ب) جایگزینی یک کلمه با کلمهای دیگر
بهترین مثال از چنین تغییری قرار دادن کلمه اَئمّة ("امامان") به جای کلمه امّة ("ملت"/"مردم") است که در متن رسمی یافت میشود. این کار برای معرفی آموزه امامة در قرآن انجام شده است. برای مثال در حدیث امامی، به جای کُنتُم خَیرَ أمَّةٍ أخرِجَت لِلنّاس ("شما بهترین ملتی هستید که تا کنون بر مردم برآمدهاند") در آیه ۱۱۰ سوره ۳ (آلعمران) آمده است: کُنتُم خَیرَ اَئِمَّةٍ ("شما بهترین امامان هستید").۱
ج) بازچینش ترتیب کلمات
بسیاری از مفسران امامی یادآور شدهاند که آیه ۱۷ سوره ۱۱ (هود): أ فَمَن کانَ عَلی بَیِّنَةٍ مِن رَبِّهِ وَیَتلوهُ شاهِدٌ مِنهُ وَمِن قَبلِهِ کِتابُ موسی إماماً وَرَحمَةً... ("و چه میشود آن را که در برابر نشانه روشنی از پروردگارش و شاهدی از او که آن را تلاوت میکند میایستد، و پیش او کتاب موسی است که الگو و مهربانی است...") نمونهای از تحریف است. از دیدگاه آنان، در نسخه «اصلی» از قرآن چنین است: وَیَتلوهُ شاهِدٌ مِنهُ إماماً وَرَحمَةً. تفاوت مهم میان این دو آیه این است که در تحریر سُنّی عبارت إماماً وَرَحمَةً از عبارتِ شاهدٌ مِنهُ، که بنابر سنت شیعی مربوط به علی[[ع]] است،۲ جدا شده است.
د) افزودن کلمات
سنت امامی بر آن است که برخی عبارات عمدا از قرآن حذف شدهاند. از این میان دو دسته کلمه بسیار رایجاند:
الف) في علي ("درباره علی").۳
ب) آل محمَّد ("خانواده محمد") یا گاهی آل محمَّد حَقَّهُم ("حقوق خانواده محمد")،
1.. ن.ک: منابع مذکور در فهرست ضمیمه، ش۹.
2.. ن.ک: تفسیر نعمانی، ص۲۷، ش۹-۱۲، که این تفسیر را با تغییر پیشنهادی ترکیب میکند، و به طور مشابه: تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۴۲، ش۱۲؛ قس: تفسیر قمی، ج۱، ص۳۲۴، ش۱۴، که این آیه را چون مثالی از تأخیر في التألیف ("ویرایشی متأخر"[[کذا!]]) نقل میکند، اما آن را تماما به مثابۀ جعل معرفی نمیکند.
3.. ن.ک: شمارههای ۱، ۳، ۴، ۱۲، ۱۴، ۱۵، ۲۰، ۲۸، ۴۹، ۵۰، ۵۱ و ۵۵ در فهرست ضمیمه، و نیز:
Rich, p. ۲۸۵ [[ب.ت: گلدزیهر، گرایشها، ص۲۶۵]].