۳ / ۱۱ ـ ۶
قُدامة بن عِجلان
۱۴۰۴.امام على عليه السلامـ در نامه اش به قدامة بن عجلان ، كارگزار وى در كَسكَر ۱ ـ: پس از حمد و سپاس خداوند ؛ آنچه از ثروت هاى الهى بر عهده توست ، به سوى من بفرست ؛ چرا كه ثروت عمومى مسلمانان است و بهره تو از آن ، بيش تر از بهره يك تن از آنان نيست . اى پسر قدامه! گمان مبرى كه ثروت هاى كسكر براى تو مباح است ، مانند آنچه از پدر و مادرت به ارث برده اى . پس به سرعت ، اموال را بفرست و خودت نيز درآمدن به نزد ما شتاب كن . إن شاء اللّه !
ر . ك : ج ۱۳ ص ۴۵۹ (قدامة بن عجلان اَزْدى) .
۳ / ۱۱ ـ ۷
مصقلة بن هبيره
۱۴۰۵.امام على عليه السلامـ در نامه اش به مصقلة بن هبيره ـ: خبرى از تو به من رسيده كه اگر چنان رفتارى از تو سر زده باشد ، رفتار ناشايستى را مرتكب شده اى . خبر رسيده است كه ثروت مسلمانان را ميان كسانى از باديه نشينان قبيله بكر بن وائل كه از تو درخواست احسان و نيكى كرده اند ، تقسيم كرده اى .
پس سوگند به آن كه دانه را شكافت و انسان ها را بيافريد و دانش او نسبت به هر چيز ، فراگير است ، اگر اين سخنْ درست باشد ، ارج خود را نزد من سبك يابى . پس حقوق پروردگارت را سَبُك مشمار و دنيايت را با خرابى دين و از ميان بردنش اصلاح مكن كه از اين گروه باشى ، «زيانكارترينِ مردم ، كسانى اند كه كوشش آنها در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى پندارند كه كار خوب انجام مى دهند» .