ازآنجاکه شیعیان افراطی مدعیاند که تحریرِ اصلیِ دستکم برخی از آیات قرآن را میدانند، میتوان توقع داشت که آنها آن تحریر از آیات را در رونوشتهایشان از قرآن گنجانده باشند؛ اما آنها چنین نکردهاند. تحریرهای «صحیحِ» آیات در آثار تفسیری و حدیثی شیعه نقل شده، اما بسیار بهندرت در نمازهای جماعت قرائت میشوند. متون شیعی دو گونه حدیث متناقض را به دست ما رساندهاند: در برخی از آنها، یکی از اصحاب امام [[آیهای را]] طبق قرائت رسمی میخواند، ولی امام با خواندن تحریرِ شیعیِ آیه آن را تصحیح میکند؛ در برخی دیگر، این صحابی است که تحریرِ شیعیِ [[آیهای]] را قرائت میکند، ولی امام به وی میگوید که [[آیه را]] طبق قرائت رسمی بخواند.۱
در عین حال این باور که مصحف عثمانی دقیقا همان وحی اصیل نیست، باور مشترک همه شیعیان نبود؛ خصوصاً از قرن پنجم/یازدهم بهبعد، نگرشهای معتدلتری غلبه یافت و رایج شد. همان گونه که از دو عبارت کلیدی به دست میآید، شَیخ مُفید (د. ۴۱۳/۱۰۲۲)، عالم بزرگ شیعی، از نخستین نمایندگان این گرایش است. عبارت نخست به موضع افراطی نزدیکتر است، از این حیث که تلویحا میگوید در واقع ممکن است که قرائات شیعی تشکیلدهنده بخشی از متن اصلی بوده باشند. اما مفید تمایلی ندارد که بر این قرائات همان مهر اعتباری را بزند که متن رسمی از آن بهرهمند است. به استدلالِ وی جایز نیست قرآن بر اساس این قرائات تلاوت شود، زیرا این قرائات را ناقلان منفرد ثبت کردهاند و [[چون اینها خبر واحد محسوب میشوند]] احتمال راه یافتن خطا در آنها هست. مفید توجیه دومی را نیز بیان میکند (که گاهی از جانب افراطیها هم مطرح میشود): لازمه تلاوت علنی این قرائتها شعلهور ساختن خشم سُنّیان تا سر حدِّ به خطر افتادن جان شیعیان است؛ و رفتاری با این ماهیت و شبیه به خودکشی، مجاز نیست.۲