این مسئله دشوار (که در بالا به آن اشاره شد) که آیا قرآن میتواند سنت را ملغا کند اصلاً پرداخته نشده است ـ [[در اینجا]] همچنین به این ایده که [[بعدها]] به همان گستردگی مورد بحث قرار گرفته نیز پرداخته نشده است که آیا این دو منبع میتوانند یکدیگر را تخصیص بزنند (بحثی که شافعی در الرسالة مفصلاً به آن پرداخته است). بااینحال، به خودِ دوگانهها و نیز نظریه تثبیتشدهای که پشت این دوگانهها قرار دارد اشاره شده است (هرچند آن نظریه به طور کامل بیان نشده است). در کل، این موضوع به رسمیت شناخته شده که برای فهم آنچه خدا و پیامبر[[ص]] در گفتههایشان اراده کردهاند باید این مقولات را به کار بست. در این میان به تمایز عامّ/خاص توجهی ویژه شده است:
اوامر پیامبر و نواهی او شبیه قرآناند ـ دارای ناسخ و منسوخ، عام و خاص، محکم و متشابه. سخنی که از جانب پیامبر میآید دو نوع دارد؛ در آن، سخن خاص و سخن عام وجود دارد، همانند قرآن.۱ کسی که منظور خدا از آن سخن، یا منظور رسول خدا از آن سخن را، درک نمیکند،۲ [آن سخن را صرفاً] میشنود.۳ ۴
بر اساس این توصیفِ نسبتاً ناچیز، تشخیص اینکه یک گفته پیامبر[[ص]] یا خدا عام است یا خاص، در تشخیص معنای مورد نظر محوریت دارد. اگر کسی از تشخیص این مطلب ناتوان باشد (و سخن را صرفاً «بشنود»)، آنگاه معنایی که از گفته استنباط میشود با مراد جدی متکلم یکسان نخواهد بود.۵ دستگاه هرمنوتیکی برای فهم این گفته نسبتاً توسعه یافته است: معنایی وجود دارد که متن به خودیِ خود دارد (به سبب نبودِ اصطلاحی بهتر، فعلا این معنا
1.. فضل، ابن بابویه، و کلینی همگی نقل قولی قرآنی را در اینجا گنجاندهاند که میگوید: "خدا در کتاب خود میگوید: آنچه را رسول برایتان میآورد بگیرید و از آنچه شما را منع میکند، دست بکشید" (حشر۵۹: ۷). برای بحثی کامل درباره تحولات اولیه در تمایزگذاری میان عامّ/خاصّ، تا زمان شافعی، ن.ک:
H. Tillschneider, Die Entstehung der juristischen Hermeneutik (uṣūl al-fiqh) im fruhen Islam (Wurzburg, ۲۰۰۶).
2.. لَم یَعرِف؛ فضل، کلینی و ابن بابویه چنین افزودهای دارند: "و نمیداند" ( لَم یَدري)؛ حرّانی به جای آن این افزوده را دارد: "و نمیداند" ( لَم یَعلَم).
3.. سُلَیم بن قیس، کتاب سُلَیم، ج۲، ص۶۲۳.
4.وَ إِنَّ أَمْرَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ نَهْيَهُ مِثْلُ الْقُرْآنِ نَاسِخٌ وَ مَنْسُوخٌ وَ عَامٌّ وَ خَاصٌّ وَ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ وَ قَدْ كَانَ يَكُونُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) الْكَلَامُ لَهُ وَجْهَانِ كَلَامٌ خَاصٌّ وَ كَلَامٌ عَامٌّ مِثْلُ الْقُرْآنِ يَسْمَعُهُ مَنْ لَا يَعْرِفُ مَا عَنَى اللَّهُ بِهِ وَ مَا عَنَى بِهِ رَسُولُ اللَّهِ (ص).
5.. ما عَنی بِه الله وما عَنی به رسول الله ــ حرانی این مطلب را مصرح میسازد: "او [گزارش را] حفظ میکند/به خاطر میسپارد اما [آن را] نمیفهمد (لَم یَفهَم)".