۵. سرانجام رسولاللّه در حالي که عرق از صورتش پاک ميکرد، آرامش خود را باز يافت.
۶. و فرمود. «آنکه اين سؤال را پرسيد، کجاست؟» گويي ميخواست او را تحسين کند.
۷. سپس فرمود: «خير نميتواند شر ايجاد کند».
۸. امّا از ميان چيزهايي که زمين (الربيع) باعث رشدشان ميشود، برخي کشته ميشوند يا در آستانة آن قرار دارند.
۹. تنها استثناً آکلة الخَضِر است، زيرا او تا هنگامي ميخورد که شکمش پر شود، سپس آفتاب ميگيرد، بعد شکمش را تخليه و ادرار ميکند و سپس چرا را از سر ميگيرد.
۱۰. پس اين ثروت، علف نرم است، صحابه مؤمن کسي است که از آن مال به فقرا، ايتام و در راه ماندگان ببخشد يا همانگونه که رسول خدا صلي الله عليه و آله توضيح دادند.
۱۱. امّا آنکه آن را از راه حرام بدست آورد، شبيه کسي است که ميخورد ولي هرگز سير نميشود و سپس در روز قيامت شاهدان عليه او شهادت ميدهند».
علاوه بر نهاية ابن اثير،۱ شروح و تفاسير روايي به تفصيل به چند موضوع ديگر دربار? ظرافتهاي خاص نحوي اشاره ميکنند و اصطلاحات خاصي را هم که کمتر معروفاند، توضيح ميدهند. به جز اين، تمام همّ خودشان را صرف تمثيل دوگانهاي کردهاند که در روايت آمده است؛ يعني تشبيه شخصي که به دنبال جمع افراطي مال دنياست به حيواني که به علت سوء هاضمه ميترکد، و تشبيه آن که راه اعتدال را در پيش ميگيرد و با انگيزههاي پرهيزگارانه پول خود را ميبخشد، به حيواني که به طور غريزي جريان گوارشياش را تنظيم ميکند.
به چند نکته در باب متن روايت بايد توجه کرد [شمارهها مطابق با شمارههاي تقسيمبندي متن روايت است].