۶۵۴۳.امام على عليه السلامـ در نامه اش به عثمان بن حُنَيف انصارى كه كارگزارش در بصره بود و به او خبر رسيده بود كه وى به ميهمانى مردمى از بصره دعوت شده و او به آن جا رفته است ـ: امّا بعد ؛ اى پسر حنيف! به من خبر رسيده است كه فردى از جوانان بصره تو را به سفره اى خوانده و تو به آن جا شتافته اى ، و خوردنى هاى رنگارنگ و نيكو برايت آماده و كاسه ها برايت آورده شده است .
گمان نمى كردم كه تو به ميهمانى كسانى بروى كه نيازمندشان رانده و بى نيازشان خوانده شده باشد . پس نيك بنگر كه از طعام اين دنيا چه مى خورى . هرچه را كه حرام و حلالش را نمى دانى ، بيرون انداز و آنچه را كه يقين دارى حلال است ، تناول كن .
بدان كه هر پيروى ، پيشوايى دارد كه به او اقتدا مى كند و از نور علمش بهره مى گيرد . آگاه باش كه پيشواى شما از دنيايش به دو جامه فرسوده ، و از خوراكش به دو گِرده نان ، بسنده كرده است . بدانيد كه شما چنين نتوانيد كرد ؛ امّا مرا با پارسايى و كوشيدن و خويشتندارى و درستى ، يارى دهيد .
ر . ك : ج ۴ ص ۷ (سياست هاى ادارى) .
ج ۵ ص ۷۷ (اشغال بصره) .
ج ۱۰ ص ۲۹۳ (غذاى على) .
۶۷
عَدىّ بن حاتم
ابو طريف عَدىّ بن حاتم بن عبد اللّه طايى ، فرزند سخاوتمند مشهور عرب ، حاتم طايى ، و از ياران پيامبر خداست .
عَدى ، رياست قبيله خود (طَى) را به عهده داشت و به سال هفتم هجرى به خدمت پيامبر رسيد و اسلام آورد . پيامبر صلى الله عليه و آله او را گرامى داشت و به وى حرمت نهاد .
عدى ، در دگرگونى هاى پس از پيامبر خدا ، به ولايت على عليه السلام وفادار ماند و از حريم حق و ولايت ، دفاع كرد .
او در نبردهاى على عليه السلام همراه وى بود و چون يكى از فرزندانش به معاويه پيوست ، از آن فرزند ، برائت جست . سخنان او در برابر فتنه آفرينان ، نشانى از درك عميق او از وقايع و موضع على عليه السلام و نيز استوار گامى وى در صراط حق است ، از جمله اين كلام ارجمند او كه : اى مردم! به خدا سوگند ، اگر كس ديگرى جز على عليه السلام ما را به جنگ با نمازگزاران فرا مى خواند ، پاسخ مثبت نمى داديم ... .
او در صِفّين ، از كسانى بود كه با توجّه به منطق استوارش از سوى على عليه السلام براى گفتگو با دشمنْ برگزيده شد . همچنين يكى از فرزندانش را در يكى از نبردها از دست داد و يك چشمش نيز نابينا گشت .
معاويه ، عَدى را بزرگ مى داشت و به وى حرمت مى نهاد ؛ امّا او در مناسبت هاى مختلف ، از امام على عليه السلام ياد مى كرد و آن بزرگوار را مى ستود و در مقابل معاويه ، موضع حق مدارانه اش را از دست نمى داد .
او در حدود سال ۶۸ هجرى در ۱۲۰ سالگى درگذشت .