذشت اکثر صحابه، ديگر اطّلاعات بي‏واسطه درباره پيامبر صلي الله عليه و آله وجود نداشت. اين وضع همگان را مجبور ساخت که هر گاه کسي خبري درباره پيامبر صلي الله عليه و آله دهد، منبع و مأخذ سخنش را مطالبه کنند.۲ گاه برخي محقّقان اين تاريخ‏گذاري را به عامل تاريخي خاصي پيوند مي‏دهند: فزونيِ منازعات در جامعه اسلامي پس از مرگ معاويه، پنجمين خليفه و سر سلسلة امويان (در سال ۶۰ هجري) که از آن با عنوان «فتنة دوم» ياد مي‏کنند.۳ احتجاج ديگر به نفع وجود اِسناد در دورة تابعين برگرفته از خود برخي روايات بوده است. في‌المثل يوزف هوروويتس از روايتي که در سند آن گفته شده زُهري (م ۱۲۴ ق) برخي از منابع و راويان خود را نام برده است، چنين نتيجه گرفته که در نسل پيش از زُهري، يعني در دورة تابعين متقدم در پايان قرن نخست هجري، اِسناد به کار مي‏رفته است.۴ ترجمه‏اي انگليسي از اين مقالة هوروويتس که يکي از نخستين تلاش‏ها در اين زمينه به شمار مي‏آيد، به ضميمة برخي از ملاحظات بعدي خود او در اين کتاب (فصل ۷ و ۸) گنجانده شده

1.. Abbott, Studies, II, ۱; Azmi, Studies, ۲۱۳.

2.. Loth, “Ursprung”, ۵۹۵-۹۶; James Robson, “The IsnAd in Muslim Tradition”, Transaction of the Glasgow Universtiy Oriental Society ۱۵, (۱۹۵۳), ۱۵-۲۶; Motzki, Origins, ۱۱۹.

3.. Robson, "The IsnAd in Muslim Society", ۲۱; G.H.A. Juynboll, "The Date of the Great Fitna", Arabica ۲۰ (۱۹۷۳), ۱۴۲-۴۹; idem, Muslim Tradition, ۱۷-۱۹; ۷۵; idem, "Muslims Introduction to his Sahih, Translated and Annotated with an Excursus on the Chronology of Finta and Bida", Jerusalem Studies in Arabic and Islam ۵ (۱۹۸۴), ۲۶۳-۳۱۱.

4.. Josef Horovitz, "Alter und Ursprung des IsnAd", Der Islam ۸ (۱۹۱۸), ۴۳. (ترجمة اين مقاله در فصل ۷ همين کتاب آمده است) امّا هوروويتس در زمان تأليف مقالة خود نتوانست اثبات کند که حديث مورد بحث به زُهري باز مي‏گردد. اين نکته را سالها بعد يُنبُل و شوئِلِر در اين دو اثر نشان دادند: G.H.A. Juynboll, “Early Islamic Society as Reflected in its Use of IsnAd”, Le Museon ۱۰۷ (۱۹۹۴), ۱۷۹-۸۵; Schoeler, Charakter und Authentie, ۶۲-۷۹.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
44

نيستند و اِسناد آنها نيز ـ دست‏کم در مواردي که به پيامبر و صحابه نسبت داده مي‏شود ـ بايد جعلي باشد.۱
بحث در باب اعتبار اِسناد به طور کلي و شناخت قديم‏ترين بخش سند به طور خاص ناگزير به اين پرسش انجاميد که خاستگاه يا منشأ اِسناد چيست؟ به عبارت ديگر، از کي اين رسم در ميان ناقلان حديث متداول شد که منبع خبر خود را ذکر کنند؟ بحث‏هاي مفصلي حول اين مسئله مطرح شد که مسلمانان نيز در آنها مشارکت داشتند و در مجموع سه تاريخ زماني براي پيدايش اِسناد ارائه کردند: ۱) بسيار قديم، در زمان حيات صحابه (تا حدود سال ۶۰ هجري)؛ ۲) در زمان تابعين (تقريباً در فاصلة سال ۶۰ تا ۱۲۰ هجري)؛ ۳) در دورة نسل بعدي (حدوداً ۱۲۰ تا ۱۸۰ هجري). عوامل و ملاحظات مختلفي از جمله تأملات تاريخي، اخبار موجود در منابع اسلامي راجع به خاستگاه سند، و/ يا تحقيقاتي در خود سندها، مبناي استنتاج هر يک از اين سه تاريخ‏گذاري بوده است. چکيده‏اي از اين ديدگاه‏ها را در ادامه خواهم آورد، امّا گزارش مفصل‏تري از اين موضوع را مي‏توان در مقالة جيمز رابسون پي‏گيري کرد که در کتاب حاضر (فصل ۹) عيناً چاپ شده است.
تصور کساني که از نظرية آغاز زودهنگام سنّت ناقلان در اشاره به نام محدّثان قبل از خود طرفداري مي‏کنند اين است که مسلمانان پس از وفات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ، در صدد اِبتناي زندگي خود بر پايه الگوي نبوي بودند و از همين زمان نقل اخبار مربوط به پيامبر صلي الله عليه و آله رايج شد. از ظواهر چنين پيداست وقتي کسي که پيامبر صلي الله عليه و آله را ملاقات نکرده بود سخني درباره پيامبر صلي الله عليه و آله يا به نقل از وي گزارش مي‏کرد، احتمالاً از او مي‏خواستند منبع خبر خود را اعلام کند، به ويژه وقتي مسئله‏اي حساس يا موضوعي نزاع‏انگيز در ميان بود.۲ به نظر اينان، دو‌دستگي و اختلافات جامعة

1.. See above, xviii, xxii-xxiii; also Goldziher, Muhammedanische Studien, II, ۱۴۷-۵۲ (= Muslim Studies, II, ۱۴۰-۴۴); idem, "Neue Materialien zur Litterature des Uberlieferungswesens bei den Muhammedanern", Zeitschrift der Deutschen Morgenlandischen Gesellschaft ۵۰ (۱۸۹۶), ۴۷۸, ۴۸۴-۸۶ [reprinted in Gesammelte Schriften, IV, ۶۷-۱۱۰]; Schwally, "Quellen", ۱۲۵-۲۷; Schacht, Origins, ۱۶۳.

2.. Cf. Sprenger, “Traditionswesen”, ۱-۳; Azmi, Studies, ۲۱۳.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6201
صفحه از 534
پرینت  ارسال به