325
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

اعتماد از نسل‌‌های نخستین نقل می‌‌شدند، و می‌‌شد اینها را همان معانیِ در اصل وضع‌‌شده [[برای کلمات]] دانست. برخی اوقات، دستیابی به علم یقینی درباره وضع اصلی ممکن نبود، اما بااین‌‌حال فرد می‌‌توانست مطمئن باشد که چنین وضعی حتما اتفاق افتاده است. از آن گوهر اصلی و هنجارین کلمه واژه‌سازی‌های جدید و کاربردهای مختلف پدید می‌آید، هرچند اینها نسبت به مجموعه الفاظ و معانی اولیه همیشه به صورت عناصری کمکی و فرعی ایفای نقش می‌کنند.۱

کلمات، بر اساس استعمال، زمان و جغرافیا معانی مختلفی به خود می‌گیرند. همان طور که در بالا دیدیم، واژه خَتَم در آیه ۷ سوره ۲ (بقره) می‌‌تواند استعمالات مختلفی داشته باشد؛ هرچند همه آنها به معنای اصلیِ مهر کردن یا مهر زدن ارتباط می‌‌یابند. نظریه وضع اللغة منجر به این آزادی عمل [[در استعمال لفظ در کاربردهای متعدد]] می‌‌شود. در ادامه، مثال‌‌هایی از یک راهنمای قرن بیستمیِ فقه می‌‌آورم که نمونه‌‌های بسیار واضحی از نظریه وضع الفاظ برای معانی می‌باشد. نظریه‌‌ای که توصیف کاملی در مورد ارتباط بین لفظ و معنا بیان کرده و اینکه چرا این ارتباط از ماهیت وضع اولیه مهم‌‌تر است.۲

بین لفظ و معنا، ارتباطی علّی  معلولی وجود دارد که تصورِ معنا را در ذهن ایجاد می‌کند. تصور لفظ به طور همزمان موجب تصور معنای وضع‌‌شده می‌‌شود. برای مثال، اگر شما همیشه دو دوست را در کنار یکدیگر ببینید و یک روز یکی از آنها را تنها مشاهده کنید، مشاهده آن یک نفر (ی. تصور او در ذهن) سبب می‌‌شود که ذهن غیبت آن دوست دیگر را تصور کند. نیازی نیست که این ارتباط مبتنی بر عادت یا تکرار باشد: اگر شما فقط یک بار از کشوری بازدید کنید و در طول سفر به مالاریا مبتلا شوید، یادآوری بعدی از آن کشور، تصور مالاریا را برای شما زنده خواهد کرد.۳ این مثال‌ها چگونگی عبور ذهن از لفظ به معنا

1.. دربارۀ این فرایند و ارتباطش با فقه ن.ک:
B. Weiss, The Search for God’s Law: Islamic Jurisprudence in the Writings of Sayf al-Dīn al-Āmidī (Salt Lake City: University of Utah Press, ۱۹۹۲), ۱۲۷–۸.

2.. مثال‌هایی که در ادامه می‌آید از این منبع گرفته شده‌اند: محمد باقر الصدر، دروس فی علم الاصول، ۱۹۷۸، ج۱، ص۸۴-۹۷؛ ترجمۀ انگلیسی:
R. P. Mottahedeh, Lessons in Islamic Jurisprudence, ۲۰۰۳, ۶۵–۷۳.

3.. همان، صص ۸۹-۹۰/ ترجمۀ انگلیسی، صص۶۷-۶۸.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
324

بر اینکه این زبان باید وجود مستقلی از آن خودش داشته باشد. بر اساس یک نظریه عام (که قبلاً گفته شد و در فصل ۵ نیز بار دیگر بدان برخورد خواهیم کرد)، معتقد بودند که مقصود از سخن برقراری ارتباط است، پس سخن خدا باید قابل فهم باشد؛ از اینجا نتیجه می‌‌گیریم که عربیِ قرآن پیش از نزول وحی و مستقل از آن وجود داشته است. بنابراین زبان عربی یک حقیقت مفروض، یک مجموعه مدون (مواضعة) است که معانیِ اولیه‌‌ای که برای کلمات آن وضع شده، با وضعِ نهایی و قطعی آنها یکسان است. بااین‌‌حال عالمان آشکارا تفاوت‌‌ها و دگرگونگی‌‌هایی را که عملا در سخن وجود دارد شناخته و پذیرفته بودند، اما این موضوع بزرگ‌‌ترین دغدغه یا علاقه آنها نبود، چراکه از نظر آنها این تفاوت‌‌ها اثری بر وضع اولیه نداشتند. آنها این واقعیت را که تغییراتی در طی زمان اتفاق می‌‌افتد درمی‌‌یافتند، اما از نگاه آنان این لزوما بدان معنا نبود که زبان عربیِ درست دستخوش تحولاتِ درزمانی و تاریخی شده باشد، بلکه این تنها حاکی از آن است که عرف، استعمال و زمینه‌‌های خاص و تخصصی، از همان بنیانِ اصلی‌‌ای که به طور عرفی و قراردادی وضع شده برآمده‌‌اند.۱

همه این مسائل برای آنانی که در علم اصول الفقه تلاش می‌‌کردند بسیار مهم بود، چراکه آنان در تلاش بودند تا معیارهایی برای [[چگونگی استنباط از]] شواهد زبان‌‌شناختی بنیان بگذارند. ازآنجاکه عالمان پیوسته مشغول مداقه در قرآن و اخبار حدیثی بودند، ناگزیر این پرسش رخ می‌‌نمود که چگونه می‌‌توان به مقصود واقعی الفاظِ به کار رفته در این متون اطمینان پیدا کرد. بنابراین واژگان‌‌شناسی از اهمیت والای فقهی و دینی برخوردار شد تا به وسیله آنها نه فقط مفهومِ کلماتِ به‌‌کاررفته توسط خدا یا پیامبر[[ص]] شناخته شود، بلکه معانی ریشه‌‌ای یا «در اصل وضع‌‌شده» کلمات، [[در]] عربیِ اصیلِ تغییرناپذیر، نیز معلوم شود. در غالب موارد، تشخیص این گونه معانی تنها در گرو اخباری بود که به شکلی در خور

1.. ماهیت این ساختار را بی. وایس به طور موجز در مقالۀ «علم الوضع» توضیح داده است:
B. Weiss, "ʿIlm al-waḍʿ: An Introductory Account of a Later Muslim Philological Science,” Arabica, ۳۴, ۱۹۸۷, ۳۴۱–۳.
دلائل و استلزامات رویکردِ همزمانی به زبان به‌خوبی در کتاب زیر بحث شده است:
K. Versteegh, Landmarks in Linguistic Thought: The Arabic Linguistic Tradition (London: Routledge, ۱۹۹۷), ۱۰۱–۱۴.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 17220
صفحه از 416
پرینت  ارسال به