دیدگاه دیگری درباره مسئله قرائتهای متعدد برگرفت که کمتر موجب برخورد میشد. نخستین نماینده این رهیافت جدید ابو جعفر طوسی است که در بالا از او سخن گفتیم.
طوسی در مقدمه تفسیرش بر قرآن، به مسئله قرائات میپردازد. او حدیث بالا درباره هفت حَرف را نقل میکند و، مانند پیشینیانش، به تفسیرهای مختلف آن اشاره میکند. وقتی با مسئله قرائات متعدد مواجه میشود، میگوید:
باید بدانی که دیدگاه مقبول در میان برادران ما ( العُرف مِن مذهب اصحابنا) این است که قرآن با یک قرائت بر پیامبر (بِحَرف (!)۱ واحد عَلی نَبیٍّ واحد) نازل شد؛ اما آنان بر جواز پذیرش قرائتی که در میان قاریان متداول است توافق کردند (غیر أنهم أجمعوا علی جواز القرائة بما یتداولوه القراء) و اینکه شخص آزاد است هر قرائتی را که ترجیح میدهد برگزیند. آنها همچنین از توصیه یک قرائت خاص خودداری کردند (وَکَرِهوا تَجوید قَرائَة بِعَینِها) و تنها یک قرائتِ پذیرفتهشده را اجازه دادند [یعنی] آن قرائتی که در میان قاریان پذیرفتهشده بود (بل اجازوا القرائة بالمُجاز الذي یجوز بین القرّاء).۲
این رهیافت مداراگرِ رایج در میان شیعیان، که با دوران آل بویه آغاز شد، کاملا قابل درک به نظر میرسد. چون این آموزه که نقصان قرآن را تبلیغ میکرد عقب کشید، عالمان شیعه توانستند رهیافت مثبتی نسبت به مسئله قرائتهای متعدد از قرآن برگیرند و قرائت شیعی از قرآن را در این چهارچوب توجیه کنند.۳ از سوی دیگر این امکان را نیز نباید رد کرد که موضع مداراگرانه شیعه در اینجا بیشتر حرکتی تاکتیکی بوده است تا بازتابی از اعتقادات واقعی. به عبارت دیگر، میل به پرهیز از برخورد مستقیم با اهل سنت، میلی مبتنی بر تقیة (پنهانکاری
1.. کلمۀ حَرف در اینجا، با توجه به سیاق، مترادف با قرائة ترجمه شده است.
2.. تبیان، ج۱، ص۷. طَبرِسی (مجمع، ج۱، ص۲۳-۲۶) عبارتپردازی مشابهی را استفاده میکند که شاید در واقع هم آن را وامدار طوسی باشد. شایان ذکر است که طوسی رهیافتی محتاطانه به حدیث هفت حرف/قرائة دارد؛ هرچند تأکید میکند که اینها دیدگاههای مخالفان شیعه است (وَرَوی المخالفون لَنا)، به طور کلی هم آن را رد نمیکند.
3.. ن.ک: ذیل تیتر ۲ و پانوشت ۱۰.