گردآوري احاديث صرفاً به منظور تأييد و جانبداري عالمان از آراي خود نبوده است، بلکه بيشتر از آن، حميّت (و اشتياق) جدي گردآورندگان سببساز امر جمع و کتابت بوده است. به همين دليل، گاه ميبينيم ايشان رواياتي را انتشار دادهاند که با باورهاي آنها و يا با ديگر احاديث نيز متعارض بوده است.
در ادامة مقاله، مجدداً به بحث از اين پرسش از نو خواهيم پرداخت. تلاش ما براي حلّ مسئله نه براي جايگزيني [پاسخمان] به جاي راهحلهاي قديمي، بلکه
به نيت افزودن آن به موارد قبلي است. بحث اصلي مورد نظر ما در اين مقاله
از سويي ملهم از «وجه مغرضانه» مطرح شده توسط گلدتسيهر است، که گاه
در ارتباط با ردّ نگارش حديث ميتوان آن را يافت، و از سويي ديگر ملهم از پاسخي است که محقّقان يهودي به پرسشي مشابة اين در حيطة (کاري) خود ارائه دادهاند.
[۲۲۵] در متون محقّقانة يهودي، اساساً پنج پاسخ را در تبيين و توضيح اين مسئله ميتوان يافت.۱ با اين همه، اين راهحلها در اغلب موارد حدسي و فرضياند؛ ظاهراً محال مينمايد که براي اين موارد به شواهدي عيني (و ملموس)، شواهد متني يا جز آن استناد کرد.۲ نظريههايي که کمتر مطرح شدهاند به قرار زير است:
۱. منع نگارش با اين هدف بوده که «بررسي احکام فقهي به جمعي از علماي فاضل و خبره» محدود شود.
۲. منع نگارش «دليلي اسرارآميز داشته است؛ گويي احساس غالب اين بوده که فقط «يک» تورات مکتوب بايد وجود داشته باشد».
۳. اين اقدامي احتياطي بوده تا با الحاق هر گونه مطالب اضافي بدعتآميز با [حتي] افزودن کل يک رساله که اصالتشان در مدارس علمي مورد مناقشه بوده است مقابله کنند.
1.. اين راهحلها را جوليوس کاپلَن در اثر زير گرد آورده است:
Julius Kaplan, The Redaction of the Babylonian Talmud (New York, ۱۹۳۳), ۲۶۵, ۲۶۸.
2.. بنا به گفتة جوليوس کاپلَن در همان اثر فوقالذکر.