میکند.۱ این تنش همچنین در بسیاری از حکایات افسانهای و سیرهنگارانهای که درباره زندگی محمد[[ص]] و امامان[[ع]] آمده بروز مییابد، و این گونه مطالب بخش اعظم از تفسیر عسکری را شکل میدهد. من در اینجا به دو جنبه جالب، منحصرا درباره داستانهای سیرهنگارانهای که در این کتاب آمده، اشاره میکنم؛ اول: این داستانها بر رابطه محمد[[ص]] با علی[[ع]] متمرکزند، و در بیشتر موارد کاری به سایر امامان ندارند. دوم: گزارشهای مشابه اغلب محمد[[ص]] و علی[[ع]] را در کنار هم یا در پی یکدیگر نشان میدهند، برای مثال میتوان به توصیفاتِ آمده در این گزارشها درباره قدرتهای جادویی و معجزات آنها اشاره کرد. همچنین آن دو با یکدیگر زوجی همانند دو پیامبر توراتی به نامهای الیا۲ و الیشا۳ میسازند، از آن جهت که همان رابطه استاد و شاگردی میان آن دو پیامبر را دارند، معجزات مشابهی دارند و نیز در اینکه شاگرد بر استاد خود برتری دارد. دو گزارشی که در پی میآید این نکته را نشان میدهد.
الف. قدرتهای معجزهآسای علی[[ع]] در مقایسه با محمد[[ص]]
در یکی از فراوان گزارشهای شرححالنگارانه (سیرة) که در تفسیر عسکری نقل شده، آمده است که وقتی محمد پیامبر[[ص]] به مدینه رسید حسادت عبد الله بن اُبَیّ را برانگیخت؛ همان رهبر معروف منافقان (منافقون) که متهم به توطئه برای مسموم ساختن پیامبر[[ص]] است. بنابراین ابن اُبَیّ در خانهاش ـ که میخواست پیامبر[[ص]] و اصحابش از جمله علی[[ع]] را به آن دعوت کند ــ گودالی حفر کرد. روی آن گودال فرشی انداخت و زیر فرش تیرهایی زهرآلود قرار داد تا وقتی پیامبر[[ص]] و اطرافیانش روی آن پا میگذارند در آن فرو افتند و با آن تیرها مسموم شوند. اما جبرئیل به پیامبر[[ص]] در مورد این نقشه هشدار داد و قول داد تا گامهایش را به گونهای راهنمایی کند که در دام نیفتد. پیامبر[[ص]] وارد خانه ابن اُبَیّ شد و وقتی وی آنها را به رفع خستگی دعوت کرد، محمد[[ص]] به علی[[ع]] گفت دعایی بکند، آن گاه دختر میزبان وارد شد، پایش لغزید و در گودال افتاد.۴ نقشهها و دسیسههای پنهانیِ ابن اُبَیّ برای محمد[[ص]] در متون سیرهای بهخوبی شناختهشدهاند، اما تا آنجا که من میدانم این
1.. H. Modarressi, Crisis and Consolidation in the Formative Period of Shiʿite Islam, Princeton ۱۹۹۳, pp.۳۶ff [[ب.ت: مدرسی، مکتب]].
2.Elija معادل «الیاهو» (در عبری) و «ایلیا» یا «الیاس» (در عربی). (و.)
3.Elisha معادل «اِلیشاع» (در عبری) و «الیَسَع» (در عربی). (و.)
4.. تفسیر العسکری، صص۱۹۰-۱۹۲.