۵۷۷۲.الإرشاد :جريان بازگشت خورشيد براى على عليه السلام پس از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين بود كه وقتى وى مى خواست براى ورود به بابل از فرات بگذرد ، بسيارى از ياران وى به گذراندن چارپايان و وسايلشان [ از فرات ]پرداختند و وى با گروهى نماز عصر راخواند .
مردم هنوز عبور نكرده بودند كه خورشيد ، غروب كرد و نماز بسيارى فوت شدو اكثر مردم ، فضيلت نماز جماعت گزاردن به همراه وى را از دست دادند . [ بنا براين ،] در اين باره با هم گفتگو مى كردند .
هنگامى كه وى بحث آنان را در اين مورد شنيد ، از خداوند عز و جل خواست كه خورشيد را براى وى برگرداند تا همه يارانش براى گزاردن نماز عصر در وقت آن ،گرد آيند .
خداوند عز و جل ، دعاى على عليه السلام را در باز گرداندن خورشيد ، اجابت كرد و خورشيددرافق ، با همان حالتى كه هنگام عصر داشت ، پديدار شد .
هنگامى كه على عليه السلام سلام نماز را داد ، خورشيد ، غروب كرد و صداى شديدى ازآن شنيده شد كه مردم را ترساند و آنان،تسبيح و تهليل و استغفار و سپاس خداوندرا بر نعمتى كه براى آنان آشكار شده بود ، فراوان به جاى آوردند .
خبر اين موضوع در همه جا پيچيد و بين مردم ، پخش شد .
۲ / ۵
اشعارى درباره اين معجزه بزرگ
۵۷۷۳.بشارة المصطفىـ به نقل از عبد اللّه بن عبّاس ـ: حَسّان را ، در حالى كه در مِنا با پيامبر صلى الله عليه و آله ايستاده بود ، ديدم .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اى مردم! اينْ على بن ابى طالب ، آقاى عرب و وصىّ بزرگ است . جايگاه او نسبت به من ، چون جايگاه هارون نسبت به موسى عليه السلام است ، جز آن كه پيامبرى پس از من نيست . توبه از هيچ توبه كننده اى ، جز با دوست داشتن او پذيرفته نمى شود . اى حسّان! درباره ما چيزى بگو» .
وى چنين سرود :
توبه از توبه كننده اى پذيرفته نمى شود
مگر با دوستى فرزند ابو طالب ،
برادر پيامبر خدا ، بلكه داماد او
و هم نشين، هم تراز داماد نيست.
چه كسى چون على است ؛ على كه
خورشيد براى او از مغرب بازگشت؟
خورشيد ، در كمال درخشندگى اش براى او برگشت
چنان سپيد كه گويى غروب نكرده بود! ۱