143
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

را معنای تحت‌اللفظی می‌نامیم)، و ممکن است این معنای تحت‌اللفظی متفاوت از مراد جدی متکلم باشد؛ برای دست یافتن به معنای اول (معنای «تحت‌اللفظی»)، فرد به دانشی درباره زبان احتیاج دارد (کسانی که صرفاً می‌شنوند، همین معنا را از جمله می‌فهمند)؛ دست یافتن به معنای دوم نیازمند یک مهارت تفسیری است: توان تمییز عامّ از خاصّ. عبارت با طعنه‌ای به برخی از صحابه (یک مضمون آشنایِ شیعی) پایان می‌یابد؛ صحابه‌ای که همیشه سخنان پیامبر[[ص]] را نمی‌فهمیدند:

چنین نبود که همه صحابه رسول از او سؤال بپرسند و بفهمند. بودند در میان آنان کسانی که می‌پرسیدند اما در پی فهم نبودند ـ تا جایی که دوست داشتند زمانی را که بدوی یا غریبه‌ای می‌آمد و از پیامبر [سؤالی] می‌پرسید تا [جواب را] از او بشنوند.۱۲

بخش اولِ این سخن به‌سادگی توان ذاتی صحابه برای فهم پیام پیامبر[[ص]] را انکار می‌کند، و عنصری آشکار از جدلِ شیعی را در متن به نمایش می‌گذارد. احتمالا بخش دوم، که به ملاقات بدوی یا غریبه با پیامبر[[ص]] اشاره می‌کند، ادامه همین لحن جدلی باشد، بدین معنا که صحابه نمی‌توانستند کلمات پیامبر[[ص]] را بفهمند، و شاید آن قدر خجالت می‌کشیدند که نمی‌توانستند طلب توضیح کنند؛ در نتیجه، وقتی کس دیگری سؤال می‌کرد خوشحال می‌شدند، و از آشکار کردن جهل خودشان خودداری می‌کردند. می‌توان برداشت کرد که این حاکی از عقیده نحویان متقدم است که زبان کُراسه (که شامل حدیث هم می‌شود) نمونه‌ای از زبان عربیِ سلیس است، و بنابراین ابهامات و دشواری‌ها را می‌توان از طریق ارجاع به این پیکره‌متنِ زبان‌شناختی حل کرد. صحابه زمانی را که فردی بدوی برای پرسش از پیامبر[[ص]] می‌آمد دوست داشتند، زیرا می‌توانستند مکالمه او را با پیامبر[[ص]] بشنوند و شاید بعدتر از او بپرسند که منظور پیامبر[[ص]] چه بود. بدویان و پیامبر[[ص]] اصول زبان‌شناختی یکسانی داشتند. صحابه نسبتاً کندذهن از نعمتِ مهارتِ کامل در این توانایی برخوردار نبودند. تفسیری دیگر [[از عبارت مذکور]] می‌تواند این باشد که بدوی‌ها هنگامی که با جمله‌ای از

1.. سُلَیم بن قیس، کتاب سُلیم، ج۲، ص۶۲۴.

2.وَ لَيْسَ كُلُّ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) كَانَ يَسْأَلُهُ فَيَفْهَمُ وَ كَانَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْأَلُهُ وَ لَا يَسْتَفْهِمُ حَتَّى إنْ كَانُوا لَيُحِبُّونَ أَنْ يَجِي‏ءَ الطَّارِئُ وَ الْأَعْرَابِيُّ فَيَسْأَلَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) حَتَّى يَسْمَعُوا مِنْهُ.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
142

این مسئله دشوار (که در بالا به آن اشاره شد) که آیا قرآن می‌تواند سنت را ملغا کند اصلاً پرداخته نشده است ـ [[در اینجا]] همچنین به این ایده که [[بعدها]] به همان گستردگی مورد بحث قرار گرفته نیز پرداخته نشده است که آیا این دو منبع می‌توانند یکدیگر را تخصیص بزنند (بحثی که شافعی در الرسالة مفصلاً به آن پرداخته است). بااین‌حال، به خودِ دوگانه‌ها و نیز نظریه تثبیت‌شده‌ای که پشت این دوگانه‌ها قرار دارد اشاره شده است (هرچند آن نظریه به طور کامل بیان نشده است). در کل، این موضوع به رسمیت شناخته شده که برای فهم آنچه خدا و پیامبر[[ص]] در گفته‌هایشان اراده کرده‌اند باید این مقولات را به کار بست. در این میان به تمایز عامّ/خاص توجهی ویژه شده است:

اوامر پیامبر و نواهی او شبیه قرآن‌اند ـ دارای ناسخ و منسوخ، عام و خاص، محکم و متشابه. سخنی که از جانب پیامبر می‌آید دو نوع دارد؛ در آن، سخن خاص و سخن عام وجود دارد، همانند قرآن.۱ کسی که منظور خدا از آن سخن، یا منظور رسول خدا از آن سخن را، درک نمی‌کند،۲ [آن سخن را صرفاً] می‌شنود.۳۴

بر اساس این توصیفِ نسبتاً ناچیز، تشخیص اینکه یک گفته پیامبر[[ص]] یا خدا عام است یا خاص، در تشخیص معنای مورد نظر محوریت دارد. اگر کسی از تشخیص این مطلب ناتوان باشد (و سخن را صرفاً «بشنود»)، آنگاه معنایی که از گفته استنباط می‌شود با مراد جدی متکلم یکسان نخواهد بود.۵ دستگاه هرمنوتیکی برای فهم این گفته نسبتاً توسعه یافته است: معنایی وجود دارد که متن به خودیِ خود دارد (به سبب نبودِ اصطلاحی بهتر، فعلا این معنا

1.. فضل، ابن بابویه، و کلینی همگی نقل قولی قرآنی را در اینجا گنجانده‌اند که می‌گوید: "خدا در کتاب خود می‌گوید: آنچه را رسول برایتان می‌آورد بگیرید و از آنچه شما را منع می‌کند، دست بکشید" (حشر۵۹: ۷). برای بحثی کامل درباره تحولات اولیه در تمایزگذاری میان عامّ/خاصّ، تا زمان شافعی، ن.ک:
H. Tillschneider, Die Entstehung der juristischen Hermeneutik (uṣūl al-fiqh) im fruhen Islam (Wurzburg, ۲۰۰۶).

2.. لَم یَعرِف؛ فضل، کلینی و ابن بابویه چنین افزوده‌ای دارند: "و نمی‌داند" ( لَم یَدري)؛ حرّانی به جای آن این افزوده را دارد: "و نمی‌داند" ( لَم یَعلَم).

3.. سُلَیم بن قیس، کتاب سُلَیم، ج۲، ص۶۲۳.

4.وَ إِنَّ أَمْرَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ نَهْيَهُ مِثْلُ الْقُرْآنِ نَاسِخٌ وَ مَنْسُوخٌ وَ عَامٌّ وَ خَاصٌّ وَ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ وَ قَدْ كَانَ يَكُونُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) الْكَلَامُ لَهُ وَجْهَانِ كَلَامٌ خَاصٌّ وَ كَلَامٌ عَامٌّ مِثْلُ الْقُرْآنِ يَسْمَعُهُ مَنْ لَا يَعْرِفُ مَا عَنَى اللَّهُ بِهِ وَ مَا عَنَى بِهِ رَسُولُ اللَّهِ (ص).‏

5.. ما عَنی بِه الله وما عَنی به رسول الله ــ حرانی این مطلب را مصرح می‌سازد: "او [گزارش را] حفظ می‌کند/به خاطر می‌سپارد اما [آن را] نمی‌فهمد (لَم یَفهَم)".

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 17043
صفحه از 416
پرینت  ارسال به