با این همه، ظاهراً مفسران تلاش شایانی کردند تا روایاتی را که مواضع غالیانه و انحرافی (غلو) داشتند از آثارشان حذف کنند؛ این قبیل مواضع بعدها تبدیل به وجه ممیز دیگر فِرَق شیعه شدند، از جمله اسماعیلیه، و فرَق غلات که از بین رفتند. وجود روایات غیرامامی در تفاسیر قدیم قرآن منتسب به تشیع امامی بسیار نادر است. من در این مقاله میخواهم دو نمونه از این روایات غیرمتعارف را برجسته کنم. اولینِ این روایات در تفسیرِ امامیِ متعلق به قمی یافت میشود. این روایت (بعد از این: «روایت اسراء») در رابطه با آیات ۹۴-۹۵ سوره دهم، سوره یونس، ذکر شده است که محمد[[ص]] را چنین تصویر میکند که در سخنانی که از خداوند در ستایش علی[[ع]] در هنگام اسراء شنیده است تردید میکند. این روایت کاملاً در تقابل با دیگر روایات امامی قرار دارد که بر دوستی و علاقه اصیلی که آن دو را به هم پیوند میدهد تأکید دارند.۱ روایتِ دیگری در تفسیرِ عیاشی (معاصر قمی)، که پیش از این به آن ارجاع دادیم، وجود دارد؛ این روایت در مورد تعداد ائمه شیعه بحث میکند. این مفسر در ارتباط با مَثَلِ [[قرآنیِ]] «دانهای که از آن هفت خوشه میروید [مثل حبة أنبتت سبع سنابل]» (بقره۲: ۲۶۱)، روایتی میآورد (بعد از این: «روایت سنبلها») که این مَثَل را به روش تمثیلی تفسیر میکند: هفت سنبل اشاره به هفت امام دارد که از فاطمه[[س]]، که مصداق دانه است، روییدهاند؛ اولینِ این هفت امام حسین[[ع]] است و آخرینشان قائم است. [[اما]] تعداد ائمه، که مشابه هفت امام اسماعیلی هستند، تنها ویژگی عجیب این روایت نیست، بلکه در آن اولین امام به جای حسن[[ع]]، حسین[[ع]] است. در ادامه من اصل این دو روایت و مسائلی را که پیرامون آنها مطرح میشود ارائه خواهم کرد. من نمیخواهم ادعا کنم که این روایات روایاتی غالیانه و دگراندیشانه [[= منحرف از جریان اصلی امامیه]] هستند. هرچند که بیشک مفهومهایی که این روایات بیان میکنند هماهنگ با آن عقایدی نیست که در جریان اصلی عقاید امامی، و حتی نزد همین مفسرانی که در این مقاله بررسی میکنیم، پذیرفته شده است.
II