دگرخوانشی که به طور خاص تفسیرِ شیعی را تقویت کند مورد توجه قرار میگیرد، اما همچنان متن عثمانی کانون توجه است. ظاهراً ضرورتهای شیعه رسمیتیافته نوین، که تحت حکومت آلبویه رشد کرد، نه اجازه تجدید نظر در متن قرآن را میداد، و نه اجازه اظهار نظر درباره تغییر [[در متن قرآن]] حتی از جانب شخصیت بسیار مهمی مانند امام معصوم.
این موضع در تفسیر فارسی حسین بن حسن ابو مُحاسِن جُرجانی (د. ۷۲۲/۱۳۲۲) مطرح شده؛ آنجا که وی در رابطه با زیادة مورد بحث مینویسد:
در مصحف اُبیّ [بن کعب] و ابن مسعود [چنین آمده:] فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ اِلی اَجلٍ مُسَمّیً. جَبیر ثابت گفته است که ”عبد الله عباس [کذا] مصحفی به من داد و گفت: «این مصحف پدرم است». در این مصحف نوشته شده بود: « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ اِلی اَجلٍ مُسَمّیً». گفتم: «ما به این صورت نمیخوانیم». وی گفت: «قسم به خدا! آیه چنین نازل شده است»."۱
صرف نظر از اختلاف تعبیر بین این گزارشها، روشن است که جُرجانی و علمای پیش از وی، در تفسیرشان بر مجموعه مشترکی از احادیث تکیه دارند؛ کاملاً محتمل است که نویسنده متأخرتر (یعنی جُرجانی) از تفاسیر پیش از خود به عنوان مدلهایی (نامعتبر) برای کتاب خود استفاده کرده باشد؛ مدلی که در آن، از انتساب زیادة به اصحاب حمایت، و از انتساب آن به امامان اجتناب میشود.۲