پژوهشى در باره حكم برخاستن به هنگام ذكر امام مهدي عليه السّلام با لقب «قائم»
ترديدى نيست كه ابراز ادب و احترام به نام پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله و خاندان ايشان، از جمله ايستادن در هنگام بردن نام و يا لقب امام مهدى عليه السلام، نيكو و مشمول اطلاق تعظيم شعائر الهى۱و نشانه تقواى دل است ، چنان كه احاديث فراوانى نيز بر رعايت ادب و احترام نسبت به اهل بيت عليهم السلام تأكيد دارند .۲
امّا آيا دليل خاصّى براى استحباب قيام و همچنين نهادن دست بر سر به هنگام نام برده شدن از امام مهدى عليه السلام با لقب «قائم» وجود دارد كه بر اساس آن، برخى شيعيان به هنگام ذكر اين لقب، قيام مىكنند و برخى علاوه بر قيام، دست خود را بر سر مىگذارند؟
به نظر مىرسد كه مبناى اين اقدام ، دو گزارش است. متن گزارش اوّل كه در كتاب تنقيح المقال آمده، اين گونه است :
روى محمّد بن عبد الجبّار۳ فى مشكاة الأنوار: أنّ دعبلاً لمّا قرأ قصيدته المعروفة على الرضا عليه السلام و ذكر الحجّة عليه السلام بقوله :
خروج الإمام لا محالة خارجيقوم على اسم اللَّه و البركات
وضع الرضا عليه السلام يده على رأسه و تواضع قائماً و دعا له بالفرج.۴موقعى كه دعبل، قصيده معروفش را براى امام رضا عليه السلام خواند، هنگامى كه به نام امام زمان عليه السلام رسيد، در قول او كه:
ظهور امامى كه به ناچار قيام خواهد كرد، حتمى استاو به نام خدا و بركات او قيام خواهد كرد .
امام رضا عليه السلام با تواضع ايستاد و دستش را بر سرش نهاد و براى فَرَج امام زمان عليه السلام دعا فرمود.
گزارش دوم ، حديثى است كه كتاب إلزام الناصب۵ از كتاب تنزيه الخاطر نقل كرده و متن آن، اين است :
سئل الصادق عليه السلام عن سبب القيام عند ذكر لفظ القائم من ألقاب الحجّة .قال: لأنّ له غيبة طولانية و من شدّة الرأفة إلى أحبّته ينظر إلى كلّ من يذكره بهذا اللقب المشعر بدولته و الحسرة بغربته ومن تعظيمه أن يقوم العبد الخاضع لصاحبه عند نظر المولى الجليل إليه بعينه الشريفة فليقم وليطلب من اللَّه جلّ ذكره تعجيل فرجه .۶
از امام صادق عليه السلام در باره علّت ايستادن هنگام ياد شدن نام «قائم» - كه از القاب حجّت است - ، سؤال شد. فرمود: «زيرا او غيبتى طولانى دارد و از بسيارى محبّت و رأفت نسبت به دوستان خود، بر هر يك از آنان كه او را با اين لقب بخواند، نظر مىكند؛ چرا كه اين نام، يادآور شُكوه دولت او و افسوسى بر غربتش خواهد بود. و از رسوم ادب، اين است كه غلام به هنگام نظر انداختن مولاى بزرگوار خود به او بايستد و خضوع كند و از خداوند، فَرَج (ظهور) او را تمنّا دارد».
1.«وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ؛ كسانى كه شعاير خدا را بزرگ مىشمارند ، اين نشان پرهيزگارى دلهاست» (حج: آيه ۳۲) .
2.ر.ك : اهل البيت در قرآن و حديث : ص ۳۷۷ (بخش هشتم؛ حقوق اهل البيت / فصل سوم / گراميداشت) .
3.منظور، شيخ محمّد بن عبد الجبّار البحرانى (م ق ۱۳ ق) است (ر.ك: الذريعة: ج ۲۱ ص ۵۴، الغدير: ج ۲ ص ۳۶۱). نيز، ر. ك: مؤجج الحزان، عبد الرضا بن محمّد الاُوالى البحرينى.
4.تنقيح المقال : ج ۱ ص ۴۱۸ ، قاموس الرجال : ج ۴ ص ۲۹۰ .
5.تأليف شده در قرن ۱۳ ق.
6.. الزام الناصب : ج ۱ ص ۲۴۲ .