بیشماری که در تفسیر آمده، تصویر شده است. حدیث زیر که منسوب به پیامبر[[ص]] است نشاندهنده صورتبندی درازدامنی از این گرایش است: ویژگیهای تمام پیامبران در چهره علی[[ع]] بازتاب مییابد:
وقتی [علی] نزد رسول خدا[[ص]] ظاهر شد، رسول خدا[[ص]] با بلندترین سطح صدایش گفت: ای بندگان خدا، هر کس که میخواهد شکوه آدم، خردمندی شیث، نجابت و شکوهمندی ادریس [=انوخ]، شکرگزاری و عبادت نوح برای خدا، دوستی و جانسپاری ابراهیم برای خدا، خصومت موسی با دشمنان خدا و دست ردش بر آنان، و محبت و انس عیسی با تمام مؤمنان را ببیند این [مرد]، یعنی علی بن ابی طالب را بنگرد...۱
رویکرد قویِ قدیسنگارانه در تفسیر عسکری، چنانکه در این حدیث و احادیث مشابه در این کتاب دیده میشود، میتواند به ما در توضیح این مطلب کمک کند که دلیل وجود روایاتِ (نسبتا مخالفِ) دیگر در این کتاب در ردّ عقاید حلقات افراطگرا (غلاة)، که در ستایش از علی[[ع]] و امامان تا حد پرستیدن آنها مبالغه کردهاند، چیست. امیرمعزّی نشان داده که این رویکرد تنها محدود به آن دسته از حلقههای شیعیای که معمولاً آنها را با نام غلات میشناسند نیست، بلکه به شکلی برجسته در آنچه میتوان آن را جریان اصلی شیعه امامی تعریف کرد، وجود داشته است.۲ از انتقاد شدیدی که نسبت به گرایشهای افراطی در تفسیر عسکری بیان میشود، میتوان استنباط کرد که چنین دیدگاههایی در میان حلقههای امامیای که این اثر در میان آنها شکل گرفته بسیار شایع بوده است. به نظر نمیرسد مبارزه
1.. تفسیر العسکری، صص۴۹۷-۴۹۸. این حدیثی بسیار متداول است که در بسیاری دیگر از منابع هم نقل شده است؛ برای مثال ن.ک: ارجاعات مصحح اثر (همان)؛ و قس. حدیث مذکور در تفسیر فرات منسوب به صحابۀ پیامبر، ابو ذر غفاری (د. ۳۲/۶۵۲-۶۵۳). بنا بر این حدیث، پیامبر[[ص]] در سفر شبانهاش فرشتگانی را در آسمان دیده است که به او گفتهاند که به سبب آنکه در شوق دیدار علی[[ع]] طاقتشان طاق شده، از خدا خواستهاند که برای آنها فرشتهای شبیه به او خلق کند و او را بر تختی زرین در طرف راست عرش الهی مزین به جواهر و مروارید بنشاند «تا هرگاه ما مشتاق حضور زمینی علی[[ع]] میشویم، به نظیر او در آسمان بنگریم» ( فَکُلّما اشتَقنا إلی رُؤیةِ علي بن ابي طالب علیه السلام في الارض نَظَرنا إلی مِثالِهِ في السَّماء) (تفسیر فرات، نجف ۱۳۵۴هـ ، ص۱۳۶).
2.. M. A. Amir-Moezzi, "Aspects de l’imāmologie duodécimaine I: remarques sur la divinité de l’Imām,” Studia Iranica ۲۶ (۱۹۹۶): ۱۹۴-۲۱۶.