رسمیاش] بر خلاف آن شکلی است که نازل شده است")۱ یا فیما حُرِّفَ مِن کِتابِ الله ("[این آیه] یکی از آنهاست که در کتاب خدا مورد تحریف/دستبُرد قرار گرفتهاند")۲ و....
در نبود چنین نشانههای محکمی مشخص کردن اینکه تغییرِ ذکرشده صرفا شرحی بر آیه است یا اینکه مفسر، به رغم عدم استفاده از عبارات مخصوصی مانند آنچه در بالا ذکر شد، در واقع میخواهد قرائتی جایگزین را برای متن رسمی پیشنهاد کند، بسیار مشکل است. یک نمونه خوب از چنین موارد غیرقطعیای در تفسیر آیات ۸-۹ سوره ۸۱ (تکویر) یافت میشود: وإذا المَوؤودَةُ سُئِلَت بِأیِّ ذَنبٍ قُتِلَت ("وقتی از طفلِ دفنشده پرسیده خواهد شد که به چه گناهی کشته شده است"). به جای توضیح این آیات در ارتباط با موؤودة ("طفل مدفون") (اشاره به رسم پیشااسلامی وَئد)، این آیه در ارتباط با مَوَدَّة ("محبت")، یعنی عشق خانواده پیامبر[[ص]] و امامان[[ع]]، فهمیده شده است.۳ بااینحال چون دستکم در یک حدیث بهوضوح گفته شده که این آیه باید در ارتباط با مَوَدَّة تفسیر شود و در آن از هیچ کدام از عبارات معمول برای معرفی قرائات شیعی استفاده نشده، به نظر میرسد که این را باید یک تفسیرگری دانست نه یک قِرائة.۴
در فهرست ضمیمه، مواردی که بهآسانی نمیتوان مشخص کرد که آیا متن ناظر به یک دگرخوانش است یا یک تفسیرگری، [[با علامت ستاره]] مشخص شدهاند.
۴. جایگاه دگرخوانشها در تفسیر امامیه
نقد شیعه متقدم بر سرشت غرضورزانه و ضدشیعی مصحف عثمانی صریح و روشن است. عبارتپردازیهایی چون آنها که در آغاز فصل سوم همین مقاله گذشت، برای مفسران امامی
1.. ن.ک: تفسیر قمی، ج۱، ص۱۰، ش۳-۱۶، که به عنوان مثالی از چنین آیاتی، آیۀ ۱۱۰ سورۀ ۳ (آلعمران) و آیۀ ۷۴ سورۀ ۲۵ (فرقان) را نقل میکند. همچنین ن.ک: یادداشت مصحح (طیِّب موسوی جزائری) بر تفسیر قمی، ج۱، ص۵.
2.. برای مثال، ن.ک: تفسیر قمی، ج۲، ص۲۹۵، ش۱۴.
3.. ن.ک: تفسیر قمی، ج۲، ص۴۰۷، ش۱۰؛ تفسیر فرات، ص۵۴۱-۵۴۲. بااینحال، باید یادآوری کرد که قمّی (همان) در میان دیگر تفسیرهای ارائهشده، یک تفسیر هم میآورد که پایبند به معنای صریح متن است.
4.. این را بهوضوح میتوان از حدیثی در تفسیر قمی، ص۵۴۲ (آخرین حدیث مذکور در آنجا) تشخیص داد که میگوید: یعني مودتنا. استفاده از "یعني" تأکیدی بر این واقعیت است که این تفسیر آیه است، نه قرائتی متفاوت از آن.