۱۰ / ۲۳
قافيه «ل»
۰.
گويى شادى هايش به نيرنگ ، بدل شده استپيشامدهاى تكان دهنده بر او رسيده است .
از لباس هايى كه بر تن داشته ، برهنه شده استو لباس هاى انتقال (كفن) را بر تنش كرده اند .
بعداز آن كه در اين دنيا از سرِخودخواهى بر اسبان سوار مى شداينك بر دوش مردم برده مى شود
به سوى قبرى كه در آن ، تنهاستبه دور از آشنايان و خويشان .
از وارث خود، جدا مى شود و به وى پشت مى كندوشرافت هاى موروثى،او را [از تنهايى ومرگ ،]نجات نمى دهند.
* * *
در هر چه به دست مى آورد ، ولخرجى مى كندو اهميتى نمى دهد كه حلال است يا حرام .
آيا به مالى كه در قيامت ، وبال گردنت خواهد بوداز سرِ حرص و نابخردى ، بخل مى ورزى ؟
آن مالى كه عاقبتش شرو خودش ناچيز است ، در واقع ، مال نيست .
از كارهاى دنيا ، آنچه را كه نيك استو از همه كارها كامل تر و شريف تر است ، انجام بده .
فريب دنيا را نخور و آن را وا گذارچرا كه هيچ وقت براى تو روبه راه نخواهد شد .