131
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

اصولیِ متأخر شناخته‌شده هستند و معمولاً در کنار هم (غالباً همراه با مکمل‌هایی مانند ظاهر/باطن، حقیقة/مَجاز و مُطلق/مُقیّد) مشاهده می‌شوند. البته دوگانه محکم/متشابه قرآنی است؛۱ مفهوم نسخ را نیز می‌توان در قرآن ردگیری کرد، اما نه به آن روشنی (یا آسانی)؛۲ اما دیگر اصطلاحات گرچه در قرآن وجود دارند، به‌عنوان مقولات هرمنوتیکی ظاهر نشده‌اند، نه هیچ یک به‌تنهایی، و نه در دسته‌های دوتایی. من می‌خواهم نشان دهم که هم‌آییِ مقولات در اینجا، به صورت فهرستی از دوگانه‌ها که مطالب وحیانی را می‌توان در قالب آنها ریخت، احتمالاً بازتاب‌دهنده یک دانش هرمنوتیکی بالغ است، نه یک نظریه تفسیریِ خامِ مربوط به قرن اول. این زمان‌پریشیِ آشکار علامت آن است که این گزارش متعلق به زمانی بسیار متأخرتر از دوره «سُلَیم» است. بررسیِ اینکه آیا این اصطلاحات (چه به صورت مجزا و چه در قالب دوگانه‌ها) به شیوه‌ای متناسب با مفاهیمِ متأخرترِ (مثلا) نسخ و تخصیص به کار رفته‌اند یا نه نیز حکایت از این نکته دارد که این گزارش در زمانی پس از پایان قرن دوم هجری (اواخر قرن هشتم میلادی) صورت‌بندی شده است.

این ادعا که پیام پیامبر[[ص]] نیز همچون فهم قرآن، به بدفهمی و اعوجاج و جعل دچار شده از درون‌مایه‌های رایج در استدلال‌های شیعیان است و (می‌توان استدلال کرد که) مبنای موضعی است که شیعه درباره جهت‌گیریِ انحرافیِ جامعه مسلمانانِ نخستین دارد. [[بنا بر این ادعاها]] حتی خود پیامبر[[ص]] نیز می‌دانست که برخی از به‌ظاهر پیروانش پیام او را تغییر خواهند داد:

در دوران پیامبر، دروغ‌هایی درباره او شایع شده بود، تا جایی که او برخاست تا خطبه‌ای در میان آنان بخواند و گفت: ”ای مردم، دروغ‌هایی که درباره من گفته

1.. L. Kinberg, "Muhkamāt and Mutashabihāt (Koran ۳/۷), implication of a Qurānic pair of terms in medieval exegesis”, Arabica ۳۵, ۱۹۸۸, ۱۴۳-۷۲ ; S. Syamsuddin, "Muḥkam and Mutashābih: an analytical study of al-Ṭabarī’s and al-Zamakhsharī’s interpretations of Q. ۳: ۷”, Journal of Qur’anic Studies, ۱/۱, ۱۹۹۹, ۶۳-۷۹; Jane Dammen McAuliffe, "Quranic hermeneutics: the views of al-Ṭabarī and Ibn Kathīr”, in Andrew Rippin (ed.), Approaches to the History of the Interpretation of the Qurʾān (Oxford, ۱۹۸۸), ۴۶–۶۲ [[ب.ت: مک‌اولیف، دانش]]; Gleave, Islam and Literalism, ۶۸–۹.

2.. See: J. Burton, The Sources of Islamic Law: Islamic Theories of Abrogation (Edinburgh, ۱۹۹۰), ۸۱–۱۲۱.


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
130

در همین ابتدای بحث، می‌توان استدلال کرد که دغدغه فهم قرآن و نقل سنت نبوی می‌بایست ریشه در زمانی داشته باشد که این دو به‌عنوان دو منبعِ اصلی و مسلّم برای استنباطِ فقهی تثبیت شده بودند. درباره اینکه تثبیت این دو منبع در چه زمانی رخ داده بسیار بحث شده است، اما مسلماً محمد بن ادریس شافعی (د. ۲۰۴/۸۲۰) در تثبیت آنها به عنوان منبع، نقشی محوری داشته است. بدون اینکه بخواهم وارد این بحث خاص شوم،‌ همین مقدار می‌توان گفت که تأکید این روایت بر قرآن و سنت ما را بدان سمت سوق می‌دهد که دست‌کم فضای احتمالی ظهور این گزارش را نیمه دوم قرن هشتم میلادی [[اواخر قرن دوم هجری]] بدانیم.۱

به بررسی تفصیلیِ متن گزارش بازگردیم. فهرست‌کردنِ مقولاتِ دوگانه، روشی رایج برای ارائه یافته‌های [[حاصل از]] تأملات هرمنوتیکی است. بیشتر دوگانه‌هایی که در اینجا آمده در سنت هرمنوتیکیِ بعدی پذیرفته شده‌اند و تعاریفی فنی برای آنها ارائه شده است: صدق/کذب، ناسخ/منسوخ، عام/خاص، و محکم/متشابه.۲ این دوگانه‌ها در آثار تفسیری و

1.. دربارۀ تثبیت قرآن و سنت به‌عنوان دو منبع اصلیِ شریعت و مناقشات حولِ این تثبیت (در میان بحث‌های فراوان در منابع دست‌دوم)، ن.ک:
Z.I. Ansari, "Juristic terminology before Shāfiʿī: a semantic analysis with special reference to Kūfa”, Arabica ۱۹, ۱۹۷۲, ۲۵۵–۳۰۰; G.H.A. Juynboll, "Some new ideas on the development of sunna as a technical term in Early Islam”, Jerusalem Studies in Arabic and Islam ۱۰, ۱۹۸۷, ۹۷–۱۱۸; G. Hawting, "The role of Qurʾān and Ḥadīth in the legal controversy about the rights of a divorced woman during her ‘waiting period’ (ʿIdda)”, BSOAS ۵۲/۲, ۱۹۸۹, ۴۳۰–۴۵; J. Burton, "Law and exegesis: the penalty for adultery in Islam”, in G.R. Hawting and Abdul-Kader A. Shareef (eds), Approaches to the Qurʾān (London, ۱۹۹۳), ۲۶۹–۸۴[[ب.ت: برتن، نقش فقه]]; J. Lowry, "Does Shāfiʿī have a theory of four sources of law?”, in B. Weiss (ed.), Studies in Islamic Legal Theory (Leiden, ۲۰۰۲), ۲۳–۵۰.

2.. می‌توان استدلال کرد که دوگانۀ حقّ/باطل نیز هرمنوتیکی بوده است؛ زیرا این دوگانه به‌کرّات در قرآن یافت می‌شود (بقره۲: ۴۲؛ آل‌عمران۳: ۷۱؛ انفال۸: ۸؛ اسراء۱۷: ۸۱؛ احتمالاً اعراف۷: ۱۱۸)؛ اما این دو مقوله، مقولاتی برای تسهیل تفسیر متن، بدان معنا، به نظر نمی‌رسند؛ بلکه مقولاتی نسبتا کلی‌اند که به حقیقت دینی مربوط می‌شوند. البته این دوگانه (یا یکی از دو اصطلاحِ دوگانه) در فقه و سایر دانش‌ها وارد شده است، گرچه نه به‌گستردگی (مثلا باطل غالباً با صحیح جفت می‌شود، برای اشاره به معتبر/نامعتبر). برای مطالب بیشتر دربارۀ دوگانه‌ها و دوگانه‌سازی در قرآن، ن.ک:
S. Schmidtke, "Pairs and pairing”, in Jane Dammen McAuliffe (ed.), Encyclopaedia of the Qurʾān (Leiden, ۲۰۰۱–۰۶), IV, ۱–۹.

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18948
صفحه از 416
پرینت  ارسال به