۱۳۷۲. نهج البلاغه: - در سخنرانى امير مؤمنان عليه السلام در ياد كرد پيشامدهاى ناگوار - : فرمود : «هان! پدر و مادرم فدايشان باد! آنها از جمله كسانى اند كه نامشان در آسمان، معروف و در زمين، ناشناخته است. هشيار و چشم به راهِ [حوادث آينده همانند ]پشت كردن كارهايتان و گسسته شدن پيوندهايتان و روى كار آمدن كوچكترتان باشيد آن هنگام، تحمّل ضربه شمشير، براى مؤمن، آسانتر از يافتن درهمى از راه حلال است آن هنگام، عطا شونده پاداشى بيشتر از عطا كننده دارد. آن هنگام، نه از باده، كه از نعمت و دوام آن، مست مىشويد و بى آن كه ناگزير باشيد، سوگند ياد مىكنيد و به راحتى دروغ مىگوييد، و آن، هنگامى است كه بلا شما را مىگزد، همان گونه كه پالان شتر، كوهانش را مىگزد. چه طولانى است اين رنج و چه دور است اين اميد!
اى مردم! زمام مركبهاى گناهتان را از دستان خود، رها كنيد و از گِرد فرمانروايتان پراكنده نشويد، كه بر فرجام كارتان نكوهش مىشويد و خود را بى محابا در آتش فتنهاى كه به پيشوازش رفتهايد، در نيفكنيد و از سر راهش دور شويد و راه را برايش باز كنيد كه به جانم سوگند، مؤمن در شعلهاش مىسوزد و نامسلمان در آن، سالم مىماند. مَثَل من ميان شما، مانند چراغ در تاريكى است. هر كس دل به تاريكى زند [و نزديك آيد]، از آن نور مىگيرد. پس - اى مردم - بشنويد و به خاطر بسپاريد و گوش دل حاضر آريد تا نيك دريابيد»۱.۲