اگر این روایت را باارزش تلقی کنیم خواهیم دید که امام رضا[[ع]] در مواقع نیاز به علم خفی از «کتاب فاطمه» استفاده نمیکرده است، هرچند همان طور که در بالا دیدیم، گفته شده که کتاب فاطمه[[س]] فهرستی از حاکمان زمین را در بر دارد. پس نباید عجیب باشد اگر برخی به این نتیجه رسیده باشند که «کتاب فاطمه» و «کتاب غیبگویی» دو نام برای یک کتاب واحد بودهاند.
قرآن و «کتاب فاطمه»
بیشتر منابع شیعی موافقاند که «کتاب فاطمه» محتوی هیچ متن قرآنیای نیست. آنها در این باره متکی بر سخنی از جعفر صادق[[ع]] هستند که از او نقل شده است: ”به خدا سوگند، ما کتاب فاطمه ـ سلام بر او باد ــ را در اختیار داریم. به خدا سوگند، شامل حتی یک حرف از قرآن شما نیست، اگرچه سه برابر قرآن است."۱
اما درباره نام عربی مُصحَف که به این کتاب داده شده، شیعیان اشاره میکنند که این واژه میتواند به هر نوشته مکتوبی که بین دو جلد فراهم میآید اشاره داشته باشد، و از همین رو میتواند برای نام نهادن بر هر کتابی استفاده شود، و نه فقط قرآن. در واقع، اگرچه این کلمه غالباً برای اشاره به قرآن استفاده میشود اما هیچ گاه در خود قرآن به این معنا نیامده است. شیعیان اصرار دارند که استفاده مکرّر از این کلمه برای اشاره به قرآن به خودیِ خود دالّ بر تغییر معنای اولیه واژه نیست. علاوه بر این، آنها اشاره میکنند که مصحف به مفهوم قرآن تنها پس از وفات محمّد[[ص]] در زمان خلافت ابو بکر (خ. ۱۰-۱۲/۶۳۲-۶۳۴م) در میان اهل سنّت مورد استفاده قرار گرفت و رایج شد.۲
ابن اَشته (محمد بن عبد الله)۳ (د. ۳۶۰/۹۷۱) در کتاب المصاحف خود این نقل قول را که موسی بن عقبه۴ (د. ۱۴۰/۷۵۸) به ابن شهاب الزُّهری۵ (د. ۱۲۴/۷۴۲) نسبت داده، آورده است: ”وقتی آنها قرآن را جمع کردند و بر اوراق نوشتند، ابو بکر خواست تا نامی برایش
1.. الاسترآبادی، تأویل، ص۱۰۹.
2.. دربارۀ ابو بکر ن.ک: W. Montgomery Watt, "Abū Bakr”, EI۲, ۱۹۸۶, vol. I, pp. ۱۰۹-۱۱۱
3.. ن.ک: الزِرِکلی، الأعلام، ج۶، ص۲۲۴.
4.. همان، ج۷، ص۳۲۵.
5.. همان، ج۷، ص۹۷.