921
واقعه عاشورا(در منابع کهن)

حسين فرمود: «و عليك السلام. تو كيستى اى بنده خدا؟!». گفت: من حرّ بن يزيدم.

فرمود: «اى حر ! به جنگ ما آمدى يا به يارىِ ما؟». گفت: مرا به جنگ تو فرستادند و به خدا پناه مى‏برم كه از قبر برآيم و پيشانى‏ام به خودم بسته باشد و دستم به گردنم و مرا به رو در آتش جهنّم اندازند. اى زاده رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ! كجا مى‏روى؟ برگرد به حرم جدّت ؛ زيرا تو را مى‏كشند. حسين فرمود:

«من مى‏روم و ز مرگ، ننگى نبود

آن را كه به دل، نيّت خير است و جهاد

همدرد نكويان شود و جان بدهد

از بدمنش و مجرم و بى‏دين آزاد

با عيب بمانم و بميرم بى‏غم

خوارى كه بمانى و بود دشمن شاد».

حسين، ره سپرد تا بقطقطانيه منزل كرد و خيمه‏اى بر پا ديد، فرمود: «اين خيمه از كيست؟». گفتند: از عبيد اللّه‏ بن حر جعفى. حسين به او پيغام داد كه: «اى مرد! تو گنهكار و خطاكارى و به راستى خداى عز و جل بدان چه كردى، مؤاخذه‏ات كند، اگر در اين موقع به خدا توبه نكنى و مرا يارى نكنى تا جدّم برابر خداى تبارك و تعالى شفيع تو باشد».

گفت: يابن رسول اللّه‏! اگر يارى‏ات كنم، اوّل كس باشم كه جانم را قربانت كنم ؛ ولى اين اسبم را تقديمت كنم كه به خدا هر وقت سوارش شدم، هر چه را خواستم دريافتم و هر كه قصد مرا كرده، از او نجات يافتم. او را برگير.

حسين از او رو گردانيد و فرمود: «ما را نيازى به تو و اسب تو نيست «و من ستمكاران را به كمك خود نپذيرم» ؛ ولى بگريز و نه با ما باش و نه بر ما ؛ زيرا هر كه فرياد و شيون ما خاندان را بشنود و اجابت نكند، خدايش به رو در دوزخ اندازد».

سپس روانه شد تا به كربلا رسيد و فرمود: «اين جا كجاست؟». گفتند: كربلاست يابن رسول اللّه‏! فرمود: «به خدا امروز روز گرفتارى و بلا است و در اين جا خون ما ريخته شود و حريم ما مباح گردد».


واقعه عاشورا(در منابع کهن)
920

لقتالك، وأعوذ باللّه‏ أن اُحشر من قبري وناصيتي مشدودة إليَّ، ويدي مغلولة إلى عنقي، واُكبّ على حرّ وجهي في النار، يا بن رسول اللّه‏، أين تذهب؟ ارجع إلى حرم جدّك، فإنّك مقتول، فقال الحسين عليه‏السلام:

سَأمضي فَما بالموتِ عارٌ على الفَتى

إذا ما نَوى حَقّاً وجاهدَ مُسلما

وواسى الرجالَ الصالحينَ بنفسِهِ

وفارَقَ مثبوراً وخالفَ مجرما

فإن متّ لم أَندم وإن عشت لم اُلَم

كفى بكَ ذلاًّ أن تموتَ وتُرغَما

ثمّ سار الحسين عليه‏السلام حتّى نزل القطقطانة، فنظر إلى فسطاط مضروب، فقال: لمن هذا الفسطاط؟ فقيل: لعبيد اللّه‏ بن الحرّ الجعفي، فأرسل إليه الحسين عليه‏السلام فقال: أيّها الرجل، إنّك مذنب خاطئ وإنّ اللّه‏ عز و جل آخذك بما أنت صانع إن لم تتب إلى اللّه‏ تبارك وتعالى في ساعتك هذه، فتنصرني ويكون جدّي شفيعك بين يدي اللّه‏ تبارك وتعالى.

فقال: يا بن رسول اللّه‏، واللّه‏، لو نصرتك لكنت أوّل مقتول بين يديك، ولكن هذا فرسي خذه إليك، فواللّه‏، ما ركبته قطّ وأنا أروم شيئاً إلاّ بلغته، ولا أرادني أحد إلاّ نجوت عليه، فدونك فخذه.

فأعرض عنه الحسين عليه‏السلام بوجهه، ثمّ قال: لا حاجة لنا فيك ولا في فرسك، «وَ مَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا»،۱ ولكن فرّ، فلا لنا ولا علينا، فإنّه من سمع واعيتنا أهل البيت ثمّ لم يجبنا، كبّه اللّه‏ على وجهه في نار جهنّم.

ثمّ سار حتّى نزل كربلاء، فقال: أيّ موضع هذا؟ فقيل: هذا كربلاء يا بن رسول اللّه‏. فقال: هذا واللّه‏ يوم كرب وبلاء، وهذا الموضع الذي يهراق فيه دماؤنا، ويباح فيه حريمنا.

1.. الكهف: ۵۱ .

  • نام منبع :
    واقعه عاشورا(در منابع کهن)
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران پژوهشکده علوم و معارف حدیث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 57592
صفحه از 1023
پرینت  ارسال به