۲۰۵۰.تاريخ بغدادـ به نقل از علقمه و اَسود ـ: به هنگام بازگشت ابو ايّوب انصارى از صِفّين ، نزدش رفتيم و گفتيم: اى ابو ايّوب! به درستى كه خداوند ، تو را با فرستادن محمّد صلى الله عليه و آله گرامى داشت و آمدن شترش ، تفضّل و كرامتى از سوى خداوند براى تو بود كه شترش را بر درِ خانه تو خوابانْد ، نه ديگران . ۱ آن گاه ، شمشيرت را بر دوش گرفته اى و اهلِ توحيد را [ گردن ]مى زنى؟!
ابو ايّوب گفت: اى مرد! به درستى كه راهنما ، هيچ گاه به گروهش دروغ نمى گويد ، و به درستى كه پيامبر خدا ، پيكار با سه گروه را به همراه على عليه السلام به ما فرمان داد : پيكار با ناكثين ، قاسطين و مارقين را . امّا ناكثين ، با آنان رو به رو شديم ، [ يعنى] اهل جمل ، طلحه و زبير ؛ و امّا قاسطين ، اينك از [ جنگ با آنان] باز مى گرديم (يعنى معاويه و عمرو) ؛ و امّا مارقين ، آنان در حاشيه روخانه ها و نخلستان ها و كنار نهرها اقامت خواهند گزيد . به خدا سوگند ، اكنون نمى دانم آنان كجايند ؛ ولى از پيكار با آنان چاره اى نيست ، به خواست خداوند.
۷ / ۲
ابو سعيد خُدْرى
۲۰۵۱.تاريخ دمشقـ به نقل از ابو سعيد خُدْرى ـ: پيامبر خدا، ما را بر پيكار با ناكثين ، قاسطين و مارقين ، فرمان داد. گفتيم: اى پيامبر خدا! ما را بر پيكار با اينان فرمان دادى ؛ [ امّا] به فرماندهى چه كسى؟
فـرمود: «به فرماندهى على بن ابى طالب، كه عمّار بن ياسر ، همراه او كشته خواهد شد» .