۶۳۲۸.الأربعون حديثاًـ به نقل از على بن محمّد ـ: دختر ابو الأسود دُئِلى را ديدم كه به پدرش مى گويد : از اين حلواى چرب و شيرينِ پيش رويت به من بخوران . گفت : دهانت را بگشاى .
او گشود و پدرش به اندازه يك بادام از آن حلوا در دهانش نهاد و سپس به او گفت : خرما بخور كه سودمندتر است و بهتر سير مى كند .
دخترش گفت : اين ، سودمندتر و پر فايده تر است .
گفت : اين خوراك را معاويه برايمان فرستاده است تا ما را به وسيله آن ، از دوستى على عليه السلام منحرف كند .
گفت : خدا زشتش بدارد! ما را با حلواى زعفرانى از سرور روحانى جدا مى سازد؟ نفرين بر فرستنده و خورنده اش!
سپس كارى كرد تا آنچه خورده بود ، بالا آورْد و در حالى كه مى گريست ، چنين سرود :
اى پسر هند! آيا در برابر حلواى زعفرانى
اسلام و دينمان را به تو بفروشيم؟
به خدا سوگند ، نه ! اين گونه نمى شود
زيرا كه مولاى ما امير مؤمنان است .
ر . ك : ج ۱۱ ص ۳۴۷ (بنيانگذار علم نحو) .
۲
ابو ايّوب انصارى
خالد بن زيد بن كُلَيب ، كه به كنيه اش ابو ايّوب انصارى مشهور است ، از صحابيان پيامبر خداست كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آغاز ورود به يَثرِب ، در خانه وى سُكنا گزيد . وى در تمام نبردهاى پيامبر صلى الله عليه و آله شركت داشت و پس از پيامبر خدا ، از پيشتازان به سوى ولايت و راست قامتان در حراست از حقّ خلافت بود كه هرگز از اين موضع ، روى برنتافت . وى را در زمره دوازده نفرى شمرده اند كه پس از پيامبر خدا در مسجد به پا خاستند و از حقّ على عليه السلام به صراحتْ دفاع كردند .
ابو ايّوب ، همگامى و همراهى با على عليه السلام را هرگز از دست نَهِشت و در تمام نبردهاى مولا عليه فتنه انگيزان شركت جُست . او در جنگ نهروان ، فرماندهى سواره نظام را بر عهده داشت و پرچم امان ، در دست او بود . على عليه السلام او را بر حكومت مدينه گماشت ؛ امّا او پس از هجوم بُسْر بن اَرطات ، تاب نياورد و فرار كرد .
در واپسين سال خلافت ، امام عليه السلام او را به فرماندهى گروهى ده هزار نفرى برگماشت تا همراه سپاه امام حسين عليه السلام و قيس بن سعد ، براى نبرد با معاويه عازم شام شوند ؛ ليكن با شهادت على عليه السلام لشكر از هم پاشيد و مأموريت به انجام نرسيد.
ابو ايّوب از صحابيانى است كه احاديث فراوانى نقل كرده و در فضايل على عليه السلام نيز بسيار روايت كرده است . او از جمله راويان حديث «غدير» و حديث «ثقلين» ۱ و اين سخن والاى پيامبر خداست كه على عليه السلام را به نبرد با ناكثين و قاسطين ومارقين، امر كرده است و ابو ايّوب را نيز به همراهى با امام على عليه السلام فرا خوانده است .
ابو ايّوب به سال ۵۰ هجرى ، در حالى كه عازم نبرد با روميان بود ، در قسطنطنيه زندگى را بدرود گفت و در آن جا دفن شد . ۲