۷ / ۳
امنيت شغلى قُضات
۱۶۴۶.امام على عليه السلامـ در سفارش نامه اش به مالك اشتر ـ: آن گاه براى داورى ميان مردم ، شايسته ترين فرد را از نظر خودت برگزين ... و رتبت او را نزد خود ، چندان بالا بر كه كسى از نزديكانت در وى طمع نكند و از گزند مردمان ، نزد تو ايمن ماند . در اين باره ، نيك بنگر كه اين دين ، در دست بدكاران گرفتار بود . در آن ، بر پايه هوس رفتار مى شد و به نام آن ، دنيا طلب مى شد .
[ در گزارش تحف العقول آمده است :] پس ، از داورى چنين كسى بسيار مراقبت كن و در بخشش به وى ، چنان گشاده دستى كن كه كاستى اش را بزدايد ، و بدان كمك جويد ، و نيازمندى اش به مردم در سايه آن اندك گردد ؛ و او را نزد خود ، مرتبتى ده كه نزديكانت در آن طمع نكنند ، تا بدان وسيله از گزند مردمانْ نزد تو ايمن ماند ، و در هم نشينى ات او را نيكو احترام كن و نزديك خودت بنشان و داورى اش را امضا كن و حكمش را به اجرا گذار و بازوانش را محكم ساز . دستْ يارانش را از بهترين كسانى كه مى پسندى از همتايانش در ميان دين شناسان ، پارسايان و خيرخواهان خدا و بندگانش قرار ده تا در امورى كه بر او مشتبه گردد ، با آنان به بحث و گفتگو نشيند و در آنچه دانشش از او پنهان است ، به آنان رجوع كند و آنان ، گواهان داورى اش در ميان مردم باشند . إن شاء اللّه !
۷ / ۴
اهتمام به آداب داورى
۱۶۴۷.امام على عليه السلامـ به شريح ـ: در حال تأخيركنندگانِ در پرداخت حقوق مردم از توانمندان و بى نيازان ، كه ثروت هاى مسلمانان را در اختيار حكمرانان مى نهند ، بنگر . پس حقوق مردم را از آنان بستان و خانه ها و مستغلّات را بفروش كه از پيامبر خدا شنيدم كه مى فرمود : «تأخير مسلمان توانمند ، ستم بر مسلمان است ، و آن كه مستغلات و خانه و ثروت ندارد ، جبرى بر او نيست» .
و بدان كه مردم را بر حق وا ندارد ، جز كسى كه آنان را از باطلْ دور سازد . آن گاه ، ميان مسلمانان در چهره و سخن و نشستن ، به برابرى رفتار كن تا نزديكت در ستمگرى ات طمع نورزند و دشمنت از عدالت تو نااميد نگردد ، و سوگند را بر مدّعى با آوردن بيّنه (دو شاهد) بازگردان ؛ چرا كه اين كار ، ابهام را برطرف سازد و داورى را استوار گردانَد .
و بدان كه مسلمانان ، عادل اند و برخى بر برخى گواهى دهند ، مگر آن كه در جرمى تازيانه خورده و از آن توبه نكرده است ، يا به شهادت نادرستْ شناخته شده است ، يا در مظان اتّهام قرار دارد ؛ و بپرهيز از شِكوه و اظهار رنج و درد در مجلس داورى ، كه خداوند ، در آن پاداشى مقرّر داشته و ذخيره اى نيكوست براى آن كه به حق ، داورى كند!
و بدان كه صلح ميان مسلمانان رواست ، مگر صلحى كه حلالى را حرام گردانَد يا حرامى را حلال سازد ، و براى آن كس كه مدّعىِ شهود غايب است ، مهلتى مقرّر ساز . اگر آنان را احضار كرد،حقّ او ستانده شود،و اگر آنان را حاضر ننمود ، قضيّه بر وى لازم گردد ؛ و بپرهيز از آن كه قضاوتى را در باب قصاص و حدود الهى و حقوق مردم به اجرا گذارى ، مگر آن كه آن را بر من عرضه دارى! ـ إن شاء اللّه ـ ، و در مجلس داورى منشين ، مگر آن كه غذا خورده باشى .