امامی برای تقویت برخی معتقَدات امامیه همچون عصمة یا برائة، که از آموزه امامت سرچشمه میگیرند، طراحی شدهاند. تفسیر آیه ۱۲۳ سوره ۳ (آلعمران) مثالی برای مورد نخست [[عصمت]] است: ”به درستی که خداوند شما را در جنگ بدر یاری رساند، آن گاه که کاملاً اندک / ضعیف [به جای «پست»] بودید" (وَلَقَدْ نَصَرَکُمْ اللهُ بِبَدْرِ وَأنْتُمْ قَلیلٌ / ضَعیفٌ [به جای أذِلَّةٌ]). طبق نظر مفسران امامیه ممکن نیست که خداوند محمد[[ص]] و سپاهِ مجاهدانش را در جنگ بدر با لقب تحقیرآمیزِ «پست» ( أذِلّة) توصیف کرده باشد. به این ترتیب متنِ رایج تحریفی است از متن اصلی که باید چیزهای دیگری را به کار برده باشد، القابی با بار منفی کمتر همچون «اندک» یا «ضعیف»، که در تضاد با آموزه امامیِ عصمة نباشند.۱ ۲
آموزه بَرائة هم به طریقی مشابه تقویت میشود. این آموزه جدایی از دشمنان شیعه را، که در رأس آنان صحابه پیامبر[[ص]] قرار دارند، ترویج میکند. نمونهای از این رویکرد تفسیر آیه ۴۰ سوره ۹ (توبه) است که در فصل پیش از آن بهره گرفتیم: ”حتی اگر شما به وی کمک نکنید، خداوند به او یاری رسانده است آن گاه که کافران او [محمد][[ص]] را، دومین از دو، بیرون راندند. هنگامی که آن دو تن در غار بودند، او [محمد][[ص]] به همنشین خود گفت: «غمگین مباش؛ مسلّماً خدا با ماست». سپس خداوند حضور الهی۳ خود را بر او عرضه کرد."۴ ( إلّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللهُ إذْ أخْرَجَهُ الَّذینَ کَفَروُا ثانِيَ اثْنَیْنِ إذْهُما فِی الْغارِ اِذْ یَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إنَّ اللهَ مَعَنا فَأنْزَلَ اللهُ سَکِینَتَهُ عَلَیْهِ). بر حسب ظاهر، مفسران سنّی و شیعه در تفسیر این آیه توافق دارند. هر دو گروه بر این باورند که این آیه در رابطه با ابوبکر است که در غار به همراه پیامبر[[ص]]، زمانی که از دست مردم مکه میگریختند، مخفی شده بود. با این وجود، در حالی که تفاسیر اهل سنت این آیه را در مقام تقدیر از ابوبکر تفسیر میکنند (یعنی به دلیل بودن در کنار پیامبر[[ص]] در چنین لحظه سختی از زندگی ایشان)، سنت تفسیری امامیه اصرار دارد که این آیه با بیان کردن ضعف ابوبکر، بهویژه ترس او در مقایسه با شجاعت
1.. ن.ک: تفسیر عیاشی، ج۱، صص۱۹۶، ۱۳۳ و ۱۳۵؛ تفسیر قمی، ج۱، صص۱۲۲، ۱۴، که تنها تحریرِ «ضُعَفاء» را عرضه میکند. نیز قس:
Goldziher, Richtungen, ۱۸۴; Bar-Asher, "Variant Readings,” ۵۴ and n. ۵۲.
2.این دست روایات، فارغ از اینکه خبر واحدند، اولا مخالف قرائت متواتر قرآن هستند؛ ثانیا، چهبسا حاصل فهم نادرست راویان حدیث باشند؛ ثالثا، میتوان آنها را گونهای تفسیر با انتخاب معانی جایگزین برای الفاظ دانست.
3.نویسنده از ترجمۀ «سکینۀ» عربی به «شِخینا»ی عبری پرهیز دارد و آن را به مفهومی آشنا در سنت دینی غرب (the divine presence) ترجمه میکند که به معنای نوعی حضور مؤثر خدا در وجود آدمی است که موجب آرامش و ایمان او میشود. (و.)
4.. دربارۀ ترجمۀ سکینه به «حضور الهی» ن.ک: فصل ۲، بخش ۱-۴، پاورقی ۵۲ [[از متن انگلیسی کتاب]]. [[ب.ت: بَرـ اَشِر، «ترجمه و نقد»، ص۱۴۲، پ۱]].