۱۷۲۹.امام على عليه السلامـ از سخنرانى اش در آغاز خلافت ـ: خدا حرامى را حرام كرده كه ناشناخته نيست ، و حلالى را حلال كرده كه از عيبْ خالى است ، و حرمت مسلمان را بر ديگر حرمت ها برترى داده است ، و حقوق مسلمانان را با اخلاص و يگانه پرستى پيوند داده است . پس مسلمان ، كسى است كه مسلمانان ، از دست و زبان او آزارى نبينند ، جز آن كه براى حق باشد ؛ و آزار مسلمانان روا نيست ، مگر آن جا كه واجب شود .
۸ / ۱۱
پرهيزاندن از دشنام
۱۷۳۰.وقعة صفينـ به نقل از عبد اللّه بن شريك ـ: حجربن عدى و عمرو بن حمق بيرون شدند ، در حالى كه برائت و لعن بر شاميان را آشكار مى كردند . على عليه السلام به آنان پيغام داد كه از آنچه به من خبر رسيده ، خوددارى كنيد .
آن دو نزد على عليه السلام آمدند و گفتند : اى اميرمؤمنان! مگر ما برحق نيستيم؟
فرمود : «چرا» .
گفتند : مگر آنان بر باطل نيستند؟
فرمود : «چرا» .
گفتند : پس چرا ما را از دشنام دادن آنان ، باز داشتى؟
فرمود : «دوست نداشتم شما جزو لعن كننده ها و دشنام دهنده ها باشيد كه دشنام بدهيد و برائت بجوييد ؛ امّا اگر بدى هاى رفتارى آنان را بازگو مى كرديد ومى گفتيد : روش آنان چنين است و رفتارشان چنان است ، به سخن حق ، نزديك تر بود و در عذرآورى ، رساتر ؛ و اگر به جاى لعن آنان و برائت جُستن از آنها مى گفتيد : بار خدايا! خون ما و آنان را حفظ كن ، ميان ما و آنان را اصلاح كن و آنان را از گمراهى برَهان ، تا آن كه حق را نمى داند ، بشناسد و آن كه به گمراهى و دشمنى آزمند است ، از آن باز ايستد ، اين ، نزد من دوست داشتنى تر بود و براى شما بهتر» .
آن دو گفتند : اى امير مؤمنان! پندت را مى پذيريم و به ادب تو مؤدّب مى شويم .