ر . ك : ج ۶ ص ۵۰۹ (شورش خرّيت بن راشد) .
۸ / ۱۰
پرهيزاندن از شكنجه
۱۷۲۴.امام على عليه السلام :آن كه به شخصى از روى ستم تازيانه زند ، خداوند ـ تبارك و تعالى ـ او را به تازيانه آتشين خواهد زد .
۱۷۲۵.امام على عليه السلام :دشمن ترينِ بنده نزد خداوند عز و جل ، كسى است كه پشتِ مسلمانى را به ناحقْ برهنه كند ، و كسى را كه او را نزده است ، به ناحق كتك زند ، و كسى را كه قصد كشتن او را نداشته است ، بكشد .
۱۷۲۶.امام على عليه السلامـ از نـامه اش بـه مأموران خـراج (ماليات) ـ: اگر خداوند براى ستم و بيداد كه از آن نهى فرمود ، كيفرى كه از آن ترسند ، نمى نهاد ، پاداشى كه در پرهيز از ستم است ، عذرى براى رها كردن [ خواسته او ]نمى گذارْد . پس رحم كنيد تا به شما رحم شود ، بندگان خدا را شكنجه نكنيد و بيش از توانشان بر آنان تكليف مكنيد .
۱۷۲۷.امام على عليه السلام :اى مردم! شما را به حق فرا خواندم ، از من رو گردانديد ، و با تازيانه شما را زدم ، خسته ام كرديد . بدانيد كه پس از من زمامدارانى بر شما حكم رانند كه از شما بدين كار ، خشنود نشوند ، مگر آن كه با تازيانه و آهن ، شما را شكنجه كنند ؛ و امّا من ، شما را با تازيانه و آهن شكنجه نمى كنم ؛ چرا كه هركس مردم را در دنيا شكنجه كند ، خداوند او را در آخرت ، شكنجه خواهد كرد .
۱۷۲۸.مسند زيدـ به نقل از زيد بن على ، از پدرش ، از جدّش درباره امام على عليه السلام ـ: به درستى كه او (على عليه السلام ) به عمر درباره زنِ حامله اى كه اعتراف به زنا كرده بود و عمر دستور داده بود سنگسار شود ، گفت : «شايد بر سرش فرياد كشيده اى يا او را ترسانده اى؟» .
گفت : چنين بود .
فرمود : «آيا از پيامبر خدا نشنيدى كه مى فرمود : بر اعتراف كننده ، پس از شكنجه حدّى نيست . به درستى كه آن كه را دربند كشى يا زندان كنى ، يا تهديد كنى ، اقرارش [ ارزش] ندارد؟ » .
گويد : عمر ، زن را آزاد كرد . سپس گفت : زنان ، ناتوان اند كه فرزندى مانند على بن ابى طالب بزايند . اگر على نبود ، عمر هلاك مى شد .