در مقابل ، گروهِ ديگرى ، احتمال وضع و دسّ در مجموعه هاى حديثى را منتفى نمى دانند و «علم رجال» را براى پالايشِ حديثِ درست از نادرست ، لازم مى شمرند . اين نظر عالمان اصولى است .
هر يك از اين دو رأى ، آراى جزئى ترى در خود نهفته دارد .
در اين مقاله به بررسى اين دو نظريه پرداخته و آنها را مورد نقد قرار مى دهيم و سپس به طرح راه پيشنهادى مى پردازيم . از اين رو ، مباحث اين نوشته در سه بخش عرضه مى گردد .
يك : رأى اخبارى ها
اَخباريگرى به عنوان يك تفكر و مكتب فكرى ، از زمان ملاّ محمد امين اِسترآبادى (م ۱۰۳۳ق) شكل گرفت . اصطلاح «اَخبارى» در برابر «اصولى» قبل از ملاّ امين استرآبادى ، در كلام شهرستانى (م ۵۴۸ ق) در كتاب «الملل والنحل » آمده است . وى علماى اماميه را به دو دسته اخبارى و اصولى تقسيم مى كند . ۱
همچنين علاّمه حلّى (م ۷۲۶ ق) اين تقسيم را به كار گرفته و شيخ طوسى (م ۴۶۰ق) و سيد مرتضى (م ۴۳۶ ق) را در زمره اصوليان به حساب مى آورد . ۲
در كلام قُدَما مانند شيخ مفيد (م ۴۱۳ ق) ، سيد مرتضى و شيخ طوسى ، تعبير «المتعلقين بالأخبار» ۳ و «أصحاب الحديث» ۴ و «المتمسكين بالأخبار» ۵ به كار رفته است .
اخباريان ، مسلك خود را به قدماى شيعه نسبت داده و شخصيت هايى چون شيخ
1.الملل و النحل ، ج ۱ ، ص ۱۶۵ .
2.النهاية ، ص ۲۰۰ به نقل از : فوائد الأصول ، ج ۱ ، ص ۱۵۷ .
3.تصحيح الاعتقاد ، ص ۳۸ به نقل از : مصادر الاستنباط بين الأصوليين و الأخباريين ، ص ۵۲ .
4.مصادر الاستنباط ، ص ۵۲ ـ ۵۳ .
5.الغيبة ، شيخ طوسى ، ص ۲ ـ ۳ .