265
حديث پژوهي

در نهايت به همان مسئله بازگشت مى كند كه قراين و مناسبت هاى تاريخى را نبايد نديده گرفت . ۱
ج . دسته سوم بر اين باورند كه در برخورد با اين سخنان ، سه نكته را بايد در نظر داشت : ۱ . احتمال تحريف ؛ ۲ . سنجش با روح اسلام ؛ ۳ . تأويل . صاحب اين نظريه مى نويسد :
نهج البلاغه مجموعه اى است كه عالم بزرگوار ما ، سيد رضى ، حدود دو قرن پس از حضرت امير عليه السلام به جمع آورى آن پرداخته است . بنابراين ، نمى توان قسم خورد تمام كلماتى كه در بيشتر خطبه ها يا نامه ها و يا حكمت ها از حضرت نقل شده ، به دور از هرگونه تحريف و دستبرد باشد . اين كلمات نيز از قاعده اى كه قبلاً گفته شد ، مستثنا نيست ؛ يعنى نهج البلاغه بايد مطالبش با روح اسلام ، كه همان محكمات قرآن است ، سنجيده شود ، و اگر نكته اى از آن با محكمات قرآن در تعارض باشد ، آنچه تحت الشعاع قرار خواهد گرفت ، كلمات منقول در نهج البلاغه است . . . . پس همين مطلب ، قرينه اى خواهد شد كه بر فرض صدور اين بيانات از حضرت امير ، مرادْ ظاهر آن عبارات نيست . ۲

قواعد تحليل جامع

در اين فصل برآنيم تا قواعدى را كه بايد براى بررسى اين سخنان منظور شود ، به اجمالْ مرور كنيم ؛ اما پيش از آن ، ذكر چند نكته ضرورى مى نمايد :
يك . آنچه در اين كلمات مشاهده مى شود ، ديدگاه هاى اختصاصى امام على عليه السلام درباره زن نيست ، بلكه برخى از اين احكام و داورى ها در قرآن كريم نيز به چشم مى خورد . همچنين برخى از آنها در سخنان رسول خدا ، و بعضى در سخن ساير پيشوايان دين موجود است . براى نمونه ، مسئله نابرابرى زن و مرد در زمينه گواهى و

1.يادنامه دومين هزاره نهج البلاغه ، ص ۷۷ ـ ۷۶ .

2.گلستان قرآن ، شماره ۴ ، ص ۱۹ .


حديث پژوهي
264

اين جنگ را به راه انداخت . اهل سنّت هم معتقدند جنگ جمل را او به پا نموده و سبب و محركْ او بوده است . ۱
همين مطلب به گونه اى ديگر در سخن عمر فَرّوخ آمده است ؛ با اين تفاوت كه وى به نتيجه اين گونه داورى تصريح كرده است و آن را ستم و ظلم مى داند .
در نقد چنين توجيهى ، پاره اى از صاحب نظرانْ اظهار داشته اند كه اگر رويارويى با عايشه سبب اين گونه داورى ها و سخنان بود ، مى بايست امام على عليه السلام تندتر از اين سخنان را درباره مردان بر زبان مى آورد ؛ چرا كه با مردى چون معاويه نيز درگير بود ، و بسيارى از حركت هاى اجتماعى در برابر حكومتش به دست معاويه انجام گرفت . ۲
ب . عده اى اين سخنان را به دوره اى از زمان اختصاص مى دهند و بر اين باورند كه منظورْ زنانى است كه مردان به تربيت وتعليم آنان همت نگماشته اند ، وگرنه زنان ، در عرصه هاى علمى و اجتماعى كم تر از مردان نيستند . استاد عباسعلى عميد زنجانى اين سخن را با اين تعبير به قلم آورده است :
مطالبى كه در نهج البلاغه درباره مقام و شخصيت زن آمده ، اگر به درستى استقصا شود ، سيزده چهارده مورد است . در تمام اين موارد ، مناسبت هاى تاريخى خاصى هست كه بايد آن مناسبت ها مورد توجه قرار بگيرد ، و مع الأسف ، برخى به مناسبت ها توجه نكرده و از آن غافل مانده اند . به عبارت ديگر ، برداشتى كه من دارم اين است كه قضايايى كه در زمينه هاى مشابه مقام و شخصيت زن در نهج البلاغه آمده است ، به صورت قضاياى خارجيه است ، نه به صورت قضاياى طبيعيه يا حقيقيه ؛ با طبيعتِ زن كارى ندارد ، به صورت حكم كلى با همه زنان جهان كارى ندارد . سخن از زنِ موجود در جامعه است با تمام نقايص و نارسايى هايش . آنچه امام عليه السلام مورد انتقاد قرار مى دهد ، زنِ موجود در جامعه است و كليه زنانى كه با چنين خصوصيات و خصايصى در جامعه ظاهر مى شوند . اگر در طبيعت زن خواستيم تحقيق بكنيم ، قرآن در اين زمينه مسئله را به روشنى بيان كرده است ، و اين

1.جوادى آملى ، عبداللّه ، زن در آيينه جلال و جمال ، ص ۳۷۰ ـ ۳۶۹ .

2.مغنيه ، محمدجواد ، فى ظلال نهج البلاغة ، ج ۱ ، ص ۳۷۴ .

  • نام منبع :
    حديث پژوهي
    سایر پدیدآورندگان :
    مهدی مهریزی
    تعداد جلد :
    3
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1381
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6414
صفحه از 462
پرینت  ارسال به