311
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

انتخابی ادیبانه از ناحیه خداوند بوده است. به همین نحو، اگر آیه‌ای از آیات متشابهات ("آیات مبهم") شمرده شود،۱ دلیلش بیشتر قصد الهی برای مبهم باقی گذاشتن آیه است، تا ناتوانی مفسران در توضیح آن.

راهبردهای تفسیری‌‌ای که ژیماره فهرست کرده، در یکی از این دو موقعیت به کار بسته می‌شوند: یا متن قرآنی غامض است، یا اینکه معنای ظاهری یا لفظی در تضاد با یکی از عقاید، دیدگاه‌ها یا رسوم مفسر است. همان طور که در فصل اول اشاره شد، نورمن کالدر نکته مشابهی را در مقاله‌ای، که به دلیل بازنمایی پرشورَش از آفرینش‌های بالقوه این ژانر نادر است، خاطرنشان کرد. او در ابتدا می‌‌کوشد تعریفی از این ژانر به دست دهد: شرحِ تمام یا اکثر متن قرآن، با توسل به نقل از مراجع معتبر و شناخته‌‌شده، و از راه سنجیدن کراسه [[=متن قرآن]] با محکِ ساختارهای آلی و عقیدتی (ساختارهای آلی شامل: دستور زبان و واژه‌‌شناسی؛ ساختارهای عقیدتی شامل: فقه، کلام، و قصص الانبیاء):۲

متون در خلأ نه‌تنها مسئله‌دار نیستند، بلکه اصلا معنایی هم ندارند [[تا مسئله‌دار باشند]]. متن قرآن تنها زمانی معنا می‌‌یابد که به صورت نظام‌‌مند در کنار ساختارهای معین دیگری در نظر گرفته شود که خودشان به طور (کم و بیش) مستقل از قرآن وجود دارند؛ در رأس آنها ساختارهای دستور زبانی و بلاغی زبان عربی، اما همچنین شامل شاخه‌‌های مَدرَسی علوم مثل فقه، کلام و قصص الانبیاء..... همواره مشکل آنجاست که باید ساختارهای درونی و ساختارهای بیرونی را به نوعی با هم هماهنگ کرد.۳

1.در پی‌نوشت‌های مقالۀ پیشین گذشت که در این موارد باید از خلط میان «متشابه» و «مبهم» بر حذر بود و به تفاوت‌های این دو توجه کرد.

2.. N. Calder, "Tafsīr from Ṭabarī to Ibn Kathīr: Problems in the description of a genre, illustrated with reference to the story of Abraham,” in Hawting and Shareef, Approaches to the Qurʾān (London: Routledge, ۱۹۹۳), ۱۰۱–۴۰, esp. pp. ۱۰۱–۶.
[[ب.ت: کالدر، تفسیر، صص۱۶۳-۱۶۷]].

3.. Calder, "Tafsīr,” ۱۰۵ [[ب.ت: کالدر، تفسیر، ص۱۶۸]];
کلود ژیلیو متذکر شده است که برخی از فرضیه‌های کالدر دربارۀ منابعش و خاستگاه‌های ویژۀ برخی از روایات تفسیری ناقص بوده است، هرچند این در بحث ما در اینجا حائز اهمیت نیست. ن.ک:
Gilliot, Cl., "Les trois mensonges d’Abraham dans la tradition interprétante musulmane: Repères sur la naissance et le développment de l’exégèse en Islam,” (Israel Oriental Studies, ۱۷, ۱۹۹۷), pp. ۳۷–۸, ۶۸.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
310

قرآن را واقعا عربی می‌بیند؛ یعنی مهم برای او بررسی گستره جنبه‌‌های زبانی و لغوی زبان قرآن، قطع نظر از ربط ظاهری با معنای آن، است. هر دو [[مفسر]] حجیت نهایی مطالب منقول را می‌پذیرند، ولی طرز عمل بسیار متفاوت است، به این نحو که دلبستگیِ طَبرِسی به احادیث تفسیریِ سلف صالحش بسیار کمتر از ابن تیمیه است. به تعبیری، تفسیر ابن‌‌تیمیه (یا تلقی‌‌اش از تفسیرِ بایسته) توجه مفسر را از خود قرآن دور می‌‌کند: تفسیرگری او عمدتا در حوزه حدیث رخ می‌‌دهد. در مقابل، تفسیر طَبرِسی مستقیماً به سوی خود متن رهنمون می‌‌شود.

هرچند راهبردهای تفسیری بی‌‌شماری امکان ظهور دارند، ولی می‌‌توان چند فن تفسیری اصلی را شناسایی کرد. یکی از مفیدترین کتاب‌‌ها در میان منابع دست دوم، که به صورت ویژه با آنچه ما در اینجا دنبال می‌کنیم تناسب دارد، اثر دَنیِل ژیماره در مورد ابو علی جبّایی معتزلی (د. ۳۰۳/۹۱۵) است، که وی توانسته تفسیر گمشده او را از میان منابع بعدی، به‌‌ویژه مجمع البیان و تفسیرهای حاکم جِشُمی و طوسی تا حدودی بازسازی کند. او می‌گوید: از نظر جبّایی و بسیاری دیگر، اصل اولیه، اعتبار بخشیدن به مفهوم ظاهری یا لفظی ( الظاهر) است، مگر اینکه توجیهی (دلیل) در کار باشد. زمانی که مفهوم لفظی نامناسب به نظر می‌رسد، ژیماره سه راهبرد را فهرست می‌کند: متوسل شدن به معنای مجازی کلمات یا فقرات؛ بیان اینکه چیزی به طور ضمنی (sous-entendu) بیان شده یا مسکوت گذاشته شده؛ و ربط دادن یا گسستن آن عبارت از متن پیشین.۱ برخی از این «فنون» را می‌‌توان در آثار تفسیری یا در کتاب‌‌های علوم قرآنی همچون الاتقان فی علوم القرآن سیوطی (د. ۹۱۱/۱۵۰۵) یافت.۲ تفاوت در آن است که اینها را «فنون» خدا دانسته‌اند، و در این میان نقش مفسران تنها تشخیص آنهاست. در اینجا نیز می‌توان شباهتی با تعریف علم، چنان‌‌که در بالا آمد، دید. معنای قرآن ثابت است؛ و مسئولیت مفسران، تنها انتخاب روش مناسب برای کشف آن است. [[بنابراین]] اگر مفسری بر این باور باشد که ترتیب واژه‌‌ها باید معکوس شود تا فهم درست حاصل آید، باید این را این‌‌گونه توضیح دهیم که قلبِ صورت گرفته

1.. Gimaret, Daniel. Une lecture Muʿtazilite du Coran: Le Tafsīr d’Abū ʿAlī al-Djubbā’ī (m. ۳۰۳/۹۱۵) partiellement reconstitué à partir de ses citateurs, ۱۹۹۴, ۶۳–۵.

2.. السیوطی، الاتقان فی علوم القرآن (ن.ک: بالا، پ. ۶).

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18731
صفحه از 416
پرینت  ارسال به