هيچ يک از اين آثار مورد بحث ارتباطي آشکار ميان تياسر و اين علايم بر قرار نشده است؛ هر جا دليلي براي تياسر به دست داده شده، همواره مسأله عدم تقارن حرم است؛ اما حداقل معنا دارد که فرض کنيم که نيت اين متون آن است که شخص امامي با تبعيت از تياسر ممکن است نخست، خود را به کمک اين علايم متوجه کعبه کند و سپس اندکي به چپ بچرخد تا اين عدم تقارن را جبران کرده باشد. به عبارت ديگر، جهت معرفي شده به وسيله علايم به گونهاي است که شخص ميتواند به استناد آنها به سمت چپ انحراف پيدا کند. ۱ طبق اين فهم، مسأله تياسر همان گونه خواهد بود که در احاديث بدان اشاره شده است؛ ما فقط به اين پرسش پاسخ دادهايم که در درجه اول شخص چگونه بداند که متوجه کعبه شود.
البته همچنان راه مؤثرتري براي اين که کسي بتواند رابطه بين تياسر و علايم را تصور کند، وجود دارد. کسي ممکن است آنها را فقط به مثابه قواعد تجربي قابل اعتمادي براي به دست آوردن تقريبي جهت کعبه به شمار آورد، نه بيش از آن. ۲ بنابراين، ميتوانيم فرض کنيم که در مورد خاص عراق و سرزمينهاي متصل به آن، ميدانستند که اين علايم جهتي را نشان ميدهد که اندکي بيش از حد به راست متمايل است. در نتيجه، معقول بود که به هر کس تعليم داده شود که آنها را به کار گيرند تا اندکي به چپ متمايل شوند. در اينجا با تبييني براي تياسر مواجه هستيم که ربطي به عدم تقارن حرم ندارد. اينک دو پرسش ممکن است پديد آيد: نخستين پرسش ـ که پاسخگويي به آن کاملاً فراتر از حدود صلاحيتم است ـ آن است که آيا در واقع، اين علايم براي عراق و سرزمينهاي متصل به آن چنان بودند که شخص را بيش از حد به راست منحرف کنند. دوم، آن که آيا فقهاي امامي ـ که مدافع تياسر بودند ـ به اين صورت فکر ميکردند. و من شاهدي در متون پيدا نميکنم که آنان چنين فکر کرده باشند.
با اين همه، اگر کمي دامنه کار خود را بگسترانيم، ميتوانيم سرنخهايي از چنين فهمي ميان عالماني که خود مدافع تياسر نبودند، بيابيم. در مواجههاي که بين دو عالم هوشمند و متبحر قرن هفتم/ سيزدهم رخ داد، نصيرالدين طوسي با معضلي درباره تياسر ـ که به زودي به آن خواهيم رسيد ـ محقق حلي را به چالش گرفت. ۳ محقق در رسالهاي که در پاسخ نوشت، در جايي اظهار داشت که اگر جهت کعبه را ندانيد، بايد از علايم استفاده کنيد، ليکن اين کار تضمين نميکند که دقيقاً روياروي جهت قبله باشيد. ۴
1.. اين استنباط در رساله محقق (به نقل از ابن فهد، مهذب، ج۱، ص۳۱۵، س۴) آشکار است، همچنين در نقل به مضمون مقداد، تنقيح، ج۱، ص۱۷۶، س۱۲، و سبزواري، ذخيره، ص۲۲۰، س۳۴. اين مطلب نزد اين کسان مفروض است: شهيد اول، ذکري، ج۳، ص۱۸۵، س۹؛ کرکي، جامع، ج۲، ص۵۶، س۱۵؛ شهيد ثاني، روضه، ص۵۳۴، س۱۱؛ مقدس، مجمع، ج۲، ص۷۳، س۱۹؛ فاضل هندي، کشف اللثام، ج۳، ص۱۴۶، س۱۳؛ نجفي، جواهر، ج۷، ص۳۷۴، س۱۰.
2.. بسنجيد ملاحظه شهيد اول را که امارات را زاده قوانين نجومي (علم الهيئه) ميداند که در باب جهت قبله يقينآور است (القطع بالجهه، ذکري، ج۳، ص۱۶۲، س۱۰؛ نقل مضموني محسن فيض، مفاتيح، ج۱، ص۱۱۲، س۱۶، از قوانين الجهه سخن ميگويد).
3.. ابن فهد، مهذب، ج۱، ص۳۱۲، س۶.
4.. محقق، رسالهاي درباره تياسر، به نقل از ابن فهد، مهذب، ج۱، ص۳۱۴، س۱۵: لکن محاذات کل علامه من العلامات بالعدو المختص بها من المصلي ليس يجب محاذات القبله بوجهها تحقيقاً، اذ قد يتوهم المحاذات و يکون منحرفاً عن السمت انحرافاً خفياً (مقايسه کنيد با همان، ص۳۱۵، س۹ و ص۳۱۶، س۱۱). همان گونه که اين نقل قول نشان ميدهد، خطا لزوماً از آن نشانهها نيست، بلکه ممکن است از کساني باشد که از آنها ياري ميگيرند.