عاملى ، حسن بن زين الدين (صاحب معالم) (۹۵۹ ـ ۱۰۱۱ ق) .
۱۷۲ . ترتيب مشيخة [كتاب] من لا يحضره الفقيه .
الذريعة ، ج ۴ ، ص ۶۸ (ش ۲۸۳) .
مؤلّف ، پس از نوشتن تمام متن كتاب من لا يحضره الفقيه ، اقدام به نوشتن مشيخه آن به عين همان صفحات نموده و سپس فهرستى از اسامى مشيخه را بر اساس ترتيب حروف الفبا تنظيم نموده است .
صاحب الذريعة ، نسخه هاى متعددى از اين كتاب را در كتاب خانه هاى مختلف مشاهده كرده و نشانى داده است .
نسخه هاى خطّى اين كتاب ، در كتاب خانه هاى ايران موجود است .
۱۷۳ . التحرير الطاووسى ، تحقيق : فاضل جواهرى ، قم : مكتبة آية اللّه العظمى المرعشى النجفى ، ۱۴۱۱ ق ، ۷۴۹ ص ، اوّل/ تحقيق : سيّد محمّد حسن ترحينى ، بيروت : مؤسسة الأعلمى للمطبوعات ، ۱۴۰۸ق ، ۳۵۲ ص .
اين اثر از كتاب حلّ الإشكال فى معرفة الرجال ابن طاووس (م ۶۷۳ ق) (كه مشتمل بر اصول رجالى شيعه ، شامل رجال النجاشى ، الفهرست و الرجال شيخ طوسى ، رجال الضعفاء ابن غضايرى و رجال الكشّى بوده) اخذ شده است .
در اين استخراج ، تنها بر كتاب اختيار معرفة الرجال كشّى اكتفا شده است ؛ زيرا اصل بقيه كتاب ها ، بجز كتاب ابن غضايرى موجودند . از آن جا كه در كتاب اختيار معرفة الرجال ، اخبار متعارض موجود است كه مؤلّف آن ، به وجه جمع آنها اشاره نكرده است و همچنين داراى باب بندى هم نبوده ، لذا ابن طاووس اقدام بر باب بندى و بررسى اخبار از حيث متن ، سند و انضمام فوايدى بر كتاب الاختيار نموده است مرحوم شيخ حسن فرزند شهيد ثانى مشهور به صاحب معالم نيز بر همين اساس ، اين قسمت را از بقيه كتاب حلّ الإشكال جدا كرده است و بر آن ، نام التحرير الطاووسى را گذاشته است .
در بيان قدح و مدح بر راوى ها ، علاوه بر كتاب هاى پنجگانه اى كه در حل الإشكال بيان شد ، از كتاب هاى رجالى ديگرى مانند رجال البرقى و معالم العلماء استفاده شده است .
مقدمه محقّق در بيان زندگى نامه سيّد احمد بن طاووس و حسن بن زين الدين عاملى و روش تحقيق در كتاب آمده است .
محقّق در تعليقه هاى خود بر كتاب ، مطالب ذيل را متعرّض شده است : ذكر مصادر به همراه متن شرح حال ها و ضبط اسامى ، همراه با اشاره به تحريف هايى كه واقع شده اند ؛
ذكر احوال رجال در طريق و سندهاى روايت هايى كه سيّد بن طاووس يا شيخ حسن بن زين الدين در صحّت آنها طعن و يا شكّى وارد كرده اند ؛
همچنين ، اسامى اشخاصى را كه بر آنها طعن وارد شده و بر اسامى آنها تصريح نشده است ، با ذكر شرح حال مختصر و بيان قدح يا مدحى كه در مورد آنها وارد شده ، آورده و الفاظ مشكل در كتاب را شرح داده است . محقّق كتاب به اختلاف نسخ با اضافه كردن عبارات در داخل متن كتاب و قرار دادن آنها در داخل پرانتز ، اشاره كرده است و در مواردى كه مؤلّف ، طريقى را ضعيف شمرده ، علّت آن را بيان مى نمايد .
شايان ذكر است كه در چاپ ديگر با تحقيق سيّد محمّد حسن ترحينى ، تنها به تحقيق متن كتاب و مصدريابى اكتفا شده است .
محقّق تهرانى در الذريعة (ج ۱۰ ، ص ۱۱۰) ، اين كتاب را با عنوان رجال الشيخ حسن بن زين الدين فهرست نموده است .
۱۷۴ . منتقى الجمان ، تصحيح و تعليق : على اكبر غفّارى . قم : مؤسسة النشر الإسلامى (التابعة) لجماعة المدرسين، ۱۳۶۲ش، ۳ج، اوّل/ جاويد، ۲ ج.
مقدّمه كتاب، دربردارنده شرح خصوصيات كتاب و بيان انگيزه مؤلّف در تأليف آن است.
مؤلّف در مقدّمه ، دوازده فايده در درايه و رجال بيان كرده است كه فهرست اين فوايد دوازده گانه عبارت اند از :
معناى اقسام چهارگانه حديث ؛
تذكيه و عدم تذكيه راوى به شهادت يك عادل ؛
روش هاى اسناد كتب اربعه ؛
مشايخ اجازه مؤلّف ؛
اسناد مشيخه شيخ طوسى در تهذيب الأحكام ؛
تمييز مشتركات ؛
اسناد مضمره ؛
دلالت كثرت روايت اجلاّ بر وثاقت ؛
تعويض اسناد يا عدول از سند روايت به سند اعلى ؛
«عدة» در كلام كلينى ؛
«محمّد بن اسماعيل» در اوّل اسناد الكافى .
متن كتاب ، مشتمل بر دسته بندى روايات كتب اربعه حديثى از حيث اعتبار سند از «كتاب الطهارة» تا «كتاب الصوم و الاعتكاف» و شرح اسناد و متن اين روايات است .
اين روايات در سه دسته «صحيح در نزد جميع علما» با رمز «صحى» ، «مشهور به صحيح» با رمز «صحر» و «حسن» با رمز «ن» تقسيم شده اند و پس از ذكر عنوان «قلت» ، مباحث مختلف در ارتباط با متن و سند رواياتى كه از نظر مؤلّف نياز به بررسى دارند ، مورد بحث قرار مى گيرد . مباحث مطرح شده در كتاب عبارت اند از : بيان نوع سند ، تمييز مشتركات ، مضمرات ، ارجاع ضمير ، تعليق در اسناد ، تحويل در اسناد ، خبر موقوف ، اصطلاحات ، تحريفات و ويژگى هاى كتب اربعه حديثى .
محقّق تهرانى در الذريعة (ج ۱۶ ، ص ۳۳۸ ، ح ۱۵۶۷) ، اين فوايد رجالى را به طور مستقل در ذيل عنوان الفوائد الرجالية فهرست نموده است .
۱۷۵ . تعليقات على خلاصة الأقوال .
رياض العلماء ، ج ۱ (ص ۲۳۲) .
اين تعليقه بر كتاب خلاصة الأقوال علاّمه حلّى (م ۷۲۶ ق) آورده شده است .
محقّق تهرانى در مصفّى المقال (ص ۱۲۴) به اين تعليقه اشاره كرده است .