۳ / ۵
دعوت طلحه و زبير از عايشه براى قيام ۱
۲۱۰۸.أنساب الأشرافـ بـه نـقل از صـالح بن كـيسان و ابو مخنف ـ: طلحه و زبير ، نزد عايشه رفتند و او را به قيام فرا خواندند. عايشه گفت: آيا مرا وا گرمى داريد كه پيكار كنم؟
گفتند: نه ؛ امّا به مردمْ اعلام كن كه عثمان ، مظلومانه كشته شده است و آنها را دعوت كن كه مسئله حكومت را شورايى ميان مسلمانان قرار دهند تا بر همان روشى باشد كه عمر بن خطّاب ، آنان را در آن رها كرد تا تو ميان آنها صلح برقرار كنى.
۲۱۰۹.الفتوح:طلحه و زبير به سوى مكّه بيرون رفتند و عبد اللّه بن عامر بن كُرَيز (پسردايى عثمان) نيز با آنان بيرون رفت . عبد اللّه ، پيوسته به آن دو مى گفت: مژده باد بر شما كه به خواسته هاى خود ، دست يافتيد. به خدا سوگند كه شما را با صد هزار شمشير ، يارى مى رسانم.
آنان ، وارد مكّه شدند. در آن روزگار ، عايشه نيز در مكّه بود. آن دو او را بر خونخواهى عثمان ، تشويق كردند . گروهى از بنى اميّه نيز همراه وى بودند. چون عايشه خبر آمدن طلحه و زبير را شنيد، شادمان گشت و مژده داد و برخواسته خود در مسئله حكومت ، مصمّم شد.