397
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

سؤال‏گونه مي‏خواست حس خوبش را نسبت به سؤال‏کننده ابراز کند. مي‏توان آن را اين گونه ترجمه کرد. «کسي که اين سؤال را پرسيد، خود شاهدي است بر اين مسئله».
۷. «إنّه لا يأتي الخيرُ بالشَّرِّ». اين عبارت را مجدداً بررسي خواهيم کرد؛ امّا عجالتاً، فقط تفسير سنّتي خود قسطلاني را مطرح کنيم که مي‏گويد. اين عبارت يعني «آنچه خدا خير بداند، خير است و آن را که خدا شر بداند شر است». سِندي تفسيري فايده‏گرا (utilitarian interpretation) ارائه مي‏کند و مي‏گويد خير در اين جا به معناي «دارايي مادي» (مال) است. وي براي اين معنا، به آية ۱۸۰ (۱۷۶) سورة بقره [: کتب عليکم إذا حضر أحدکم الموت إن ترک خيرا الوصية للوالدين والأقربين] اشاره مي‏کند.
۸. باقلاني اين پاراگراف را در إعجاز القرآن خود به عنوان يکي از مصاديق «بديع» در سخنان منسوب به حضرت محمّد صلي الله عليه و آله ذکر کرده است.۱ وي اين متن را با ساختار صحيح نحوي‏اش ذکر مي‏کند. (إنّ ممّا يُنبتُ الرَّبيعُ ما يقتلُ حبطا أو يلمّ)، در حاليکه در تمام پنج گونه نقلي که در اينجا مطرح شد [الف، و، ز، ي، ک]، ضمير «ما» و عبارت متمم «حبطا» (بجز در گونه «ي») وجود ندارد، که قسطلاني نيز به آن توجه کرده است. ۲ «حبطا» ـ به معناي «ورم سراسري» و طبق نظر قسطلاني، بيماري‏اي که شتران را هلاک مي‏کند ـ تقريباً در تمام گونه‏هاي ديگر آمده است و

1.. باقلاني، إعجاز القرآن (قاهره، ۱۳۴۹ ق)، ص ۷۰.

2.در بيشتر نقل‏هاي قديمي (مُسلِم، بخاري، احمد بن حنبل، نسائي و بيهقي) عبارت به صورت مجهول چنين آمده است. «إنّ ممّا ينبت الربيع يقتل [حبطا] أو يلّم». تنها يکي از نقل‏هاي بخاري کمي تفاوت دارد. «إنّه کلّما ينبت الربيع ما يقتل حبطا أو يلمّ». به جز باقلاني که مؤلّف در متن بالا به وي اشاره مي‏کند، شکل صحيح‏تر اين جمله را در آثار ديگري نيز مي‏يابيم. في‌المثل نک. غريب الحديث، أبوعبيد قاسم بن سلام (م ۲۲۴ ق)، ج ۱، ص ۸۹؛ غريب الحديث، ابن‌قتيبة (م ۲۷۶ ق)، تحقيق عبد‌اللّه‏ الجبوري، بيروت، دارالکتب العلمية، ۱۴۰۸ ق / ۱۹۸۸ م، ج ۲، ص ۱۵۷؛ مفردات غريب القرآن، راغب الاصفهاني (م ۵۰۲ ق)، ص ۱۰۶؛ الفائق في غريب الحديث، جاراللّه‏ زمخشري (م ۵۳۸ ق)، ج ۲، ص ۱۰۷؛ مجمع البيان، امين‌الاسلام طبرسي، ج ۲، ص ۷۲ ـ ۷۳. (ويراستار)


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
396

۲. قسطلاني «شکوه دنيا» (زهرة الدنيا) را به زيبايي زايل شدني دنيا تفسير کرده است.۱ اين عبارت عيناً در همة نقل‏ها وجود دارد و در آية ۱۳۱ سورة طه نيز به همين معنا به کار رفته است.
۳. تفاسير اشاره مي‏کنند که نام سؤال کننده براي آن‏ها مشخص نشده است.
۴. «دريافتيم» ترجمة عبارت «رأينا»، «رُئينا»، «اُرينا» است که در متن روايات و تفاسير مختلف به کار رفته است که البته «اُرينا» احتمالاً قديمي‏تر (آرکائيک‏تر) از بقيه است. اصل سکوت پيامبر ـ طبق نظر قسطلاني ـ اشاره به آن دارد که او منتظر وحي بوده است.۲ متن روايت آشکارا در پي بيان اين است که آنچه متعاقباً رخ داد حامل مرجعيتي همانند وحي قرآني است.
۵. عرق در ترجمة واژة «رُحَضاء» به معناي عرق سنگين يا عرق داغي است «که پوست را مي‏شويد» (سيوطي). اين تعبير در هيچ روايت ديگر در جوامع حديثي به کار نرفته است. ۳

۶. بر اساس تفاسير عبارت «گويي مي‏خواست او را تحسين کند»، نشان مي‏دهد که پيامبر صلي الله عليه و آله از اين پرسش مسرور شدند. تنها در گونة «ز» پيامبر صلي الله عليه و آله به جاي «أين السائل؟» مي‏گويد. «أشاهدون السائل؟» از نظر سِندي شارح، پيامبر صلي الله عليه و آله با اين پاسخ

1.. قسطلاني، إرشاد، ج ۹، ص ۶۰.

2.. همو، ج ۳، ص ۶۰.

3.سخن مؤلّف ظاهراً به استقصاي تام متکي نيست. قديم‏ترين متون لغت عرب چون العين (خليل بن أحمد م ۱۷۵ ق) اين واژه را به عرق حمي [تب] ترجمه کرده‏اند. اين سخن بعدها در صحاح (جوهري م ۳۹۹ق) و ديگر متون لغوي متأخّر تکرار شده است. در متون سيره و تاريخ نيز اين واژه را فراوان مي‏توان يافت. في‌المثل نک. سيرة النبي، ابن‌هشام (م ۲۱۸ ق)، تحقيق محمّد محيي‌الدين عبدالحميد، قاهره، ۱۳۸۳ ق / ۱۹۶۳م، ج ۱، ص ۱۴۳. به جز اين، واژه «رُخصاء» را غالبا در دو جاي ديگر در متون کهن آمده است. نخست در گزارش‏هاي راجع به وفات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ، مثلاً در غريب الحديث، أبوعبيد قاسم بن سلام (م ۲۲۴ ق)، ج ۴، ص ۴۱۳، والفائق في غريب الحديث، جار اللّه‏ زمخشري (م ۵۳۸ ق)، ج ۲، ص ۲۷، و دوم در داستان معروف سؤال از مالک بن أنس راجع به آيه «الرحمن علي العرش استوي». براي نمونه‏اي از آن، نک. ابن‌حجر عسقلاني، فتح الباري، ج ۱۳، ص ۳۴۲. (ويراستار)

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6126
صفحه از 534
پرینت  ارسال به