۳۸۰۲.الأمالى ، طوسىـ به نقل از على بن علقمه انمارى ـ: هنگامى كه حسن بن على عليهماالسلامو عمّار بن ياسر براى حركت دادن مردم آمدند ، حذيفه ، در حالى كه در همان بيمارىِ منجر به مرگش بود ، بين دو نفر و با تكيه بر آن دو ، بيرون آمد و مردم را تشويق و تحريض به پيروى از على عليه السلام و اطاعت و يارى او كرد. آن گاه گفت : سوگند به آن كه جز او خدايى نيست، هر كس مى خواهد به امير واقعى و حقيقىِ مؤمنان بنگرد ، به على بن ابى طالب بنگرد . اينك ، او را يارى ، پيروى و كمك كنيد.
۳۸۰۳.الأمالى ، طوسىـ به نقل از ابو راشد ـ: هنگامى كه خبر بيعت على عليه السلام به حذيفه رسيد ، يك دست خود را به دست ديگرش زد و با او بيعت كرد و گفت : اين ، بيعت با امير حقيقىِ مؤمنان است. سوگند به خدا، پس از وى با هيچ يك از قريشيان بيعت نمى گردد ، جز آن كه كوچك و يا ابتر (ناتمام) خواهد بود و پشت به حق خواهد كرد.
۶ / ۱۰
خُزَيمة بن ثابت انصارى
۳۸۰۴.المستدرك على الصحيحينـ به نقل از اَسوَد بن يزيد نَخَعى ـ: هنگامى كه بر روى منبر پيامبر خدا با على بن ابى طالب عليه السلام بيعت شد ، خزيمة بن ثابت انصارى كه نزديك منبر ايستاده بود ، گفت :
اكنون با على ، بيعت كرديم
ابو الحسن از فتنه هايى كه هراس داشتيم ، ما را كفايت مى كند.
او را سزاوارترينِ مردم بر مردم يافتيم
او آگاه ترينِ قريش به قرآن و سنّت هاست.
هيچ كس از قريش به پاى او نمى رسد
چرا كه شتر فربه ، توان پيشى گرفتن از شتر لاغر را ندارد.
هر چه خير در آنان هست ، در او وجود دارد
و در آنان ، بخشى از خوبى هاى او نيست.