309
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

خواهیم گفت، واحد بودن مراد جدی آیات باید با این حقیقت کنار بیاید که ذات زبان به‌ندرت اجازه چنین استنباط‌‌های واضح و بی‌ابهامی را می‌دهد.

روش‌‌های تفسیری و دیدگاه طَبرِسی درباره آیه هفتم سوره بقره

مفسران مسلمان خودشان درباره اینکه با متن چه می‌توان کرد تا با معانی مرجَّحشان سازگار شود، سخن چندانی برای گفتن ندارند؛ از نظر آنها تفسیر تنها برای کشف معنای صحیح کراسه [[=قرآن]] است، و این دیدگاه که معنا تنها نتیجه هنرمندی و مهارت انسان است، برایشان پذیرفتنی نیست. برای مثال، ابن تیمیه (د. ۷۲۸/۱۳۲۸) می‌گوید که تفسیر باید فرایندی باشد که طی آن شخص معنای درست را از طریق گزینش [[در میان این]] منابع معیّن می‌کند: پیش از همه خودِ قرآن (ی. آیات دیگر)، هر جا که ممکن باشد، در غیر این صورت حدیث، و پس از آن گزارش‌‌های صحابه، و در پی آن به ترتیب روایات منقول قابل اعتماد که از دو نسل بعدی رسیده است. تفسیر درست کراسه [[=قرآن]] بایستی بر مبنای اخبار منقول باشد. ابن تیمیه افرادی را که نه بر اساس مطالب منقول، بلکه بر اساس استنباط دست به تفسیر می‌زنند، به دو گروه تقسیم می‌کند: آنهایی که قرآن را تنها بر اساس باورداشت خودشان تفسیر می‌‌کنند، و آنهایی که صرفاً بر پایه دانش زبانی‌‌شان و بدون نگاهی کامل به سیاق قرآنیِ مناسب تفسیر می‌‌کنند.۱ گروه اول عمدتاً معتزله و در پی آن شیعه امامیه‌‌اند (ابن تیمیه پیشاهنگِ طَبرِسی، [[یعنی]] شیخ طوسی را به عنوان نماینده این گروه برجسته می‌کند)؛ او از گروه دوم [[کسی را]] نام نبرده است، اما شاید در ذهن ابن تیمیه ژانر تفسیر لغوی مد نظر بوده است (که عمدتاً معاني القرآن خوانده می‌شود) و شامل آثارِ ابو عبیدة (د.ح. ۲۰۹/۸۲۴-۸۲۵)، فرّاء (د. ۲۰۷/۸۲۲)، اخفش (د. ۲۱۵/۸۳۰)، و زَجّاج (د. ۳۱۱/۹۲۳) است.

ابن تیمیه آشکارا روش‌‌های تفسیریِ به کار برده شده توسط طَبرِسی را رد کرده، اما او فهم روشنی از آنها دارد، به علاوه اینکه او نیز بر اهمیتِ بیشترِ روش نسبت به نتیجه بسیار تأکید دارد. همان طور که در ادامه خواهیم دید، باورهای اعتقادی طَبرِسی در تفسیرگری‌های او نقشی تعیین‌‌کننده دارد (چنان‌‌که ابن تیمیه درباره گروه اول گفته بود) و او بدون ‌شک عربیِ

1.. ابن تیمیه، مقدمة فی اصول التفسیر، تص. عدنان زرزور (کویت: دار القرآن الکریم، ۱۹۷۲)، صص۷۹-۸۶.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
308

مقوله آخر شامل آن نوع آیاتی است که ”مستعد پذیرشِ وجوه مختلف‌‌اند (محتمِلاً لامورٍ کثیرة)." در اینجا طَبرِسی، هماهنگ با آنچه در بالا دیدیم، توضیح می‌دهد که حتی اگر دو یا چند معنا موجه به نظر رسد، تنها وجه واحدی مراد است. بااین‌‌همه، اگر هم شخصی در میان احتمالات مختلف یکی را ترجیح دهد، نباید احتمال صحیح بودن موارد دیگر را رد کند، مگر اینکه نص صریحی از پیامبر[[ص]] یا امامی داشته باشد.۱ طَبرِسی در این باره بسیار دقیق و حساس است. مجمع البیان مشتمل بر بسیاری از معانی پیشنهادی مختلف درباره مراد جدی آیات است، لکن طَبرِسی به‌‌ندرت حکم قطعی صادر می‌کند. هرچند او در مواقعی ترجیح خود را بیان می‌کند، اما حتی در این موارد هم قول خود را با نسبیت۲ ( اولی، اقوی، اجود) مطرح ساخته است. او حتی به احتمالات مختلف عنوان «معنا» هم نمی‌‌دهد.

هرچند «معنا» ( المعنی) عنوانی برای سرفصل‌‌های مربوط به تفسیر یا فهم آیات است، اما این نام اندکی رهزن است. طَبرِسی می‌خواهد بگوید که یک آیه بیشتر از یک «وجه محتمل» ( الوجه، ج: الوجوه) دارد. وجه از آن رو که دلیلی قاطع برای قطعی انگاشته شدن ندارد، قدری پایین‌‌تر از معنا می‌‌ایستد. پذیرش این سخن که کتاب الهی دارای جنبه‌‌های مختلف ( ذو وجوه) است، راه را هم برای تفسیر هموار می‌کند و هم برای رازآلودگی‌ای که در خور کلام الهی است. این همچنین بدین معنا است که مفسران عرصه‌‌ای وسیع‌تر و مملو از احتمالات را در اختیار دارند.۳ اما این وسعت معنایی، با اصرار بر اینکه در واقع تنها یک مراد جدی برای هر آیه وجود دارد، تحت‌‌الشعاع قرار می‌‌گیرد، و همان طور که در ادامه

1.. « أمّا ما کان محتملاً لامور کثیرة او لأمرَین، فلا یجوزُ أن یَکونَ الجمیعُ مُراداً بل قد دَلَّ دلیلً عَلی أنّه لا یجوزُ أَن یَکونَ المُراد به إلا وجهاً واحداً فَهُوَ مِن باب المُتَشابِهِ لِاشتِباهِ المُرادَ مِنهُ بِما لَیسَ بِمُرادٍ فَیُحمَلُ عَلی الوَجهِ الّذي یُوافِقُ الدّلیلَ وَجازَ اَن یُقالَ إنَّهُ هُوَ المُراد وَإن کانَ اللَّفظُ مُشتَرَکاً بَینَ مَعنَیَینِ اَو اَکثرَ وَ یُمکِنُ اَن یَکونَ کُلُّ واحِدٍ مِن ذلِکَ مُراداً فلا یَنبَغی اَن یُقدَمَ عَلَیهِ بِجَسارَةٍ فَیُقالَ اِنَّ المُرادَ بِهِ کذا اِلّا بِقَولِ نَبیٍّ او امامٍ مَقطوعً عَلی صِدقِه.» (مجمع البیان، ج۱، ص۸۱).

2.در متن انگلیسی elative آمده است که به نظر می‌رسد منظور relative بوده است.(و.)

3.. «در تفسیر تک تک آیات، ذیل تفسیری که مؤلف آن را به عنوان محتمل‌ترین تفسیر برمی‌گزیند، بعد از عبارت کلیشه‌ایِ وقیل (و گفته شده) همیشه می‌توان مجموعه‌ای از تلاش‌های تفسیری مختلف و متباعد را مشاهده کرد. اینها همان وجوه هستند که مقبولیت آنها سندی بر غنای فکریِ کتاب خدا است».
Goldziher, Die Richtungen der islamischen Koranauslegung, ۱۹۲۰, ۸۵
[[ب.ت: گلدزیهر، گرایش‌ها]].

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18741
صفحه از 416
پرینت  ارسال به