207
فرهنگ‌نامه اعتکاف

۳۴۳.المزار الکبیرـ به نقل از طاووس یمانی ـ: [در کنار کعبه] از حجر اسماعیل گذشتم. شخصی را در رکوع و سجود دیدم. خوب به او نگریستم و دریافتم که علی بن الحسین (زین العابدین) علیه السّلام است. با خود گفتم: مردی صالح از خاندان نبوّت! به خدا سوگند، دعایش را باید مغتنم بشمرم. پس مراقبش بودم تا از نمازش فارغ شد و کف دست‏هایش را رو به آسمان گرفت و این دعا را شروع نمود:
«سَرورم، سَرورم! این دستانِ پر از گناه من است که به سوی تو بلند کرده‏ام و چشمان پُرامیدم که به سوی تو دوخته‏ام و حقّ آن که با خواری و پشیمانى، تو را مى‏خواند، آن است که به تفضّل و کَرَم، اجابتش کنى.
سَرورم! آیا مرا از شوربختان آفریده‏ای تا گریه‏ام را به درازا کشم، یا از خوش‏بختان آفریده‏ای تا امیدم را بشارت دهم؟
سَرورم! آیا اعضایم را برای زده شدن با گرزها آفریده‏اى؟ یا روده‏هایم را برای نوشیدن آب جوشانِ دوزخ آفریده‏اى؟
سَرورم! اگر بنده‏ای را توانایی گریز از مولایش بود، من نخستین گریزندگان از تو بودم؛ امّا مى‏دانم که از دست تو به در نمى‏روم.
سَرورم! اگر عذاب کردنم، بر فرمان‏روایی تو مى‏افزاید، از تو شکیبش را خواهانم؛ امّا مى‏دانم که نه اطاعت مطیعان، به مُلک تو مى‏افزاید و نه نافرمانی نافرمانان، از آن مى‏کاهد.
سَرورم! من چه هستم و چه منزلتی دارم؟! خطاهایم را به فضلت بر من ببخشای و پرده سترت را بر من بپوشان و با روی کریمانه‏ات، از توبیخ من چشم بپوش.
معبود من و سَرورم! بر من هنگامی که در بستر مرگ افتاده‏ام، رحم کن؛
هنگامی که دستان دوستانم مرا مى‏چرخانند و نیز هنگامی که در غسّال‏خانه نهاده‏اند و همسایگان صالحم مرا غسل مى‏دهند و نیز هنگامی که جنازه‏ام بر دوش نزدیکانم برده مى‏شود و نیز بر تنهایی و غربت و بى‏کسى‏ام در آن خانه تاریک، رحم کن، که به بنده جز مولایش رحم نمی‏کند؟».
سپس به سجده رفت و گفت: «به تو پناه می‏برم از آتشی که حرارتش خاموش نمی‏شود و هیچ گاه کم و ضعیف نمی‏شود و عطشش فرو نمی‏نشیند!».
و گونه راستش را بر زمین نهاد و گفت: «خدایا! رویم را از پس این سجده و صورت به خاک نهادنم، به سوی آتش مگردان، بی آن که با آن، منّتی بر تو نهم که تو بر من منّت داری و ستایش، از آنِ توست».
و پس از آن، گونه چپش را بر زمین نهاد و گفت: «رحم کن بر کسی که بد کرد و گناه نمود و خوار شد و اعتراف نمود».
آن گاه به حالت سجده باز گشت و گفت:«اگر من بد بنده‌ای بودم، تو بهترین پروردگاری. العفو العفو» تا صد مرتبه.
چنان گریستم که ناله‏ام بلند شد. امام علیه السّلام به من رو کرد و فرمود: «چرا می‏گریی، ای یمانی؟ آیا این جایگاه گناهکاران نیست؟».
گفتم: ای محبوب من! برای من مسلّم است ک خداوند تو را رد نمی‌کند در حالی که جدّت پیامبر صلّی الله علیه و آله است.
ماه رجب سال بعد در کوفه بودم. از مسجدِ غنی عبور می‏کردم که دیدم امام زین العابدین علیه السّلام در آن نماز می‌گزارد و همین دعا را می‌خواند و همان کاری را کرد که در حجر اسماعیل کرده بود.


فرهنگ‌نامه اعتکاف
206

۳۴۳.المزار الكبير عن طاووس اليماني: مَرَرتُ بِالحِجرِ في رَجَبٍ، وإذا أنَا بِشَخصٍ راكِعٍ وساجِدٍ، فَتَأَمَّلتُهُ فَإِذا هُوَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ علیه السّلام، فَقُلتُ: يا نَفسي، رَجُلٌ صالِحٌ مِن أهلِ بَيتِ النُّبُوَّةِ، وَاللّهِ لَأَغتَنِمَنَّ دُعاءَهُ. فَجَعَلتُ أرقُبُهُ حَتّیٰ فَرَغَ مِن صَلاتِهِ، ورَفَعَ باطِنَ كَفَّيهِ إلَى السَّماءِ وجَعَلَ يَقولُ:
سَيِّدي سَيِّدي، هٰذِهِ يَدايَ قَد مَدَدتُهُما إلَيكَ بِالذُّنوبِ مَملُوَّةً، وعَينايَ إلَيكَ بِالرَّجاءِ مَمدودَةً، وحَقٌّ لِمَن دَعاكَ بِالنَّدَمِ تَذَلُّلاً، أن تُجيبَهُ بِالكَرَمِ تَفَضُّلاً.
سَيِّدي! أمِن أهلِ الشَّقاءِ خَلَقتَني فَاُطيلَ بُكائي؟ أم مِن أهلِ السَّعادَةِ خَلَقتَني فَاُبَشِّرَ رَجائي؟
سَيِّدي! ألِضَربِ المَقامِعِ خَلَقتَ أعضائي؟ أم لِشُربِ الحَميمِ خَلَقتَ أمعائي؟
سَيِّدي! لَو أنَّ عَبداً استَطاعَ الهَرَبَ مِن مَولاهُ لَكُنتُ أوَّلَ الهارِبينَ مِنكَ، لٰكِنّي أعلَمُ أنّي لا أفوتُكَ.
سَيِّدي! لَو أنَّ عَذابي يَزيدُ في مُلكِكَ لَسَأَلتُكَ الصَّبرَ عَلَيهِ، غَيرَ أنّي أعلَمُ أنَّهُ لا يَزيدُ في مُلكِكَ طاعَةُ المُطيعينَ، ولا يَنقُصُ مِنهُ مَعصِيَةُ العاصينَ.
سَيِّدي! ما أنَا وما خَطَري؟ هَب لي خَطايايَ بِفَضلِكَ، وجَلِّلني بِسِترِكَ، وَاعفُ عَن تَوبيخي بِكَرَمِ وَجهِكَ.
إلٰهي وسَيِّدي! ارحَمني مَطروحاً عَلَى الفِراشِ تُقَلِّبُني أيدي أحِبَّتي،
وَارحَمني مَطروحاً عَلَى المُغتَسَلِ يُغَسِّلُني صالِحُ جيرَتي، وَارحَمني مَحمولاً قَد تَناوَلَ الأَقرِباءُ أطرافَ جَنازَتي، وَارحَم في ذٰلِكَ البَيتِ المُظلِمِ وَحشَتي وغُربَتي ووَحدَتي، فَما لِلعَبدِ مَن يَرحَمُهُ إلّا مَولاهُ!.
ثُمَّ سَجَدَ وقالَ:
أعوذُ بِكَ مِن نارٍ حَرُّها لا يُطفیٰ، وجَديدُها لا يَبلیٰ، وعَطشانُها لا يَرویٰ.
وقَلَبَ خَدَّهُ الأَيمَنَ وقالَ:
اللّٰهُمَّ لا تُقَلِّب وَجهي فِي النّارِ بَعدَ تَعفيري وسُجودي لَكَ بِغَيرِ مَنٍّ مِنّي عَلَيكَ، بَل لَكَ الحَمدُ وَالمَنُّ عَلَيَّ.
ثُمَّ قَلَبَ خَدَّهُ الأَيسَرَ وقالَ:
اِرحَم مَن أساءَ وَاقتَرَفَ، وَاستَكانَ وَاعتَرَفَ.
ثُمَّ عادَ إلَى السُّجودِ وقالَ:
إن كُنتُ بِئسَ العَبدُ، فَأَنتَ نِعمَ الرَّبُّ، العَفوَ العَفوَ ـــ مِئَةَ مَرَّةٍ ـــــ.
قالَ طاووسٌ: فَبَكَيتُ حَتّیٰ عَلا نَحيبي، فَالتَفَتَ إلَيَّ وقالَ: ما يُبكيكَ يا يَمانِيُ؟ أوَ لَيسَ هٰذا مَقامَ المُذنِبينَ؟! فَقُلتُ: حَبيبي! حَقيقٌ عَلَى اللّهِ أن لا يَرُدَّكَ وجَدُّكَ مُحَمَّدٌ صلّی الله علیه و آله.
قالَ طاووسٌ: فَلَمّا كانَ فِي العامِ المُقبِلِ في شَهرِ رَجَبٍ بِالكوفَةِ فَمَرَرتُ بِمَسجِدِ غَنِيٍّ، فَرَأَيتُهُ علیه السّلام يُصَلّي فيهِ ويَدعو بِهٰذَا الدُّعاءِ، وفَعَلَ كَما فَعَلَ فِي الحِجرِ.۱

1.. المزار الكبير: ص ۱۴۶، المزار للشهيد الأوّل: ص ۲۶۷.

  • نام منبع :
    فرهنگ‌نامه اعتکاف
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدی ری شهری محمّدحسين صالح آبادي عبدالهادي مسعودي
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1395
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 18624
صفحه از 351
پرینت  ارسال به