183
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

داستان در آنجا نیامده است. این داستان در بحار الانوار در میان زنجیره‌ای از روایات سیره‌‌نگارانه، که اغلب از تفسیر عسکری گرفته شده‌‌اند، ذکر شده است.۱ همراه این داستان، و به تبع الگویی تکراری، حکایتی درباره دسیسه‌‌ای مشابه ضد علی[[ص]] توسط جَدّ بن قَیس، که از افراد اصلی منافقون در مدینه بود، گفته می‌شود. این حدیث در تفسیر عسکری به اینجا می‌‌رسد که ”او [ی. جَدّ بن قَیس] دومین فرد مؤثر منافقون بعد از عبد الله بن اُبَیّ بود، همان طور که علی از جهت کمال، جمال و جلال دومین فرد بعد از رسول خدا[[ص]] بود (وکان تالي عبد الله بن ابی في النفاق کما أنّ علي [!] تالي رسول الله في الکمال والجمال والجلال)."۲

عبد الله بن اُبَیّ بعد از شکست نقشه‌‌اش جَدّ بن قیس را متقاعد کرد تا یک تله دیگر برای علی[[ع]] آماده کند، چراکه وی مانند محمد[[ص]] در سحر متبحر نیست ( إن محمداً ماهرٌ بالسحر ولیس عليٌ کَمِثلِهِ).۳ جد بن قیس قبول می‌کند و نقشه‌ای می‌کشد که دیوار باغش روی سر علی[[ع]] و همراهانش بریزد. آنها خودشان نزدیک دیوار می‌‌نشینند تا با هم غذایی میل کنند. علی[[ع]] متوجه می‌‌شود که دیوار نزدیک فرو ریختن است و با دست چپ خود آن دیوار را که ۳۰ ذراع طول، ۱۵ ذراع ارتفاع و ۲ ذراع ضخامت داشته است نگه می‌دارد، بدون اینکه اثری از دشواری این کار در چهره او ظاهر شود. وقتی علی[[ع]] و افرادش غذایشان را تمام می‌‌کنند، علی[[ع]] بلند می‌شود و دیوار را مستحکم می‌کند. هنگامی که پیامبر[[ص]] علی[[ع]] را می‌بیند او را تحسین می‌کند و او را با خضر، که او نیز یک دیوارِ در حال ریزش را برپا کرده بود، مقایسه می‌کند.۴

1.. برای مثال ن.ک: بحار الانوار، ج۱۷، صص۲۲۵-۳۴۶. برای داستان نقل‌شده در اینجا، ن.ک: همان، صص۳۲۸-۳۲۹.

2.. تفسیر العسکری، ص۱۹۲.

3.. همان، ص۱۹۳.

4.. این گریزی به آیۀ ۷۰ سورۀ ۱۸ (کهف) است که راجع به حکیمی گمنام (عالم) است که در آیۀ ۶۵ همان سوره چنین توصیف شده است: «یکی از بندگان ما که به او لطف کرده بودیم و به او دانشی از جانب خودمان آموخته بودیم» (عَبداً مِن عِبادِنا آتَیناهُ رَحمَةً مِن عِندِنا وَعَلَّمناهُ مِن لَدُنّا عِلماً). تفاسیر سنی و شیعی، این بنده را خضر معرفی کرده‌اند. خضر در تفسیر شیعی اغلب نمونه‌ای از پیامبری است که صاحب دانش رازوار است، هرچند این دانش کمتر از دانشی است که به امامان عطا شده است. دربارۀ خضر برای مثال ن.ک:
Bar-Asher, Scripture and Exegesis, pp.۱۴۹, ۱۵۱.
ترجمه‌های انگلیسی نقل‌شده در این مقاله برای آیات قرآنی، برگرفته از ترجمۀ آربری (ویراست دوم) است.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
182

می‌‌کند.۱ این تنش همچنین در بسیاری از حکایات افسانه‌ای و سیره‌‌نگارانه‌‌ای که درباره زندگی محمد[[ص]] و امامان[[ع]] آمده بروز می‌یابد، و این گونه مطالب بخش اعظم از تفسیر عسکری را شکل می‌‌دهد. من در اینجا به دو جنبه جالب، منحصرا درباره داستان‌‌های سیره‌‌نگارانه‌‌ای که در این کتاب آمده، اشاره می‌‌کنم؛ اول: این داستان‌‌ها بر رابطه محمد[[ص]] با علی[[ع]] متمرکزند، و در بیشتر موارد کاری به سایر امامان ندارند. دوم: گزارش‌‌های مشابه اغلب محمد[[ص]] و علی[[ع]] را در کنار هم یا در پی یکدیگر نشان می‌دهند، برای مثال می‌‌توان به توصیفاتِ آمده در این گزارش‌‌ها درباره قدرت‌‌های جادویی و معجزات آنها اشاره کرد. همچنین آن دو با یکدیگر زوجی همانند دو پیامبر توراتی به نام‌های الیا۲ و الیشا۳ می‌‌سازند، از آن جهت که همان رابطه استاد و شاگردی میان آن دو پیامبر را دارند، معجزات مشابهی دارند و نیز در اینکه شاگرد بر استاد خود برتری دارد. دو گزارشی که در پی می‌آید این نکته را نشان می‌دهد.

الف. قدرت‌های معجزه‌‌آسای علی[[ع]] در مقایسه با محمد[[ص]]

در یکی از فراوان گزارش‌‌های شرح‌‌حال‌‌نگارانه (سیرة) که در تفسیر عسکری نقل شده، آمده است که وقتی محمد پیامبر[[ص]] به مدینه رسید حسادت عبد الله بن اُبَیّ را برانگیخت؛ همان رهبر معروف منافقان (منافقون) که متهم به توطئه برای مسموم ساختن پیامبر[[ص]] است. بنابراین ابن اُبَیّ در خانه‌‌اش ـ که می‌خواست پیامبر[[ص]] و اصحابش از جمله علی[[ع]] را به آن دعوت کند ــ گودالی حفر کرد. روی آن گودال فرشی انداخت و زیر فرش تیرهایی زهرآلود قرار داد تا وقتی پیامبر[[ص]] و اطرافیانش روی آن پا می‌‌گذارند در آن فرو افتند و با آن تیرها مسموم شوند. اما جبرئیل به پیامبر[[ص]] در مورد این نقشه هشدار داد و قول داد تا گام‌‌هایش را به گونه‌ای راهنمایی کند که در دام نیفتد. پیامبر[[ص]] وارد خانه ابن اُبَیّ شد و وقتی وی آنها را به رفع خستگی دعوت کرد، محمد[[ص]] به علی[[ع]] گفت دعایی بکند، آن گاه دختر میزبان وارد شد، پایش لغزید و در گودال افتاد.۴ نقشه‌‌ها و دسیسه‌های پنهانیِ ابن اُبَیّ برای محمد[[ص]] در متون سیره‌ای به‌‌خوبی شناخته‌‌شده‌‌اند، اما تا آنجا که من می‌دانم این

1.. H. Modarressi, Crisis and Consolidation in the Formative Period of Shiʿite Islam, Princeton ۱۹۹۳, pp.۳۶ff [[ب.ت: مدرسی، مکتب]].

2.Elija معادل «الیاهو» (در عبری) و «ایلیا» یا «الیاس» (در عربی). (و.)

3.Elisha معادل «اِلیشاع» (در عبری) و «الیَسَع» (در عربی). (و.)

4.. تفسیر العسکری، صص۱۹۰-۱۹۲.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 17063
صفحه از 416
پرینت  ارسال به