فصل ششم : سياست هاى اجتماعى
۶ / ۱
به پا داشتن عدالت
۱۵۶۸.امام على عليه السلامـ در نامه اش به ابن عباس ـ: فرستاده ات نزد من آمد . آنچه را پس از بازگشت من ، از مردم بصره ديده اى و يا شنيده اى ، گزارش كردى . من حال آنان را برايت باز مى گويم . آنان ، [ دو دسته اند : ]گروهى هستند كه خواسته اى دارند و رسيدن بدان را آرزو مى كنند ؛ و گروهى كه از كيفرى مى هراسند . پس تو رغبت كنندگان را با عدالت ورزى و انصاف و نيكى كردن ، اميدوار ساز .
۱۵۶۹.امام على عليه السلامـ در سفارش نامه اش به مالك اشتر ـ: بايد دوست داشتنى ترين كارها برايت ميانه آنها در حق باشد ، و فراگيرترين آنها در عدالت ، و جامع ترين آنها در خشنودسازى شهروندان . به درستى كه برترين چشم روشنى زمامداران ، به پاداشتن عدالت در شهرهاست و آشكار شدن دوستى ميان شهروندان .
۱۵۷۰.امام على عليه السلامـ در نامه اش به اسود بن قطبه ، فرمانده لشكر حُلْوان ـ: پس از حمد و سپاس خدا ؛ به درستى كه چون خواسته هاى زمامدار گوناگون شود (وابستگى هايش بسيار شود) ، او را بسيار از اجراى عدالت ، باز دارد . پس بايد كار مردم در آنچه حق است ، نزد تو يكسان باشد ؛ چرا كه در ستم ، چيزى جانشين عدل نيست . بپرهيز از آنچه مانند آن را نمى پسندى!