[۲۴۴] شرح نمودارها
نمودارهاي صفحات پيشين إسنادهاي بسيار مهمي را نشان ميدهد که در اين مقاله بنا بر تجزيه و تحليل شاخت/ يُنبُل مورد بحث قرار گرفته است. اين روش خاص تجزيه و تحليل إسناد را به نام اين دو نفر ميخوانم، زيرا يوزف شاخت آن را در کتاب مبادي فقه اسلامي۱ بسط داده و بعدها خوتير ه. آ. يُنبُل به کمال رساند و با موفقيت چشمگيري آن را در کتاب سنّت اسلامي۲ و مقالهها و سخنرانيهاي بعدي در همين موضوع به کار گرفته است. با اين همه، بايد تأکيد کنم که ديگر محقّقان، يعني يوزف فانإس و مايکل کوک، نيز به خوبي اين روش را به کار گرفته و اعتلاي بيشتر بخشيدهاند.
نقطة آغاز براي تجزيه و تحليل إسناد، بنابراين روش، عبارت است از حديثي واحد که در مجموعههاي حديثي متعدد آمده است. تا حد ممکن تمامي إسنادهاي موجود اين حديث جمعآوري و مقايسه شده و در نمودار ارائه گرديده است. در روش ارائة ينبل، که يکي از روشهاي مطالعة اخير بوده، پيامبر صلي الله عليه و آله در مقام قديمترين راوي و راوي اصلي، در انتهاي زنجيره قرار گرفته است، در حالي که راويان بعدي در رديفهاي بالاتر قرار گرفتهاند. فلشها نحوه انتقال حديث را نشان ميدهد. طرق نقلي که مشکوکند (و موثّق نيستند) يا به تناوب توثيق شدهاند با خطوط منقطع نمايانده شدهاند. به اين طريق ميتوان نشان داد که در بسياري احاديث نبوي، سه يا چهار راوي قديمي در تمامي إسنادها (ولو در مواردي متفاوت) يکياند و شاخههاي إسناد در دورههاي بعد متعدد شده است. بنابراين، در روش ارائه ما، نمودارها به شکل درختي است. در موارد مربوط به روايات صحابه، اغلب شاخهبنديهاي إسناد به دورههاي اوّليّه متعلق است. راوي ماقبل شاخهبندي شدن إسناد، به عبارتي ديگر آخرين راوي مشترک، را يُنبُل و شاخت «حلقة مشترک» (cl) ناميدهاند. به نظر شاخت «حلقة مشترک» نشان دهندة قديمترين فرد محتمل است که حديث ميتوانسته از او انتشار يافته باشد. يُنبُل آخرين موارد را که نمودار درختي
1.. Joseph Schacht, The Origins of Muhammadan Jurisprudence (Oxford, ۱۹۵۰), ۱۷۱ff.
2.. Juynboll, Muslim Tradition, ۲۰۶ff.