101
تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی

به پیدایش یک سنت‌‌ تفسیری و روش‌‌های تفسیرگری می‌‌انجامید که به وسیله آنها کلمات خدا تحقق عینی یابد. بااین‌‌حال آن رویکرد نص‌‌گرایانه باید از بین می‌‌رفت، و [[سرانجام کار به جایی رسید که حتی]] خوارج هم برای خودشان سنّتی تفسیری پروراندند.

کسانی که قرآن را متن اصلی [[در کنار دیگر منابع]] و نه متنی مطلق و قطعی می‌‌دانستند، معتقد بودند این متن باید با تفسیری همراه باشد که به آشکارسازی معانی آن کمک کند. بااین‌‌حال نیم‌‌نگاهی به نوشته‌‌های تفسیری متقدم، از قبیل اثر گرانسنگِ طبری (د.۳۱۰/۹۲۳)، به‌‌روشنی گویای آن است که حتی با وجود پذیرش ارزش و اهمیت تفسیر، دیدگاه‌‌‌‌ واحدی در خصوص میزان آزادی عمل مفسران در تفسیر قرآن وجود نداشته و این مسئله پرسشی بنیادین بوده که به نزاع بین أهل الرأي (عقل‌‌گرایان) و أهل الحدیث (حدیث‌‌گرایان) معروف است. گروه نخست بر این باور بود که مفسران در به‌‌کارگیری عقل خود در تلاش برای فهم قرآن آزادند؛ اما دسته مقابل معتقد بودند که مفسران باید تنها معانی آن دسته از واژگان و مفاهیم قرآنی را که در حدیث آمده است بیان کنند و در این خصوص مُجاز به استفاده از عقل خود نیستند.

دیدگاه اخیر دو جنبه اعتقادی و تراثی داشت. از لحاظ جنبه اعتقادی مفسر تنها در صورتی مجاز بود قضاوت یا دیدگاه شخصی خود را بیان کند که آن دیدگاه مبتنی بر احادیثِ رسیده به وی بود و آن احادیث دیدگاهی را که او می‌‌خواست بیان کند، تأیید می‌‌کردند. جنبه تراثی هم (که تا حدی وابسته به جنبه اعتقادی است) مقتضی آن بود که هر اندیشه، حکم یا اعتقاد جزمی‌‌ای باید به شکل حدیث مأثور باشد. در این خصوص نیز اثرِ تفسیریِ طبری، به عنوان یک پیکره‌متن، مثال خوبی برای توضیح این موضوع است. وی در مقدمه خود، درباره استفاده از تفکر عقلانی در تفسیر ابراز تردید می‌‌کند. احادیثی که طبری در این خصوص به آنها استناد می‌‌کند (و بیشترِ آنها منسوب به ابن عباس هستند)، بر سه دسته‌‌اند: ۱ـ احادیثی که تفسیر قرآن را مطلقا حرام می‌‌دانند، خواه بر اساس قضاوت شخصی (بِرَأیِه) باشد و یا بدون (پیش)آگاهی (بِغَیر عِلم)؛ حتی در این روایات آمده است کسی که مرتکب اینها شود باید جایگاه خود را در آتش بیابد (فلیتبوّأ مقعده من النّار). ۲ـ احادیثی که مجازات مشابهی را برای کسی که قرآن را بنابر داوری خودش تفسیر کند وعده می‌‌دهد. ۳ـ احادیثی که در آنها


تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
100

(د. ۸۲/۷۰۱)، از اصحاب پیامبر[[ص]]، چیزی در مورد قرآن می‌‌پرسیدند ( إذا سُئِل عن شَیئ مِن القُرآن) پاسخ می‌‌داد: ”خداوند هر چه را خواسته، در قرآن بیان کرده است [لفظاً: دست یافته است] ( أصاب الله به الّذي أراد)"؛۱ یعنی کلمات خداوند صریح و روشن است و هر گونه تفسیرگری برای آن غیرضروری است.

مطابق روایت دیگری با همان مضمون، احمد بن حنبل (د. ۲۴۱/۸۵۵)، از عالمان دینی، گوید: ”سه چیز اساسی ندارد: تفسیر قرآن، داستان‌‌های مربوط به حوادث آخرالزمان و داستان‌‌های مربوط به جنگ‌‌های پیامبر ( ثلاثة أشیاء لا أصلَ لَها: التفسیر والمَلاحِم والمَغازي)."۲ نمونه دیگر این طرز نگرش، همان گونه که ایگناتس گلتسیهر اشاره کرده، یکی از زیرفرقه‌‌های خوارج بوده که تنها قرآن را مرجع معتبر برای قانون‌‌گذاری می‌‌شناخته و هرچه غیر قرآن را فاقد صلاحیت برای وضع احکام دینی دانسته و رد می‌‌کرده است.۳ ناگزیر این مقاومت در برابر نقش تفسیر، که به عقیده گلتسیهر تا اوایل قرن دوم/هشتم رواج داشت،۴ نمی‌‌توانست برای همیشه تداوم داشته باشد؛ زیرا هرچند رهیافت نص‌‌گرایانه در اسلام را می‌‌توان نماینده گرایش به تعالی‌‌بخشی به جایگاه کُراسه مقدس [[=قرآن]] دانست ـ گرایشی که در ادیان دیگر نیز یافت می‌‌شود ــ اما تطبیق کُراسه با مقتضیاتِ یک جامعه زنده و پویا، و یافتن پاسخ قرآن برای پرسش‌‌هایی که در خود قرآن بدانها تصریح نشده است، تبدیل به امری ضروری و اجتناب‌‌ناپذیر شد. همانند دیگر ادیانِ مبتنی بر متن مقدس، این [[ضرورت]] می‌‌بایست

1.. ابن سعد، کتاب الطبقات الکبری (بیروت، ۱۹۷۵-۱۹۵۸)، ج۶، ص۶۷؛
I. Goldziher, Die Richtungen der islamischen Koranauslegung (Leiden, ۱۹۲۰), p. ۵۶ (=Schools of Koranic Commentators, tr. Wolfgang H. Behn [Wiesbaden, ۲۰۰۶], p.۳۷)
[[ب.ت: گلدزیهر، گرایش‌ها، ص۷۶]].

2.. Goldziher, Die Richtungen der islamisceh Koranauslegung, p. ۵۷ (German text), p. ۳۷ (English text) [[ب.ت: گلدزیهر، گرایش‌ها، ص۷۶]].

3.. I. Goldziher, Introduction to Islamic Theology and Law (English translation of Vorlesungen über den Islam, by A. and R. Hamori, Princeton, ۱۹۸۱), p. ۱۷۳ with note ۱۲ [[ب.ت: گلدزیهر، درس‌ها]].

4.. Goldziher, Die Richtungen der islamischen Koranauslegung, p. ۵۵ (=Schools of Koranic Commentaries, p. ۳۶) [[ب.ت: گلدزیهر، گرایش‌ها، ش۷۵]].

  • نام منبع :
    تفسیر امامیه در پژوهش‌های غربی
    سایر پدیدآورندگان :
    به کوشش محمدعلی طباطبایی و جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 17208
صفحه از 416
پرینت  ارسال به