307
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

بنابراین، می‌توان در جای جای بحث از علم، دو گرایش متضاد نسبت به این موضوع را احساس کرد: [[اول]] اهمیت یادگیری فردی و [[دیگری]] این حقیقت که علم در اختیار خداوند است. شاید بتوان فراتر رفت و گفت که اهمیت علم به طور کلی و اهمیت فراگیری قرآن به طور خاص، تنها با اندیشه دقیق و تفکری عمیق به دست نمی‌آید، بلکه با دقت در مطالب نقلی (همچون آیات قرآن، حدیث و...) قابل کسب است و کل قضیه نیز، همان طور که در همین نقل قول اخیر آمده بود، کاملاً در تحت سیطره خداوند است.

هرچند هدف تفسیر ظاهراً کشف مراد الهی بود، لکن به‌‌ندرت پیش می‌‌آمد که این هدف طی فرایندی سهل و آسان حاصل شود. بر طبق دیدگاه طَبرِسی، برخی آیات روشن و بی‌‌چون‌‌وچرا هستند، مثل آیه ”خداى شما خدايى يگانه است" [[فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ]] [حج۲۲: ۳۴]. (اگرچه در واقع حتی این نوع آیات نیز در معرض برداشت‌‌های مختلف هستند. برای مثال طَبرِسی در فهرست آیاتی که نیاز به توضیح ندارند این آیه را آورده است: ”و پروردگار تو به هيچ كس ستم روا نمی‌دارد" [[وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا]] [کهف۱۸: ۴۹]، ولی [[توجیه]] این آیه برای جبرمَسلکان نیازمند نوعی مهارت تفسیری است.)

بعد از مواردی که بنا بر فرض نیاز به توضیح ندارند، مقوله بعدی متشکل است از:

[[آیاتی]] که نامشخص (مجمل) [و نیازمند توضیح] هستند و معنای لغوی‌‌شان مراد گوینده را به‌‌تفصیل بیان نمی‌کند؛ مانند این آیات: ”و نماز را بر پا داريد و زكات را بدهيد" (بقره۲: ۴۳)[۱]؛ ”و حق آن را روز چيدن و درو كردنش بدهيد" (انعام۶: ۱۴۱)[۲] که نیاز به توضیح (بیان) پیامبر[[ص]] دارد، چنان‌‌که از طرف خدا به او وحی می‌شود، و از این طریق جزئیات آیین‌های نیایشی فردی، تعداد رکعات، مقادیر پرداخت واجب برای زکات (مقادیر النُصُب في الزکاة)، و بسیاری از موارد دیگر روشن می‌‌شود. پرداختن به تبیین این موارد ( الشروع في بیان ذلک) بدون نص صریح یا حکم الهی ممنوع است. ۳

1.*] وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوة وَ ءَاتُواْ الزَّكَوة

2.*] وَ ءَاتُواْ حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِه

3.. مجمع البیان، ج۱، ص۸۱.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
306

کشف کرده ( ندب الی الاستنباط) و مسیر آن را روشن ساخته و مردمی ( اقواماً) را به خاطر آن مدح کرده است. او می‌‌گوید: «از میان آنان، كسانی که کاوش می‌کنند، میدانند».[[لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ...]] [نساء۴: ۸۳] و خدا دیگران را محکوم می‌‌کند، به این دلیل که در آن نمی‌اندیشند، اندیشه را به تعویق می‌‌اندازند و تفکر در آن را کنار گذاشته‌اند. او می‌‌گوید: «آيا در آيات قرآن نمى‏انديشند ( یَتَدبَّرون)؟ يا بر دل‌‌هايشان قفل‌‌هايى نهاده شده است؟» [[أَفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها]] [محمد۴۷: ۲۴]"۱

هدف از این اندیشه و تدبر، علم است، و ترجیع‌‌بندِ همیشگی در مجمع البیان اهمیت تحقیق و تحصیل فردی و، متعاقباً، برتریِ دانشمندانی است که به زمینه‌های علمی خاصی تسلط یافته اند.۲ برای مثال، طَبرِسی در مقدمه کتابش می‌نویسد: ”اگر معنای قرآن همان مفهوم ظاهری (ظاهر) آن باشد، هر کسی که عربی و دستور زبان ( الاعراب) [آن] را بداند، معنای [سخن] ( فحویه) را فهمیده، و بی‌‌شک مراد خداوند را درک می‌‌کند."۳ از سوی دیگر، به‌‌روشنی قابل فهم می‌باشد که منشأ علم خداوند است. طَبرِسی در پایان تفسیر آیه ۳۲ سوره بقره ("گفتند: منزهى تو! ما را جز آنچه خود به ما آموخته‏اى، هيچ دانشى نيست. تويى داناى حكيم")[۴] می‌نویسد:

در آیه نشانه‌هایی ( ادلة) وجود دارد دال بر اینکه تمامیِ انواع دانش‌‌ها (علوم) از جانب خداست، و علت آن این است که علوم از دو حالت خارج نیستند: یا ضروری (ضرورة)، که در این صورت فعل الهی هستند، و یا استدلالی ( استدلالیة)، که در این صورت باز هم او بوده است که نشانه‌هایی بر آنها تدارک دیده است ( اقام ادلةً علیها)، بنابراین هیچ دانشی (علم) نزد احدی نیست، مگر اینکه خداوند به او آموخته است.۵

1.. مجمع البیان، ج۱، ص۸۰-۸۱. در چاپی که من استفاده کرده‌ام، و در چاپ دار الکتب العلمیة (بیروت، ۱۹۹۷)، تِلک [[و ذم آخرین علی تلک تدبره]] آمده است؛ بهتر است چنان‌که در چاپ سیدون (ج۱، ص۱۳) آمده است، آن را تَرک (رها کردن) بخوانیم.

2.. برای دیدن یک نمونۀ خوب ن.ک: اظهارنظرهای طبرسی دربارۀ آیۀ هفتم سورۀ ۳ (آل‌عمران)، ارائه‌شده در فصل پنجم همین کتاب.

3.. مجمع البیان، ج۱، ص۸۱.

4.*] قَالُواْ سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الحْكِيم.

5.. مجمع البیان، ج ، ص۱۸۴؛ ممکن است کسی متذکر شود که گویندگان در آیه بشر نیستند، بلکه فرشتگان‌اند. برای بحث بیشتر دربارۀ این عبارت مهم، همچنین به فصل پنجم رجوع کنید.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18750
صفحه از 416
پرینت  ارسال به