محمد[[ص]] نازل شد. پاسخ آنها این بود که به رونوشت علی[[ع]] هیچ نیازی ندارند، زیرا خودشان رونوشتی از قرآن را دارند. علی[[ع]]، که از برخورد آنها خشمگین شده بود، پاسخ داد که دیگر هرگز آن را نخواهند دید.۱
بعدها علمای شیعی شروطی همانند آنچه مفید بیان کرده بود را کنار گذاشتند و با قاطعیت اعلام کردند قرآنی که در دست ماست، به شکلی وفادارانه از روی وحی اصلی بازسازی شده است. در عین حال، در کل، این مطلب در مورد شیعیان صادق است که آنها، صرف نظر از دیدگاههایشان نسبت به تمامیت مصحف عثمانی، با کاوش در معناهای پنهان متن، شواهدی برای درستیِ پیام شیعی پیدا میکنند.
بخش دوم
شیعیان اتفاق نظر دارند که نهتنها در قرآن، بلکه در سایر متون مقدس نیز بر اعتبار تعالیم و نظام فقهیشان صحه گذاشته شده است. در کل، این متون (به رغم اینکه تمایز بین آنها همواره روشن نیست) بر دو نوع هستند: نخست، متون وحیشده بر انبیائی که پیش از محمد[[ص]] میزیستند و از طریق او به امامان رسیدهاند؛ دوم، متونی که تنها بر محمد[[ص]] و بر اعضای خانواده وی ( اهل البَیت)[[ع]] وحی شدند. هر دو نوعِ این متون به دو دلیل ذکر میشوند: برای تأکید بر حکمت امامان، که علم آنها بسیار برتر از سایر انسانهاست؛۲ و برای نشان دادن اینکه کُراسههای مختلفی وجود دارند که از حیث جایگاه تقریبا با قرآن برابری میکنند، و در آنها باورداشتهای شیعی تأیید میشود. این ادعا که متون وحیشده بر محمد[[ص]] و انبیاء پیشین مشتمل بر مؤیدهای صریحی بر [[امامتِ]] امامان بودهاند، خصوصاً نزد شیعیان افراطی، تا حدی بدان سمت رفت که آنچه را به نظر آنها از مصحف
1.. بصائر الدرجات [محمد بن الحسن الصفّار القمّی، بصائر الدرجات، قمّ، ۱۴۰۴]، ص۱۹۳، ش۳؛
Amir-Moezzi, Le guide divin, pp. ۲۰۶-۲۰۷ .
2.. دربارۀ منابع مختلف علم امامان ن.ک:
E. Kohlberg, "Imam and Community in the Pre-Ghayba Period”, Authority and Political Culture in Shiʿism, ed. S.A. Arjomand, Albany, ۱۹۸۸, pp. ۲۵-۵۳, at pp. ۲۵-۳۰, repr. in Belief and Law in Imāmī Shīʿism, Variorum, Aldershot, ۱۹۹۱; van Ess, Theologie, I, pp. ۲۷۸-۲۸۳; Amir-Moezzi, Le guide divin, pp. ۱۷۴-۱۹۹.