919
واقعه عاشورا(در منابع کهن)

فرمود: «امامى كه به حقّ دعوت كرده و او را اجابت كردند و امامى كه به گم‏راهى دعوت كرده و او را اجابت كردند، آنان در بهشت اند و اينان در دوزخ و اين است كه فرمود: «گروهى در بهشت اند و گروهى در دوزخ%«$.

سپس روان شد تا به عذيب منزل كرد و در آن، به خواب نيمه‏روز شد و گريان از خواب بيدار شد. پسرش به او گفت: پدر جان ! براى چه گريه مى‏كنى؟

فرمود: «پسر جانم ! اين ساعتى است كه خواب آن دروغ نيست. در خواب كسى به من برخورد و گفت: شما در رفتن شتاب مى‏كنيد و مرگ، شما را به بهشت مى‏برد».

سپس رفت تا به رهيمه رسيد و مردى از اهل كوفه كه ابا هرمش مى‏گفتند، بر آن حضرت وارد شد و گفت: اى زاده پيغمبر ! چرا از مدينه بيرون شدى؟

فرمود: «واى بر تو اى ابا هرم ! دشنامم دادند، صبر كردم، مالم را بردند، صبر كردم و خواستند خونم را بريزند، گريختم و به خدا مرا مى‏كشند ! خدا جامه سر تا سر خوارى در آنها كُنَد و شمشير برنده بر آنها مسلّط نمايد و بر آنها كسى گمارد كه خوارشان كند».

گفت: خبر به عبيد اللّه‏ بن زياد رسيد كه حسين عليه‏السلام در رهيميه فرود آمده. حرّ بن يزيد را با هزار سوار جلوِ او فرستاد. حر گفت: چون از منزل بر آمدم كه برابر حسين عليه‏السلام رَوَم، سه بار ندايى شنيدم كه: اى حر ! مژده بهشت گير. برگشتم كسى را نديدم. گفتم: مادر به عزاى حر نشيند ! به جنگ زاده پيغمبر مى‏رود، چگونه مژده بهشت دارد؟ حر هنگام نماز ظهر به حسين عليه‏السلام رسيد. حسين پسرش را امر كرد اذان و اقامه گفت و حسين عليه‏السلام با هر دو گروه، نماز ظهر را خواند و چون نماز را سلام داد، حر پيش جست و عرض كرد: السلام عليك يابن رسول اللّه‏ و رحمة اللّه‏ و بركاته.


واقعه عاشورا(در منابع کهن)
918

قال: إمام دعا إلى هدى فأجابوه إليه، وإمام دعا إلى ضلالة فأجابوه إليها، هؤاء ۲۱۱

في الجنّة، وهؤاء في النار، وهو قوله عز و جل: «فَرِيقٌ فِى الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِى السَّعِيرِ».۱

ثمّ سار حتّى نزل العذيب، فقال فيها قائلة الظهيرة، ثمّ انتبه من نومه باكياً، فقال له ابنه: ما يبكيك يا أبه؟ فقال: يا بنيّ، إنّها ساعة لا تكذب الرؤيا فيها، وإنّه عرض لي في منامي عارض فقال: تسرعون السير، والمنايا تسير بكم إلى الجنّة.

ثمّ سار حتّى نزل الرهيمة، فورد عليه رجل من أهل الكوفة، يكنّى أبا هرم، فقال: يا بن النبيّ، ما الذي أخرجك‏من المدينة؟ فقال: ويحك يا أبا هرم، شتموا عرضي فصبرت! وطلبوا مالي فصبرت! وطلبوا دمي فهربت. وأيم اللّه‏، ليقتلنّي، ثمّ ليلبسنّهم اللّه‏ ذلاًّ شاملاً، وسيفاً قاطعاً، وليسلطنّ عليهم مَن يذلّهم.

قال: وبلغ عبيد اللّه‏ بن زياد (لعنه اللّه‏) الخبر، وأنّ الحسين عليه‏السلام قد نزل الرهيمة، فأسرى إليه الحرّ بن يزيد في ألف فارس. قال الحرّ: فلمّا خرجت من منزلي متوجّهاً نحو الحسين عليه‏السلام نوديت ثلاثاً: يا حرّ أبشر بالجنّة، فالتفتّ فلم أَرَ أحداً، فقلت: ثَكَلَت الحرّ اُمّه، يخرج إلى قتال ابن رسول اللّه‏ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ويُبَشَّرَ بالجنّة؟! فرهقه۲ عند صلاة الظهر، فأمر الحسين عليه‏السلام ابنه، فأذّن وأقام، وقام الحسين عليه‏السلام فصلّى بالفريقين جميعاً.

فلمّا سلّم وَثَبَ الحرّ بن يزيد فقال: السلام عليك يا بن رسول اللّه‏ ورحمة اللّه‏ وبركاته، فقال الحسين عليه‏السلام: وعليك السلام، من أنت يا عبداللّه‏؟ فقال: أنا الحرّ بن يزيد. فقال: يا حرّ، أعلينا أم لنا؟ فقال الحرّ: واللّه‏ يا بن رسول اللّه‏، لقد بعثت ۲۱۲

1.. الشورى: ۷ .

2.. رَهَقَه : تبعه فقرب أن يلحقه العين : ج ۳ ص ۳۶۶ «رهق» .

  • نام منبع :
    واقعه عاشورا(در منابع کهن)
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران پژوهشکده علوم و معارف حدیث
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 57605
صفحه از 1023
پرینت  ارسال به