اهل سنت هستند. مکمل اینها کتاب پیشگفته جفری است. باید تأکید شود که این مقایسه نشان میدهد که دگرخوانشهای معمول شیعی بسیار بهندرت توسط غیرشیعیان نقل شده است.۱
۲.اَشکالِ مختلف دگرخوانشها یا افزودهها
تا اواسط قرن چهارم/دهم بیشتر عالمان شیعی امامی بر این دیدگاه بودهاند که قرآن کامل نیست.۲ یکی از اَشکالِ اصلی برای اعلام عدم موافقتشان با متن رسمی قرآن، این بود که قرائتهای دیگری برای بسیاری از آیات قرآن پیشنهاد کنند. شیعیان متنی را که بیشترِ مسلمانان مقدس میدانستند، یعنی متن موسوم به مصحف عثمان (به نام خلیفه سوم عثمان بن عفان [د. ۳۵/۶۵۶] که سنت اسلامی این مصحف را به او نسبت میدهد)، جانبدارانه و آشکارا ضدشیعی قلمداد میکردند. شیعه مدعی بود که این خلیفه و دستیارانش مصممانه به دنبال آن بودند که همه آثار مشروعیت شیعه را از متن وحیانی رسمی قرآن، چنانکه بر محمد پیامبر[[ص]] نازل شده بود، حذف کنند؛ یعنی همه ارجاعات به خانواده پیامبر ( اهل البیت) و وارثانش، یعنی امامان شیعه[[ع]]؛ همچنین همه ارجاعات به برتری شیعه بر امت اسلام؛ و همچنین ارجاعات قرآنی به برخی آموزههای شیعی. در نگاه شیعه، آشکار کردن متن «اصلی» گامی در جهت اصلاح تحریفهای ایجادشده است.
پیش از معرفی انواع مختلف دگرخوانشها، باید یادآوری کرد که از اواخر قرن چهارم/دهم، یعنی چند دهه بعد از تثبیت سلسله آل بویه (۳۳۴-۴۴۷/۹۴۵-۱۰۵۵)، وقوع تغییراتی در آموزههای شیعه امامی آغاز شد. دوران زمامداری سلسله آل بویه برای شیعه امامی، که تا پیش از آن همواره تحت سرکوب و شکنجههای دائمی بود، دورانی طلایی را رقم زد. مشروعیتِ اعطاشده به شیعه امامیه تحت حکومت آل بویه موجب یک نقطه عطف مهم فرهنگی شد که نوآوریهای درونی گستردهای در آموزههای امامی پدید آورد؛ ازجمله رد تدریجیِ این دیدگاه که مصحف عثمانی ناقص است.۳
1.. برای مثال، ن.ک: شمارههای ۷، ۱۱، ۲۲ و ۲۷ در فهرست ضمیمهشده.
2.باید توجه داشت که روایات حاکی از سلامت قرآن از تحریف هم همگی در دوران پیشابویه صادر شدهاند و نمیتوان با قطعیت از یکدستی تمام عالمان شیعه در قرون نخستین در باور به تحریف سخت گفت. چنانکه حتی فرقهنگاران کهن اهل سنت هم شیعیان را در این قضیه به چند دسته تقسیم کردهاند. ن.ک: کُلبرگ، اِتان. «نکاتی چند دربارۀ موضع امامیه در خصوص قرآن»، ترجمۀ محمدکاظم رحمتی، کتاب ماه دین، سال چهارم، ش۹و۱۰، تیر و مرداد ۱۳۸۰، صص۴۲-۶۱.
3.. برخی از تغیراتی را که در خلال دورۀ آل بویه در شیعه رخ داد، در فصل سوم از منبع زیر بررسی کردهام:
Bar-Asher, Studies, pp. ۶۹-۸۲ [[ب.ت: برـ اشر، ترجمه و نقد، صص۱۲۳-۱۴۳]].