هر دگرخوانش شیعی ارجاعاتی به منابعی که آن دگرخوانش در آنجا یافت میشود، نگاشتههای جدیدی که درباره آن متن بحث کردهاند، و پانوشتهای مختصری در توضیح آموزه موجود در ورای آن قرائت شیعی امامی آمده است.
در اینجا باید تأکید شود که این فهرست تنها شامل دگرخوانشهایی است که در آنها یک ویژگی خاص شیعی یافت میشود. سایر دگرخوانشهای موجود در تفاسیر شیعی در اینجا نیامدهاند.۱
منابعی که این دگرخوانشها و افزودهها از آنها جمعآوری شدهاند، در درجه اول تفاسیری هستند که از شیعیان امامی به دست ما رسیدهاند. اینها در درجه اول عبارتند از: آثار علی بن ابراهیم قمی، فرات بن فرات بن ابراهیم کوفی، ابو النضر محمد بن مسعود عیاشی (همگی زنده در پایان قرن سوم/نهم)؛ محمد بن ابراهیم بن جعفر نعمانی (د.ح. ۳۶۰/۹۷۱)؛۲ ابو جعفر طوسی (د. ۴۶۰/۱۰۶۷) از بزرگترین عالمان امامی در اواخر دوران آل بویه، ابو علی فضل بن حسن طَبرِسی (د. ۵۴۸/۱۱۵۳). به علاوه، دیگر نگاشتههای غیرتفسیری امامیه نخستین که شامل مطالبی تفسیری هستند نیز استفاده شدهاند. از این میان باید به بصائر الدرجات محمد بن حسن صَفّار قمّی (د. ۲۹۰/۹۰۳) و کافی ابو جعفر محمد بن یعقوب کلینی (د. ۳۲۹/۹۴۱) اشاره کرد. سرانجام، آثار متأخر امامی نیز دیده شدهاند؛ شامل: تفسیر البرهان اثر هاشم بَحرانی (د. ۱۱۰۷/۱۶۹۳ یا ۱۱۰۹/۱۶۹۷) و تفسیر الصافی اثر محمد بن مرتضی (محسن فیض) کاشانی (د. ۱۰۹۱/۱۶۸۰)، و مهمترین مجموعه حدیثی، بحار الانوار اثر محمد باقر مجلسی (د. ۱۱۱۰/۱۷۰۰).۳
منابع اصلی سُنّی که برای مقایسه مورد استفاده قرار گرفتهاند، مهمترین منابع تفسیری
1.. برای مثال، تغییری مانند خوانشِ یَضُغّون ("جیغ کشیدن"، "سروصدا راه انداختن") به جای یَصِدّون در آیۀ ۵۷ سورۀ ۴۳ (زخرف): وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ ("و وقتی که پسر مریم مثال زده میشود، بنگر که قومت از آن روی میگردانند...") (تفسیر قمی، ج۲، ص۲۸۶، ش۵؛ تفسیر فرات، ص۴۰۳، ش۱۲) یا وغَیر الضّالین به جای وَلا الضَّالّین ("... و نه آنان که گمراهاند") در آیۀ ۷ سورۀ ۱ (فاتحه) (برای مثال ن.ک: تفسیر عیاشی، ج۱، ص۲۴، ش۲۸)، که تغییراتی بدون پشتوانۀ عقیدتی شیعی هستند.
2.. برای دیدن کنکاشی مفصل دربارۀ چهار مفسر اخیر و آثارشان ن.ک:
Bar-Asher, Studies, pp. ۳۵-۶۸ [[ب.ت: برـ اشر، ترجمه و نقد، صص۵۵-۱۲۱]].
3.باید توجه داشت که هیچ یک از این منابع به صورت صددرصد مورد قبول عالمان شیعه نیست و وجود روایات ضعیف در همۀ آنها محتمل است. درواقع آثار یادشده، بخشی از تراث امامی است و این به معنای مقبولیت عمومی و همهجانبۀ آنها نیست.