تاکنون هرگز اجازه ندادهاند که حتی یکی از این آیات جعلی وارد رونوشتهایشان از قرآن شود. تا آنجا که ما میدانیم، نسخه خطی مورد نظر ما تنها نسخه موجودی است که، همراه با سورههای اصیل قرآن، شامل این دستبُردها و افزودهها نیز میباشد. ثابت شده است که رساندن آنها به مرحله پذیرش عمومی، حتی نزد شیعیان، غیرممکن است. احتمالا هرگز تلاشی برای متقاعد کردن اهل سنت به پذیرش آنها صورت نگرفته است، چراکه بیهوده بودن چنین تلاشی حتی برای خود جاعل هم باید آشکار بوده باشد.
این نکته در خور توجه است، چون همان چیزی را اثبات میکند که اغلبْ نویسندگان مسیحی در پاسخ به اظهاراتی میگویند که غالبا مسلمانانِ ناآگاه (و گاهی حتی عالمان ایشان) ادعا میکنند که یهودیان یا مسیحیان یا هر دوشان، با حذف پیشگوییهای مربوط به محمد[[ص]] و با افزودن عباراتی که تعلیمگر اصول اعتقادی مخالف با قرآن است، بایبل را تحریف کردهاند. اگر اثبات شده که وارد کردنِ حتی یکی از این جعلیاتِ ساختهشده با آن هدف به قرآنِ عربی غیرممکن است، درباره بایبل نیز چنین است، بهویژه وقتی که کثرت نسخههای اولیه آن را (که تاریخ قرآن نظیری برای آن گزارش نکرده) به یاد آوریم. این مسئله آن چنان روشن است که ما نیازی به کوشش برای اثبات آن نمیبینیم.۱
متن سورة النورین در رونوشتِ من از نسخه خطی، در بسیاری از موارد با آنچه کانُن سل (به نقل از مقاله میرزا کاظم بِگ در مجله آسیاتِک۲ در دسامبر ۱۸۴۳) گزارش کرده، متفاوت و ظاهرا راجح است. چنانچه کسی از خوانندگان ما نسخه دیگری از قرآن سراغ دارد که حاوی اضافات و تغییرات است، یقینا از سر لطف ما را در جریان خواهند گذاشت. اکنون به ارائه ترجمهای از متن عربی این افزودههای شیعی به قرآن میپردازیم.