مُتَشابِهاتٌ... وَما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْباب).۱
در تفسیر این آیه، پرسشی نحوی درباره چگونگی خواندن عبارت الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْم (آنان که عمیقاً در دانش ریشه دواندهاند) وجود دارد، به این معنا که آیا «راسخان در علم» فاعل دومی است که در کنار «الله»، که فاعل جمله قبل است، قرار میگیرد (یعنی: تنها خدا و آنان که عمیقاً در دانش ریشه دواندهاند معنای آن را میدانند) و یا اینکه «راسخان در علم» فاعل جمله بعد است (یعنی: راسخان در علم میگویند...)؟ سنت تفسیریِ اهل سنت به تفسیر دوم گرایش دارد؛ اما رهیافت غالب در تفسیر شیعی ـ اعم از امامیه و اسماعیلیه ــ که این آیه را دلیلی برای اثبات حق امام در تفسیر قرآن میدانند، ترجیحِ تفسیر نخست برای این آیه است.۲ ۳ در واقع ترکیب الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْم به یکی از رایجترین عبارتها برای اشاره به امامان در جایگاه تنها تفسیرگران قرآن تبدیل شد.
آیه دیگری که بدین گونه مورد استناد قرار میگیرد آیه ۸۳ سوره ۴ (نساء) است:
هرگاه امری از ترس یا ایمنی به آنان برسد، آن را پخش میکنند؛ اگر آن را به رسول و صاحبان حق میان خود ارجاع میدادند، کسانی از ایشان که وظیفه آنها بررسی و استنباط است آن را میدانستند (وَإِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلى أُولِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ).
در توضیح این آیه، حدیثی از امام علی الرضا[[ع]] وجود دارد که توسط ابو النضر محمد بن مسعود عیاشی ـ از عالمان و مفسران بزرگ شیعه امامیه ــ (زنده در اواخر قرن سوم/نهم تا
1.. برای مثال ن.ک: ابو زکریاء یحیی بن محمد الفراء، معانی القرآن (قاهره، ۱۹۸۰)، ج۱، ص۱۹۱؛ الطبری، جامع البیان، ج۳، صص۱۸۲-۱۸۴ که احادیث بسیاری را در تأیید هر دو تفسیر بررسی میکند، اما بهوضوح احتمال دوم را ترجیح میدهد (ص۱۸۴)، چنانکه فراء و دیگر مفسران سنی نیز چنین میکنند. همچنین ن.ک:
John Wansbrough, Quranic Studies: Sources and Methods of Scriptural Interpretation (Oxford, ۱۹۷۷), p.۱۵۲.
ترجمۀ [[انگلیسی]] آیات قرآنی در کل این مقاله برگرفته از ترجمۀ آربری، گاهی با تغییراتی، است.
2.. ابو النضر العیاشی، تفسیر، تص. هـ . الرسولی المحلاتی (قم، ۱۳۸۰/۱۹۶۰)، ج۱، ص۱۶۲؛ النعمان بن حیان التمیمی المغربی (=القاضی النعمان)، اساس التأویل، تص. ع. تامر (بیروت، ۱۹۶۰)، ص۲۹.
3.برای بحثی تفصیلی دربارۀ این موضوع، ن.ک: علیاصغر ناصحیان، «تأویل و راسخان در علم»، الهیات و حقوق، ش۱۱، بهار ۱۳۸۳، صص۱۱۷-۱۴۶.