233
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

با این همه، ظاهراً مفسران تلاش شایانی کردند تا روایاتی را که مواضع غالیانه و انحرافی (غلو) داشتند از آثارشان حذف کنند؛ این قبیل مواضع بعدها تبدیل به وجه ممیز دیگر فِرَق شیعه شدند، از جمله اسماعیلیه، و فرَق غلات که از بین رفتند. وجود روایات غیرامامی در تفاسیر قدیم قرآن منتسب به تشیع امامی بسیار نادر است. من در این مقاله می‌خواهم دو نمونه از این روایات غیرمتعارف را برجسته کنم. اولینِ این روایات در تفسیرِ امامیِ متعلق به قمی یافت می‌شود. این روایت (بعد از این: «روایت اسراء») در رابطه با آیات ۹۴-۹۵ سوره دهم، سوره یونس، ذکر شده است که محمد[[ص]] را چنین تصویر می‌کند که در سخنانی که از خداوند در ستایش علی[[ع]] در هنگام اسراء شنیده است تردید می‌کند. این روایت کاملاً در تقابل با دیگر روایات امامی قرار دارد که بر دوستی و علاقه اصیلی که آن دو را به هم پیوند می‌دهد تأکید دارند.۱ روایتِ دیگری در تفسیرِ عیاشی (معاصر قمی)، که پیش از این به آن ارجاع دادیم، وجود دارد؛ این روایت در مورد تعداد ائمه شیعه بحث می‌کند. این مفسر در ارتباط با مَثَلِ [[قرآنیِ]] «دانه‌ای که از آن هفت خوشه می‌روید [مثل حبة أنبتت سبع سنابل]» (بقره۲: ۲۶۱)، روایتی می‌آورد (بعد از این: «روایت سنبل‌ها») که این مَثَل را به روش تمثیلی تفسیر می‌کند: هفت سنبل اشاره به هفت امام دارد که از فاطمه[[س]]، که مصداق دانه است، روییده‌اند؛ اولینِ این هفت امام حسین[[ع]] است و آخرین‌شان قائم است. [[اما]] تعداد ائمه، که مشابه هفت امام اسماعیلی هستند، تنها ویژگی عجیب این روایت نیست، بلکه در آن اولین امام به جای حسن[[ع]]، حسین[[ع]] است. در ادامه من اصل این دو روایت و مسائلی را که پیرامون آنها مطرح می‌شود ارائه خواهم کرد. من نمی‌خواهم ادعا کنم که این روایات روایاتی غالیانه و دگراندیشانه [[= منحرف از جریان اصلی امامیه]] هستند. هرچند که بی‌شک مفهوم‌هایی که این روایات بیان می‌کنند هماهنگ با آن عقایدی نیست که در جریان اصلی عقاید امامی، و حتی نزد همین مفسرانی که در این مقاله بررسی می‌کنیم، پذیرفته شده است.

II

1.. برای مثال نگاه کنید به متون ارائه‌شده در پانوشت‌های ۲۹ و ۳۰ در ذیل، که تنها چند نمونه از میان خیل روایات مربوط به این مسئله در سنت امامی هستند.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
232

کوفی (د. ۳۰۰/۹۱۲) علی بن ابراهیم قمی (د. ۳۰۷/۹۱۹-۹۲۰) و نضر بن محمد بن مسعود عیاشی (د.۳۲۰/۹۳۲)، وجود دارد؛ تفاسیر ایشان به‌روشنی نشان می‌دهد که رایج‌ترین عقیده در تشیع متقدم این بوده است که مصحف عثمان با مصحفی که در زمان وفات محمد[[ص]] وجود داشته است یکی نیست.۱ [[اما]] محمد بن علی بن بابویه (د. ۳۸۱/۹۹۱-۹۹۲)، شیخ مفید (د. ۴۱۳/۱۰۲۲) و شریف مرتضی (د. ۴۳۶/۱۰۴۴) تمامی روایاتی را که در صیانت قرآن از تحریف تردید می‌افکندند به کلی رد کردند. آنها بیان کردند که مصحف عثمانی تنها متن موثق و کامل قرآن است.۲ همین‌طور، مسئله بداء (امکان تغییر در علم الهی یا مشیت الهی) هم کاملاً در تشیع متقدم پذیرفته بوده است، چنان‌که به‌روشنی از روایات مرتبط با این مسئله در آثار مفسران متقدم امامی برمی‌آید.۳ اما بعدها فکر ویژه‌ای در این مورد ایجاد شد و تلاش‌هایی شد تا میان این عقیده و اصول معتزلی آشتی برقرار شود.۴

1.تفاسیر فرات کوفی، قمی و عیاشی، نمایندۀ نظر رسمی و رایج تشیع متقدم نیستند. در همان دوران عالمان دیگری هم بوده‌اند که چنین باوری نداشته‌اند.

2.. اتان کلبرگ به تفصیل به این مسئله پرداخته است:
E. Kohlberg, "Some Notes on the Imamite Attitude to the Qurʾan,” in S. M. Stern, A. Hourani, and V. Brown, eds., Islamic Philosophy and the Classical Tradition: Essays Presented to Richard Walzer, Oxford, ۱۹۷۲, pp. ۲۰۹-۲۲۴ [[ب.ت: کلبرگ، نکاتی]].
نیز ن.ک: مقالات ج. اِلیاش (J. Eliash)[[ب.ت: الیاش، قرآن شیعی]] و فلاطوری (Falaturi) که کلبرگ در پاورقی ۱ مقالۀ بالا بدانها ارجاع داده است.

3.. این مسئله به تفصیل در مقالۀ مذکور در پانوشت (۱) بررسی شده است. در این جا من به چند متن منتخب از تفاسیر کهن امامی بسنده‌ می‌کنم که مسأله بداء را پذیرفته‌اند: تفسیر القمي، نجف، ۱۳۸۶-۱۳۸۷ق، ج۱، صص ۱۷۰-۱۷۱، ۱۹۴ س۱؛ ج۲، ص۲۰۸، س۱۰؛ ص ۲۹۰، س۴؛ ص۳۳۰، س۲۰. تفسیر العياشي، قم، ۱۳۸۰ق، ج۱، ح۸؛ ص۴۴، ح۴۶؛ ج۲، ص۲۱۶، ح۶۲.

4.. برای مثال نگاه کنید به موضع منسوب به مفید که در آن او مسئلۀ بداء را می‌پذیرد ولی تأکید می‌کند که این پذیرش بر اساس قواعد عقلی نیست، بلکه او به دلیل ریشۀ روایی آن را می‌پذیرد: (اما در باب استفاده از اصطلاح بداء، من به سبب وحی منزل بر میانجی‌های میان خدا و بندگانش آن را می‌پذیرم. وگرنه اگر روایتی در این باب وارد نشده بود که من از صحتش آگاه باشم، به خود اجازه نمی‌دادم که از آن استفاده کنم) (اوائل المقالات، تبریز، ۱۳۷۱ق، صص۵۳-۵۴)؛ ترجمۀ فرانسوی این متن از منبع ذیل گرفته شده است:
D. Sourdel, "L’imamisme vu par le Cheikh al-Mufid”, REI, ۴۰ (۱۹۷۲), p. ۲۸۵;
نیز ن.ک: Goldziher (and Tritton), Badāʾ, El۲, II, pp. ۸۷۳-۸۷۵. همین طور:
W. Madelung, "The Shiʿite and Kharijite Contribution to Pre-Ashʿarite Kalam”, idem, Religious Schools and Sects in Medieval Islam, London ۱۹۸۵, ch. VIII, pp. ۱۲۰-۱۳۹, esp. pp. ۱۲۳-۱۲۴ [[ب.ت: مادلونگ، مکتبها]].

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 17231
صفحه از 416
پرینت  ارسال به